‏نمایش پست‌ها با برچسب امام حسین(ع) و کربلا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب امام حسین(ع) و کربلا. نمایش همه پست‌ها

سفرنامه کربلا


پدیدآورنده: احمد زمانی ،

،
بخش چهارم
نگاهی دوباره
شب دوم بعد از نماز مغرب و عشاء، توفیق‏زیارت دیگری را پیدا کردیم. زیارت سراسرحماسه عاشورا را قرائت کردیم. برامام‏حسین‏علیه السلام و شهدای کربلا درود فرستادیم وبر قاتلان جنایت کار آنان نفرین نمودیم.
ضریح با صفا و سنگ‏های یشمی رنگ‏دیوارها ما را به خود جذب کرده بود.حائرالحسینی و دیگر قسمت‏های حرم بازائران عارف سخن می‏گفتند. آثار گلوله را برروی ضریح مشاهده کردیم. اثرتیراندازی‏های فراوانی بر درودیوار حرم نقش‏بسته بود. از زمین تا سقف، همه جا، حتی ازدر و دیوارهای صحن و گلدسته‏ها آثارگلوله‏های کالیبر کوچک و بزرگ پیدا بود. دریک لحظه حوادث تلخ قیام ملت مظلوم عراق‏در جلو چشمان ما ظاهر شد، حادثه‏ای که‏مظلومان و بی‏پناهان را به حرم حسینی‏سوق داد. افراد زیادی که به حرم پناه برده‏بودند، در داخل حرم سیدالشهداءعلیه السلام به‏شهادت رسیدند و به مولایشان و شهیدان‏همیشه شاهد تاریخ پیوستند. روحشان شادو راهشان پررهرو. بی‏اختیار بر ستم‏دیدگان‏عصر خود گریه نمودیم و مظلومیت آنان راهمانند مظلومیت مولایشان دیدیم و قضایای‏گذشته جلو چشم ما تجسم پیدا کرد، همانندجنایات متوکل - لعنة‏الله علیه - در سال 236ه .ق. متوکل براساس کینه‏ای که نسبت‏به‏اهل بیت‏علیهم السلام داشت، در مدت 15 سال‏حکومت‏خود، 4 بار دست‏به تخریب حرم‏مطهر زد و آن را با خاک یک سان نمود. مورخ‏بزرگ، طبری نوشته است:
متوکل فرمان داد قبرحسین بن علی‏علیه السلام،خانه‏ها و سرای‏های اطراف آن را ویران کنندو آن سرزمین (مقدس) را شخم زنند و در آن‏بذر بپاشند و سپس بر آن قبر و اطراف آن،آب ببندند; تا مردم را از زیارت و گرد آمدن‏باز دارند.
گفته شده است که رئیس پلیس آن روز درآن منطقه اعلام کرد: پس از سه روز هرکسی‏را در کنار قبر او (امام حسین‏علیه السلام) بیابیم، به‏زندان می‏فرستیم. از آن پس، مردم گریختندو از رهسپار شدن بدان جا دست کشیدند.همه جای آن قبر (شریف) را شخم زدند وکاشتند. (1)
جنایات وهابیون در سال 1216 ه .ق‏نسبت‏به حرم حسینی برای ما تازه گردید.آنان پس از کشتار فراوان، به تخریب حرم‏سالار شهیدان و ابوالفضل العباس‏علیهما السلام‏پرداختند واشیای ارزشمند و جواهرات‏گرانقدر آن جا را به یغما بردند.
سفاکان امروز بهترین فکرها و اندیشه‏ها راهدف قرار دادند و چهره‏هایی را که‏می‏توانستند به امت اسلامی انسجامی دهند،نابود کردند و به خاک و خون کشیدند. در یک‏لحظه بدون اختیار با خود گفتیم:
اللهم انا نشکواالیک فقد نبینا و غیبة‏ولینا و شدة الزمان علینا و وقوع الفتن‏بنا و تظاهر الاعداء و کثرة عدونا و قلة‏عددنا. (2)
«بارالها! به تو شکوه می‏کنیم که پیامبر مادر میان ما نیست و ولی امر ما (امام‏زمان‏علیه السلام) پنهان و غائب است، زمان‏برماسخت گردیده، فتنه‏ها زیاد شده و اطراف‏ما را فرا گرفته است، دشمنان ما فراوان گشته‏و تعداد ما اندک گردیده است.»
در این نگاه دوباره با چشم دل دیدیم که‏خداوند منان لطفش شامل حال همه بندگان‏گردیده و این بارگاه ملکوتی را - که چندین بارمورد هجوم دشمنان اسلام و قرآن واهل‏بیت‏علیهم السلام قرار گرفته بود.- حفظ نموده‏است، بلکه نورانیت و صفا و جذابیتش رابیش‏تر نموده است. خداوند سبحان‏می‏فرماید: «یریدون ان یطفؤا نورالله‏بافواههم و یابی الله ان یتم نوره ولوکره الکافرون‏»
آنان اراده کردند نور خدا را با دهان‏هایشان(تبلیغات) خاموش کنند، ولی خداجز این‏نمی‏خواهد که نور خود را کامل کند،هرچند کافران ناخشنود باشند.
سیرتاریخی حرم و مرقد ابا عبد الله الحسین علیه السلام
در این جا مناسب است فهرستی ازسیرتاریخی حرم و مرقد مطهر سالارشهیدان اباعبدالله الحسین‏علیه السلام را در پیش‏روی خوانندگان عزیز و زائران دلسوخته قراردهیم تا به بقاء و استمرار نور حسینی وعنایت‏خداوند توجه بیش‏تر پیدا کنند.
ردیف / سال ه .ق / رخداد
1 / 61 / امام حسین‏علیه السلام پس از شهادت، در حائر حسینی به خاک سپرده شد.
2 / 65 / مختار بن ابوعبیده ثقفی برگرد مضجع امام دیواری بر پا کرد و بر فراز این چهار دیواری - که از دو سوی، دو در داشت.- گنبدی از آجر و گچ ساخت.
3 / 132 / دردوران ابوالعباس سفاح، درکنار مرقد امام‏علیه السلام سرپوشیده‏ای دیگر بنا شد.
4 / 146 / در دوران ابوجعفر منصور، این سرپوشیده ویران شد.
5 / 158 / در دوران مهدی عباسی، این پرپوشیده ازنو بنا شد.
6 / 171 / دردوران هارون این سرپوشیده ویران و درخت‏سدری هم که در کنار آن بود، بریده و سرانجام گنبد هم تخریب شد
7 / 193 / در دوران امین، بنای حرم ازنو برپا شد.
8 / 236 / متوکل‏عباسی مرقد امام‏علیه السلام را ویران کرد و زمین آن را شخم زد.
9 / 247 / به فرمان منتصر عباسی، بنای حرم بازسازی و برای رهنمون شدن مردم بدان سوی، ستونی هم در جوارش ساخته شد. از آن پس، علویان و پیشاپیش همه، «سید ابراهیم مجاب‏» به تدریج‏به زیارت امام‏علیه السلام و سکونت گزیدن در جوار مرقد او روی آوردند.
10 / 273 / بنایی که مختصر ساخته شده بود، رو به خرابی نهاد. محمد بن محمد بن زید که در طبرستان قیام کرده بود، به تجدید این بنا پرداخت.
11 / 280 / «داعی علوی‏» گنبدی بر فراز قبرساخت که بنای پایینی آن، دو در داشت. وی همچنین در آن سوی این دو در، دو سرپوشیده ساخت و برپیرامون هم دیواری بنا کرد.
12 / 367 / «عضدالدوله‏» بویهی گنبدی چهاررواقه و ضریحی از عاج ساخت و در پیرامون حرم نیز خانه هایی بنا کرد و برای شهر برج و بارویی نهاد. در همین دوره، «ابن شاهین‏» مسجد خود را که متصل به رواق است، بنا کرد.
13 / 407 / در پی سقوط دو شمع بر روی فرشهای حرم، حرم در آتش سوخت و سپس «حسن بن سهل‏»، وزیر به تجدید بنای آن پرداخت.
14 / 479 / «ملکشاه سلجوقی‏» مرقد امام را زیارت کرد و فرمان داد دیوار پیرامون حرم را نوسازی کنند.
15 / 620 / «ناصرالدین الله، عباسی‏» ضریحی برای مرقد امام ساخت.
16 / 767 / «سلطان اویس بن حسن جلایری‏» گنبد داخلی را ساخت و صحنی محصور به چند دیوار برگرد مضجع امام بنا کرد.
17 / 786 / «سلطان احمدبن اویس‏» دو گلدسته بنا کرد و آن دو را به طلا آذین کرد و صحن را توسعه داد.
18 / 914 / «شاه اسماعیل صفوی‏» پس از فتح، به زیارت امام حسین‏علیه السلام رفت و فرمان داد حاشیه‏های ضریح را تذهیب کنند. او همچنین دوازده چراغدان طلا به حرم هدیه کرد.
19 / 920 / «شاه اسماعیل‏» به زیارت کربلا رفت و دستور داد صندوقی از چوب ساج بر ضریح بسازند.
20 / 932 / «شاه اسماعیل دوم‏» ضریح مشبک زیبایی که از نقره ساخته شده بود، را به مرقد امام هدیه کرد.
21 / 983 / «علی پاشا»، ملقب به «وندزاده‏» بنای گنبد را نوسازی کرد.
22 / 1032 / «شاه عباس صفوی‏» ضریحی مسی برای صندوق ضریح ساخت و گنبد را نیز به سنگ‏های کاشانی تزیین کرد.
23 / 1048 / «سلطان مراد چهارم‏»، از سلاطین عثمانی، کربلا را زیارت کرد و فرمان داد گنبد را از بیرون با گچ سفید کنند.
24 / 1135 / همسر نادرشاه، اموال فراوانی در اختیار متولیان حرم گذاشت و فرمان داد نوسازی گسترده‏ای درحرم امام‏علیه السلام انجام دهند.
25 / 1155 / «نادرشاه‏» کربلا را زیارت کرد و فرمان داد بناهای موجود را تزیین کنند. او همچنین هدیه‏های گرانبهایی به گنجینه حرم هدیه کرد.
26 / 1211 / «آغا محمد خان قاجار» دستور داد گنبد را به طلا آراستند.
27 / 1216 / «وهابی‏ها» به کربلا یورش آوردند و ضریح و رواق را ویران کردند و همه نفایس موجود در گنجینه حرم را ربودند.
28 / 1227 / ساختمان حرم رو به فرسودگی نهاده بود. از همین رو، مردم کربلا برای «فتحعلی‏شاه قاجار» نامه نوشتند و فرسودگی گنبد را به وی اطلاع دادند. وی با فرستادن یک ناظر برای نظارت برهزینه‏ها و کار تجدید بنا، دستور داد بنا را نوسازی و ورق‏های طلای روی گنبد را تعویض کنند.
29 / 1232 / فتحعلی‏شاه قاجار ضریح نقره‏ای تازه‏ای ساخت، دل ایوان گنبد را به طلا آراست و همه آنچه را که وهابیون ویران کرده بودند، بازسازی کرد.
30 / 1250 / فتحعلی‏شاه دستور داد گنبد بارگاه امام را نوسازی وگنبد حرم حضرت ابوالفضل‏علیه السلام را نیز برپا و تذهیب کنند.از سوی وی، وکیلش، ابراهیم خان شیرازی نظارت بر انجام امور و هزینه‏ها را برعهده داشت.
31 / 1273 / ناصرالدین شاه گنبد و بخشی از طلاکاری‏های آن رانوسازی کرد.
32 / 1283 / ناصرالدین شاه صحن حرم را توسعه داد.
33 / 1351 / نوسازی زیرسازی‏های صحن.
34 / 1358 / «سیف الدین طاهر»، داعی اسماعیلی ضریح نقره‏ای را به ضریحی نو بدل کرد.
35 / 1360 / سیف الدین طاهر یکی از گلدسته‏ها را که ویران شده بود، از نوساخت.
36 / 1367 / خانه‏ها و همچنین مدارس دینی مجاور صحن به هدف توسعه آن، تخریب شد.
37 / 1370 / «مرحوم صبری هلالی‏» به خطاطی و کتابت‏سوره دهر در حرم امام حسین‏علیه السلام و همچنین حرم حضرت عباس‏علیه السلام پرداخت. ضلع شرقی حرم ساخته و بدان افزوده و ایوان‏ها و طاق‏ها با کاشی‏های نفیس زینت داده شد.
38 / 1371 / گنبد تجدید بنا و به خشت‏های طلا آذین شد
39 / 1373 / آینه کاری‏های سقف و رواق‏های حرم به طور کامل بازسازی وکاشی‏های معرقی از اصفهان برای آراستن حرم امام حسین‏علیه السلام و حضرت عباس‏علیه السلام به کربلا آورده شد. قسمت‏بالای ایوان قبله (ایوان طلا) را طلاکاری کردند.
40 / 1383 / هیات نوسازی حرم برای نمای دیوارهای بیرونی حرم سنگ هایی را از ایتالیا وارد کرد. «قنبر رحیمی‏» ستون‏های سنگی گران قیمتی برای نمای ایوان قبله اهدا کرد و دیوارهای مقتل را نیز با سنگ‏های مرمر تزیین کرد.
41 / 1383 / هیات نوسازی حرم به بلندتر کردن ایوان‏ها و نماکاری دیوارهای آن‏ها با کاشی اقدام کرد.
42 / 1384 / یکی از نیکوکاران ستون هایی سنگی برای نصب در ایوان طلا هدیه کرد.
43 / 1388 / ستون هایی سنگی از ایران وارد کردند و به برداشتن سقف قدیمی ایوان پرداختند. ریاست اوقاف عراق بالابرهایی برای سنگ‏های مرمر در اختیار حرم گذاشت.
44 / 1390 / شمش هایی از بتون مسلح که با پل‏های مسلح به هم متصل می‏شد، زده شد تا بعدا ستون‏های سنگی ایوان را بر روی آن‏ها استوار کنند.
45 / 1392 / کلنگ احداث بنای جدید ایوان طلا بر زمین زده شد.
46 / 1394 / طرح نوسازی و هماهنگ سازی صحن شریف تدوین شد.
47 / 1395 / تعمیرات حرم امام و حرم حضرت عباس‏علیه السلام با کاشی‏کاری دیوارهای جلوصحن و ساختن کتابخانه و موزه پیگیری شد.
648 / 139 / اوقاف، تزیین ونوسازی ایوان طلا را با کاشی معرق و خاتم‏کاری انجام داد.
پی‏نوشتها:
1 - تاریخ طبری، ج 11، ص 44. شیخ طوسی(ره)در «امالی‏» از قول عبدالله بن دانیه می‏نویسد: درسال 247 ه . ق به زیارت بیت الله الحرام رفتم. بعد ازآن، به قصد زیارت عتبات عالیه به سوی عراق‏حرکت کردم. اول به زیارت امیرمؤمنان(ع) رفتم وسپس روانه کربلا شدم. به کربلا که رسیدم، دیدم‏حرم آن حضرت را تخریب کرده‏اند و زمین را شخم‏زده‏اند و در آن، نهرها جاری ساخته و گاوها را به‏قصد شخم زدن می‏رانند. گاوها نزیک قبر شریف که‏می‏رسیدند، از سمت چپ یا راست آن حرکت‏می‏کردند. هرچه به آن حیوان‏ها تازیانه می‏زدند، سودی نمی‏بخشید و آن‏ها اطاعت نمی‏کردند.
عبدالله بن دانیه می‏گوید: نتوانستم قبر آن‏حضرت را از نزدیک زیارت کنم، از دور سلامی دادم‏و برگشتم. چون به بغداد رسیدم، دیدم در میان مردم‏سروصدا بلند است. پرسیدم: چه خبراست؟ گفتند:پیکی خبرداده که متوکل کشته شده است. من وبسیاری خوشحال شدیم. گفتم: خدایا! این شب دربرابر آن شب! (امالی، شیخ طوسی، ص 209.)
2 - بحارالانوار، ج 53، ص 198، ح 18، باب 31.

Posted in برچسب‌ها: | 0 نظرات

کربلا مهم‏ترین زیارتگاه شیعی


منابع مقاله:
فصلنامه تاریخ اسلام، شماره 19 ، م. دونالدسن، دوایت ؛ مترجم : احمدوند، عباس ؛

این نوشتار که فصلی از کتاب «مذهب شیعه» است، به مباحثی چون موقعیت شهر کربلا، فضیلت زیارت آن، کربلا در نگاه جغرافی‏دانان و سیاحان، زیارت و عزاداری امام حسین علیه‏السلام و وصف کلی کربلای معلی می‏پردازد. مؤلف از آغازگران مطالعات مستند امامیه در غرب انگلیسی زبان است که با وجود کهنگی نگاشته‏اش (1933)، هنوز آثارش ـ آن چنان که در جای دیگری مفصلاً توضیح داده‏ایم2 ـ مرجع محققان غربی و علاقه‏مند به مطالعات شیعی است. مترجم سعی نموده با توضیح پاره‏ای مواضع، درک نادرست نویسنده از شعائر شیعی را تصحیح نماید.
واژه‏های کلیدی: کربلا، زیارت، حرم امام حسین علیه‏السلام ، حضرت ابوالفضل‏العباس علیه‏السلام عزاداری، روضه‏خوانی.
به خاطر می‏آورم که وقتی از کربلا دیدن کردیم، ساعت 4 بامداد هتلمان را در بغداد ترک کردیم و چگونه سوار بر اتومبیل فورد مدل T قدیمی با سرعت زیاد از صحرا گذشتیم. کمی قبل از ساعت 6 در شن انبوهی بسیار آهسته راندیم، زیرا در میان نخلستان‏هایی که این شهر مقدس را در بر داشتند به طور مارپیچ به مسیرمان ادامه می‏دادیم.3 فصل تابستان بود، این جا و آن جا مردمی را دیدیم که شب را در زیر درختان گذرانده بودند؛ آنان سماورهایشان را روشن می‏کردند تا چای صبحگاهان را آماده کنند یا کنار جوی باریکی، بر نهر آبی نشسته و دندان‏هایشان را با خلالی که پیوسته نرمش می‏کردند، محکم می‏شستند.
شهر، 3 یا 4 مایل دورتر در میان نخلستان‏ها قرار داشته و هیچ دیوار محافظی ندارد؛ لذا چند دقیقه بعد در قهوه‏خانه‏ای که تقریبا مقابل مرقد امام حسین علیه‏السلام بود، نشستیم و صبحانه‏ای مقوی شامل نان داغ ایرانی4، چای و خرمای رسیده، صرف کردیم. عجیب است که در قهوه‏خانه ایرانی انسان [فقط] می‏تواند چای بنوشد5، زیرا در آن جا به ندرت چیز دیگری یافت می‏شود من برای برداشتن عکسی، در خیابان اصلی منتهی به حرم از اتومبیل پیاده شدم، اما از این زاویه، برج برجسته ساعت، جلوی نمای گنبد طلایی را گرفته بود.
در قهوه‏خانه که نشستم، توانستم طرح‏های زیبا و مارپیچ کاشی‏کاری مدخل مرقد و مناره‏ها را ببینم. در عرض این مدخل زنجیری آهنی بود که نشان از محدوده‏ای می‏داد که «کافران نجس» نباید از آن بگذرند6 زیارت این حرم با ایمان، به رسالت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و اعتقاد به امامت الهی و منصوص امام حسین علیه‏السلام تکلیفی مهم و عمده است. چه این کار برای شخص زائر در بردارنده این امتیاز است که سقف خانه‏اش هرگز بر سرش فرو نمی‏ریزد و او هرگز غرق نشده، نسوخته و حیوانات وحشی به وی صدمه نخواهند رساند. اما برای کسی که مؤمن نیست رفتن به ورای آن زنجیرهای مانع، جرمی است که به احتمال زیاد تاوانش مرگ در نتیجه خشونت مردم است، چون آنان چنین عملی را بی‏حرمتی به حرم اطراف مزار می‏دانند.
هم‏چنان که فکر می‏کردم، آمدن من به کربلا چقدر آسان و بی‏دردسر بوده است، متوجه شدم که سیّاح صرف بودن با زائر تفاوت بسیار دارد؛ برخی از این زوّار که تازه از حمام بیرون آمده بودند، در قهوه‏خانه بودند. آنان با حوله‏های قرمز روشنی که دور بدن‏های عریان خویش بسته بودند، آن جا نشسته و مشغول صرف چای بودند؛ [پس از آن] ظرف چند لحظه لباس پوشیده و زیارت امام را با توجه فراوان نسبت به ادای تمام آداب آن، به جای می‏آوردند.
پیرمردی با چهره‏ای مهربان و مطمئن، به واسطه این که نماز می‏خواند، چای خود را نهاده بود تا خنک شود؛ او هر بار که به سجده می‏رفت مهر گلین کوچکی را بر پیشانی می‏نهاد.7 مغازه‏های متعددی در خیابان اصلی صدها عدد از این مهرها را قطعا برای فروش عرضه می‏کردند، ولی شنیدم که یکی از ائمه علیهم‏السلام فرموده است: فروش خاک برگرفته از تربت مقدس و آغشته به خون امام حسین علیه‏السلام مانند فروش گوشت خود حضرت است. اما وقتی کربلا را ترک می‏کردیم، راننده 20 سنت8 برای خرید جعبه‏ای کبریت پرداخت و به جای بقیه پولش تعداد فراوانی از این مهرهای گلین کوچک گرفت. فروشندگان دوره‏گرد 100 عدد از این مهرها یا مقداری در این حدود را بر طبقی به عنوان تحفه ظاهری زیارت، نزد زایر احتمالاً مشتاق آورده و می‏گویند که [برای مهرها] قیمتی تعیین نمی‏کنند، بلکه مشتری با پرداخت پول در روز قیامت برای خود ثواب جمع می‏کند و این به خاطر آن است که مشتریان معمولاً مزد فروشندگان دوره‏گرد را در این دنیا می‏پردازند، ولی این رسم برای زائران ثروتمند آزار دهنده است. بازرگانان هندی این مهرها را حدودا هر صد مهر 3 روپیه9 می‏خرند و در بسیاری جاهای کربلا فروشندگانی هست که عملاً تمام آنها را به فروش می‏رسانند.
تصور می‏رود که خاک این مهرها را از قتلگاه امام می‏آورند؛ تسبیحی از این خاک معمولاً یکی از پرکاربردترین چیزهاست. این تسبیح 34 دانه دارد و مؤمن پارسا در اوقات فراغتش با این تسبیح به گفتن 34 «اللّه‏ اکبر»، 33 بار «الحمدللّه‏» و 33 بار «سبحان اللّه‏» می‏پردازد.10 وقتی شیعه‏ای می‏میرد اگر طوقی از این دانه‏های گلین بر دور گردنش، انگشتری گلی بر سبابه دست راستش و 2 بازوبند گلین بر دو بازویش داشته باشد بسیار سعادتمند است و باید اندکی از خاک جارو شده مرقد را در پارچه‏ای بسته، در دست راستش قرار دهند و اگر بر کفن او آیاتی از قرآن را با این گل بنویسند، خوب است.
معتبرترین کتاب راهنمای زائران شیعه، تحفة الزائرین11 [هدیه‏ای برای زایران] می‏باشد که آن را نویسنده کثیر التألیف و مشهور، محمد باقر مجلسی در قرن شانزدهم میلادی نوشته است. این کتاب به ویژه تصریح می‏کند که تنها خاک متبرک محدوده اطراف مزار حضرت، خواص شفا بخش دارد. در روایت است که امام هفتم، موسی بن جعفر علیه‏السلام فرمود: مردم نباید از خاک مزار او یا هیچ یک از دیگر ائمه جز امام حسین علیه‏السلام برگیرند، زیرا به اعتقاد وی خداوند [تنها] به این خاک به خصوص فایده شفا بخشی شیعیان و یارانشان را عطا کرده است.12 اعتقاد بر این است و احادیث مقبول ائمه علیهم‏السلام نیز این را تأیید می‏کند که اگر فردی مریض و در آستانه مرگ باشد، لیکن با ایمان خالص به امام حسین علیه‏السلام قدری از این خاک را بخورد، زنده می‏ماند. اما امام هشتم علی بن موسی الرضا علیه‏السلام فرمود: خوردن تربت جایز نیست چون این کار مانند خوردن خون بدن می‏باشد، الاّ تربت امام حسین علیه‏السلام که درمان هر دردی است و اثر شفابخشی آن خاک تا شعاع حدود یک مایل وجود دارد. به هر حال این وعده امام رضا علیه‏السلام مشروط به این است که اگر اراده خداوند بر مرگ کسی قرار گرفت، آن گاه حتی خوردن این خاک نیز سودی نخواهد داشت. گفته‏اند که هر کس قدری از این خاک معجزه‏آسا را بر سر بگذارد از بیماری و بداقبالی مصون خواهد بود؛ به فرموده امام رضا علیه‏السلام اگر فردی گوشت خوک بخورد و بمیرد وی بر او نماز میت نمی‏گزارد مگر این که شخص متخلف تربت حسین علیه‏السلام را بر سر نهد.13 شیعیان بر این باورند که اگر ارواح خبیث یا اجنه کافر در فردی که این خاک را همراه خود دارد، حلول کنند، عطر خوشبویی را حس خواهند کرد، هر چند خود شخص ممکن است از آن آگاه نباشد.
[در این حال] ساعت برج، ساعت 314 (یعنی 3 ساعت بعد از طلوع خورشید) را اعلام کرد؛ چون به برج نگریستم به وضوح تمام آثار تعمیر مختصری را که با حلبی [بشکه‏های] بنزین در آن صورت گرفته و کرمیت روزولت(1) از آن یاد کرده است، دیدم.15 آن گاه به سوی زنجیرهای ممنوعه گام برداشتم و مشتاقانه به درون [حرم] نگریستم، چقدر آرزو داشتم که بتوانم به درون بروم و یک روز کامل را در بررسی کاشی‏کاری‏ها و خواندن کتیبه‏ها بگذرانم. کتاب بی‏نظیر لسترنج (سرزمین‏های خلافت شرقی) را که گلچینی از محتویات کتب جغرافی دانان مسلمان است در اختیار داشتم، وی در آن جا می‏گوید: حتی قبل از سال 850 میلادی (236قمری) نیز باید در کربلا مقبره مانندی موجود بوده باشد زیرا در این هنگام بود که متوکل با صدور فرمان ویرانی و به آب بستن مرقد امام حسین علیه‏السلام ، برای همیشه منفور شیعیان شد و می‏دانیم که بعدها این محل را شخم زده و در آ ن بذر کاشتند و زیارت کربلا را با وضع جریمه‏های سنگین ممنوع کردند.16 استخری و ابن حوقل17 می‏گویند که احتمالاً به زودی، اما چند سال پس از به قدرت رسیدن سلسله بویهی، در قرن دهم میلادی (چهارم قمری) دوباره چنین بنایی ساخته شد18 که [ظهور این سلسله را] نباید به منزله برکناری خلفای عباسی از حکومت دانست، ولی در آن ایام عباسیان جدا از اقتدار دنیوی‏اشان برکنار ماندند. عضدالدوله، همان امیری که بارگاه امام علی علیه‏السلام را در نجف ساخت، به سال 929 میلادی (317 قمری) بنای یاد بود باشکوهی [نیز]، در کربلا برآورد. اما از آن رو که قدرت آل بویه دیری نپایید، ملاحظه می‏کنیم که به سال 1016 میلادی (407 قمری) گنبد این مرقد با شکوه در آتش سوخت. دیدار کننده بعدی، ملک‏شاه سلجوقی بود که گویا پس از بازسازی گنبد در سال 1086 میلادی (479قمری) از کربلا دیدن کرده است.19
اما قبل از مستوفی ـ در قرن چهاردهم میلادی (هشتم قمری) هیچ توصیفی از کربلا و مرقد حسین علیه‏السلام وجود ندارد20 وصف خود مستوفی نیز کافی نیست، چه علاوه بر انتساب بنای ساختمان اصلی به عضدالدوله، مؤلف صرفا می‏گوید که در زمان او شهر کوچکی به مساحت 2400 قدم در اطراف این مرقد به وجود آمده است. ولی ابن بطوطه که سفرنامه خویش را حدودا در همین ایام نوشته است، از مدرسه دینی مهمی یاد کرده و به ذکر جزئیات در باب مرقد حضرت می‏پردازد، او می‏گوید: آستان متعدد این مقبره21 که زوار به هنگام ورود آن را می‏بوسند از نقره ناب است؛ مرقد را با چراغ‏های متعدد طلا و نقره روشن کرده و درها را با پرده‏های حریر پوشانده‏اند. وی درباره این شهر کوچک می‏افزاید: سپس در اثر نزاع بی‏وقفه فرق رقیب، ویرانی جدی پدید آمد، اما شهر در آغوش نخلستان‏های فراوان که نهرهای رودخانه فرات آنها را به خوبی آبیاری می‏کند، پا برجا ماند.22
من آن جا در مدخل ایستاده و فکر می‏کردم که چطور به بهترین وجه [ممکن] به دیدن این نقاط جالب تاریخی بروم که در این هنگام صدایی شبیه به آوای سرود خوانی در کلیسا را شنیدم؛ کاروانی از زوّار23 تحت سرپرستی راهنمایی حرفه‏ای [به شهر] نزدیک می‏شد. [مردم[ همان طور که نزدیک می‏شدند، پس از قافله سالارشان زیارت‏نامه به خصوصی را می‏خواندند. همان گونه که حدس می‏زدم این زیارتنامه را گارسن دوتاسی(2) ترجمه کرده است که ترجمه او را در ذیل می‏آورم.24
که خداوند متعال نیایش‏هایی را که برای آسایش روح آن دو امام همام ادا می‏کنم، بپذیرد.
آن دو امام شهید و محبوب خداوند، دو قربانی بی‏گناه خباثت [ستمکاران].
آن دو امام خجسته، ابو محمد حسن و ابا عبداللّه‏ حسین علیه‏السلام .
و هم چنین دعاهایی را که به 12 امام و 14 معصوم و 72 شهید صحرای کربلا تقدیم می‏دارم، بپذیر.25
آن زایران خسته از سرزمین‏های دور دست بدان جا می‏آمدند و سوار بر ماشین نبودند، بلکه از 4 تا 8 هفته در راه بودند و هر روز هنگام طلوع خورشید سوار بر استرهایشان شده و 8 تا 12 ساعت به حرکت ادامه می‏دادند. [اینان] مردان و زنانی بودند که از ظاهرشان می‏شد فهمید اغلب روستایی یا شاید صنعت‏گر و یا فروشنده خرده‏پا هستند؛ در میان آنان به طرز جالبی پیرزنان فراوانی به چشم می‏خورد، مادربزرگانی که اکنون آرزوهای زندگی‏اشان را تحقق یافته می‏دیدند من هم چنان که زوار عبور می‏کردند و به جانب کاروانسرایی نزدیک ره می‏سپردند، چهره هایشان را وارسی نمودم؛ بر تمام آنها اثر جدیت بسیار هویدا بود.
آیا می‏توان دریافت که این زیارت برای آنان چه معنایی دارد؟ در تمام زندگی‏اشان هر گاه کودکی را ختنه می‏کنند، هر وقت زوجی ازدواج می‏کنند، هر وقت کسی می‏میرد، این مردم روحانی را دعوت کرده و او بخشی از شرح مصیبت بار واقعه کربلا را در حالی که همه می‏گریند، می‏خواند.26 آنان ثواب فراوانی27 را که ائمه رسما به زوّار وعده داده‏اند، می‏دانند و آیا این وعده‏ها در کتبشان نیامده و ایشان این وعده‏ها را از قراء که هر شب یا در طول سفر پیوسته آنها را می‏خوانند، نشنیده‏اند؟ آنان از کودکی شنیده‏اند که در اطراف مزار 4 هزار فرشته است، فرشتگانی که روز و شب می‏گریند و هر چه از تمام نقاط ـ حتی سرحدات ـ زایر بیاید، این فرشته‏ها به استقبال آن زایر می‏روند، اگر بیمار شود به کمکش می‏شتابند و اگر بمیرد، بر سر مزارش رفته و برایش طلب آمرزش می‏نمایند. خداوند به این فرشتگان فرموده است که خود متکلّف رفع تمام نیازهای مادی زایران است و گناهان 50 سال هر زایر را می‏بخشد. اکثر آنان با پول اندکی می‏آیند و می‏دانند که [با آن پول] در کربلا فقط می‏توانند نان بخرند، با این همه برای بازگشتن‏شان نیز پول کافی باقی می‏ماند. آنان باید خیرات و [مبرات] اندکی نیز هدیه کنند، زیرا پولشان که پس‏انداز خانواده‏ای است به آرامی فراهم آمده مانند پولی که در کشورهایی که زیارت دینی متداول نیست، به مؤسسات بیمه پرداخت می‏گردد.
مقایسه مطرح شده میان [این نذورات] و بیمه‏نامه، سودمند است.28 چون زیارتنامه‏ها فقط عمر بیشتری را به زوار معتقد این مرقد وعده می‏دهند، بلکه بر چیزی تصریح می‏کنند که می‏توان آن را فواید بیمه خواند، [به این شکل که] هر کس با اشتیاق فراوان این زیارت را انجام دهد، اجر هزار حج و هزار شهادت و هزار روز روزه و آزاد کردن هزار برده را می‏برد. در زیارت سال بعد نیز ارواح پلید و شریر نمی‏توانند به این زایر آسیبی برسانند چه خداوند خود حامی اوست و اگر بمیرد فرشتگان در مراسم تدفین وی حضور می‏یابند و در روز محشر در زمره یاران امام حسین علیه‏السلام بر می‏خیزد که او را با پرچمی که در دست دارد، می‏شناسند و امام پیروزمندانه زایرانش را مستقیما به بهشت راهبری می‏کند. بنابر روایت دیگری، اگر زایری در کربلا بمیرد، فرشتگان بدن وی را غسل داده و او را به بهشت، جایی که به پاداش مقدار هزینه او در این زیارت 10 هزار29 درهم منتظر اوست، می‏برند. در روز محشر نیز تمام کسانی که در هر یک از مقابر ائمه مدفونند، گناهانشان هر چه باشد در معرض حساب نیستند. جز این که چنان که در صحیفه‏ای آمده مستقیما به بهشت صعود می‏کنند و فرشتگان دستان خود را به خوش‏آمد گویی آنان تکان می‏دهند.
چون بنابر اکثر مراجع، این جا در دشت کربلا 4 هزار تن از سواران عمر بن سعد پیکر امام حسین علیه‏السلام را زیر سم اسبان خویش لگدمال کردند و خون امام حسین علیه‏السلام به همران 62 یا 72 نفر از اصحاب اهل‏بیت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به زمین ریخته شد و با خاک در آمیخت، کربلا نزد گروه زیادی از مسلمانان که از ابتدا دل در گرو دوستی خاندان پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله داشتند، تقدس یافته است. شیعیان در شهادت امام حسین علیه‏السلام با حرکت دسته‏جمعی‏اشان در محرّم سوگواری می‏نمایند و [نقطه] اوج آن نوعی به نمایش درآوردن پرشور تمام وقایع مصیبت بار رخ داده، در کربلاست که آنها را به شبیه‏خوانی اجرا می‏کنند.
لذا تعجبی ندارد که روایات، مطالب قابل ملاحظه‏ای را در باب تقدس فراوان این مکان نقل می‏کنند؛ امام ششم از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل کرده است که فرمود: فرشتگان در حالی که می‏دانستند امام حسین علیه‏السلام در کربلا دفن خواهد شد خاک متبرک اورشلیم [بیت‏المقدس] را بدان جا آورده و هزار سال جلوتر، از پیش مشغول آماده سازی مکانی برای دفن حضرت گردیدند. روایت کرده‏اند امام چهارم که فرزند خود امام حسین علیه‏السلام بود، خبر داده است: مریم باکره علیهاالسلام به طور معجزه‏آسایی از دمشق30 به کربلا آمده و عیسی علیه‏السلام را در همان مکانی که امام حسین علیه‏السلام در آن جا مدفون گردید، به دنیا آورده و همان شب همراه کودکش به دمشق بازگشت. ما همچنین در اخبار ملاحظه می‏کنیم که حضرت علی علیه‏السلام به همراه برخی اصحابش از دشت کربلا گذشته است و چون حضرت به محلی که امام حسین علیه‏السلام در آن جا شهید شد، رسید، فرمود: 200 پیامبر و 200 تن از اوصیای پیامبران و 200 تن از فرزندان پیامبران پیشین مشتاق بوده‏اند که در این جا دفن شوند.31
طبری ضمن حوادث سال 915 میلادی (303 قمری)32 از حائر33 یا محدوده‏ای از کربلا که به واسطه شهادت امام حسین علیه‏السلام تقدس یافته، یاد کرده است که در آن ایام گروهی که از موقوفات مؤسَّس ام موسی مادر مهدی34 عباسی تأمین می‏شده‏اند، متولیان رسمی کربلا بوده‏اند. زمانی که طبری تنها دوازده سال داشت، متوکل کوشیده بود تا با به آب بستن قبور امام حسین علیه‏السلام و اصحابش آنها را ویران سازد. اما بنابر روایتی شیعی محل مزار به طور معجزه‏آسایی خشک ماند و شیعیان همین مکان را در زیارتنامه‏های35 خود حائر [= زمین پست [خوانده‏اند.
عکسی که از هوا برداشته شده است نشان از دو مرقد می‏دهد که هر دو را واقع در این منطقه متبرک می‏دانند؛ آن دو بسیار شبیه [به یکدیگرند] زیرا هر یک مناره‏ها، یک برج ساعت و عمارت وسیع سر پوشیده‏ای داشته و دارای یک صحن یا حیاط همراه با تعدادی اتاق شبیه اتاق‏های یک کاروانسرا می‏باشد؛ دو بنای مرکزی دارند که تقریبا هم شکل و هم اندازه‏اند و فضایی که به زایر اجازه می‏دهد تا مزار را طواف کند. اما جنبه‏های متمایز کننده‏ای نیز میان این دو مرقد وجود دارد که فی‏الفور به چشم می‏آید؛ مرقدی که در جلوی نما قرار دارد به جای دو مناره، سه مناره دارد، این مرقد امام حسین علیه‏السلام است که گنبدش در زیر نور خورشید و بر اثر تلألو آن به روکش طلایی‏اش می‏درخشد. مرقد دوم را به احترام حضرت عباس علیه‏السلام ، برادر ناتنی امام حسین علیه‏السلام ، بنا کرده‏اند.36 و گنبدش از کاشی آبی لعاب‏دار است که در مقابل آسمان صاف منظره‏ای بسیار جالب دارد «چون آن را زیر ابر بنگری، بسان توده‏ای فیروزه‏ای، می‏نماید». روایت کرده‏اند که این عباس در نبرد بسیار شجاع بوده و این سخن رواج دارد که خطرناک‏ترین محل برای قسم دروغ خوردن، مرقد اوست، زیرا چنان که دوستی شیعه می‏گفت: او امام نبود که از وی انتظار شفاعت برود، اما صداقت بسیاری داشت.
بهترین راه برای درک اهمیت این دو مرقد، مطالعه گزارشی درباره آخرین مصایب امام حسین علیه‏السلام و یاران نزدیکش تواند بود. اگر روایات صریح دینوری37 را (م 895م/282ق) که یکی از قدیمی‏ترین و بهترین مورخان شیعه است، دنبال کنیم، ملاحظه می‏کنیم که اصحاب امام از کشتن و کشته شدن باز نایستادند تا این که فقط اهل‏بیت حضرت باقی ماند؛ نخستین کسی از ایشان که پیش رفت و جنگید38 پسر امام حسین علیه‏السلام ، علی اکبر، بود که پیوسته جنگید تا به شهادت رسید؛ [دشمنان] نیزه‏ای به او زدند که بر زمین افتاد، سپس با شمشیر به قتلش رساندند. بیش از 6 نفر از آنان یکی پس از دیگری به تنهایی در جنگ کشته شدند و عبداللّه‏ پسر مسلم و قاسم و ابوبکر دو پسر امام حسین علیه‏السلام نیز در میان شهدا بودند.
می‏گویند وقتی عباس بن علی علیه‏السلام این صحنه را دید، به برادرانش عبداللّه‏ و جعفر و عثمان گفت: همراه من حمله برده و از آقایتان دفاع کنید تا قبل از او بجنگید و کشته شوید! پس همه با هم حمله کرده و خود را میان امام حسین علیه‏السلام و دشمن انداختند تا شخصا از او حفاظت کنند. عبداللّه‏، جعفر و عثمان یکی پس از دیگری کشته شدند، ولی عباس هنوز نزدیک امام ایستاده بود تا به دفاع از او بجنگد و هر جا که امام می‏رفت همراه وی حرکت می‏کرد تا او را نیز به شهادت رساندند. آن گاه امام حسین علیه‏السلام تنها شد؛ مالک بنِ بشْر کندی به او حمله برده و با شمشیر ضربه‏ای بر سر او زد؛ گویا امام برنسی39 (= ردایی بافته شده از ابریشم و پشم) بر سر انداخته بود که شمشیر این پوشش را پاره کرد و سر او را مجروح نمود. پس امام ردا را به کناری نهاده و کلاهی40 خواست و آن را با عمامه‏ای بر سر گذاشت و نشست و طفلی را ـ شاید کسی را که برایش کلاه آورد ـ صدا زد و او را در کنار خود بر صخره‏ای نشانید، اما در حالی که این پسربچه کنار امام بر صخره نشسته بود مردی از بنی‏اسد تیری سرپهن به سویش پرتاب کرد و او را به شهادت رساند؛41 امام حسین علیه‏السلام مدتی طولانی نشسته در آن جا ماند، زیرا هر قبیله‏ای کشتن او را به دیگری وا می‏نهاد و از اقدام بدین کار ابا می‏کرد. امام تشنه بود، پس ظرفی آب طلبید، ولی موقعی که می‏خواست آب بنوشد مردی به نام حُصَین بن نُمَیْر، تیری به سوی او پرتاب کرد که وارد دهانش شد و او را از نوشیدن باز داشت، امام حسین علیه‏السلام ظرف را بر زمین گذاشت. وقتی جماعت این صحنه را دیدند عقب نشستند، اما چون امام برخاست تا به جانب رودخانه برود میان او و آب موضع گرفتند و حضرت به جای قبلی‏اش بازگشت؛ یکی از آن افراد تیری انداخت که به پشت او اصابت کرد؛ امام تیر را بیرون آورد، ولی زُرعَة بن شریک42 ضربت شمشیری به وی زد، حسین علیه‏السلام کوشید تا با دست جلوی این ضربه را بگیرد، لیکن شمشیر برق‏آسا بر دستش فرود آمد. سرانجام سِنان بن اَوْس نخعی پیش آمد و نیزه‏ای به وی زد و امام فرو افتاد، آن گاه حَولیّ بن یزید اصبحیّ یورش برد تا سر از تن حضرت جدا کند، ولی دستانش لرزید، لذا برادرش شِبْل سر امام را جدا کرده و آن را به حولی داد.43
بیش از هزار سال از زمانی که این فاجعه در کربلا رخ داده، گذشته و هنوز ده‏ها هزار زایر هر ساله به کربلا می‏آیند. زوار عمدتا ایرانی‏اند، اما تعداد زیادی نیز تقریبا از تمام نواحی جهان اسلام برای زیارت این مزار متبرک [به کربلا] می‏آیند. آنان اغلب اجساد خویشانشان را که در وصیت نامه‏های خود شرط نموده‏اند تا در کربلا به خاک سپرده شوند، همراه دارند. در سمت راست مدخل مرقد امام حسین علیه‏السلام پلکانی وجود دارد که به سرداب وسیعی شاید به طول 200 یارد منتهی می‏گردد. اجساد زوار خارجی را در تابوت حمل می‏کنند و جسدهای پذیرفته شده برای دفن را در قبرهایی واقع در این سرداب وسیع قرار می‏دهند در مرقد حضرت عباس نیز ترتیب مشابهی در دفن اجساد وجود دارد و به من گفتند که اجساد را به مبلغی کمتر از 500 روپیه در این دو سرداب بزرگ دفن نمی‏کنند؛ راهنمایم به من گفت که مدفن شهدا، فرزندان امام حسین علیه‏السلام و دیگر اهل‏بیتش در مرقد عباس علیه‏السلام و نزدیک مزار آن حضرت قرار دارد.
در مدخل حرم عباس علیه‏السلام ، توجه زایر به این عبارت که با حروف بزرگ نوشته شده جلب می‏گردد «گستاخانه پا بر این آستان ننهید چه این مکان سجده‏گاه فرشتگان و شاهان است». گنبد حرم حضرت عباس علیه‏السلام زرین نیست، چه می‏گویند حضرت در خواب به بانی آن ـ نادرشاه44 ـ هشدار داد که چنین نکند؛ نادرشاه می‏پنداشت عباس علیه‏السلام را که معمولاً ابوالفضلش می‏خوانند، در خواب دیده که خطاب بدو فرموده است: چون من از حسین علیه‏السلام کوچک‏تر بوده و خاک پای آقایم می‏باشم، باید در بنایت تفاوت میان آقا و مولا را لحاظ کنی. ولی درون مرقد فرش‏های عالی و ایرانی بسیاری است که تجاری که نامشان درگوشه این فرش‏ها نقش بسته، آنها را [به آستان حضرت] هدیه کرده‏اند. چلچراغ‏هایی سیمین و زرین در زیر گنبد آویزان بوده و نرده نقره‏ای ساده‏ای خود مزار را در برگرفته است؛ درون این نرده، بر خود مزار عمامه و شمشیری قرار دارد که به تصریح روایتی، عباس علیه‏السلام در آخرین نبرد قهرمانه‏اش از آنها استفاده کرده است. اما شاید مهم‏ترین چیزی که در حرم به چشم می‏خورد سیاهی مدور و چسبیده به سقف گنبد باشد، زیرا نقل است که این سیاهی سر مردی است که در حرم قسم دروغ خورد و فورا سر از تنش جدا شده و به سقف چسبید، این روایت حداقل بر این نکته تأکید می‏ورزد که اکثریت بسیاری از شیعیان در قسم خوردن به نام ابوالفضل تردید دارند. زایران مزار او سه بار دور قبر چرخیده و چون به زیر آن نقطه سیاه می‏رسند به گناهان خود اعتراف کرده و از خداوند طلب آمرزش می‏کنند.
ولی دور ضریح امام حسین علیه‏السلام ، یعنی مرقدی که گنبدش زرین است،45 2 نرده وجود دارد؛ نرده درونی از طلا و نرده بیرونی نقره است که آن را به نحو استادانه‏ای ساخته‏اند. این نرده نقره‏ای را ناصرالدین شاه [قاجار] هدیه نموده و نامش بر آن منقوش است. زوار هدایایی [اعم[ از پول و جواهرات [با خود] آورده و درون این نرده‏ها می‏ریزند [آنان] به ویژه در اوقاتی که نذری دارند، مشروط به برآورده شدن حاجاتشان از سوی امام، هدایای [موعودشان] را درون نرده طلایی می‏اندازند. [خدّام] گاه گاه این نرده‏ها را باز کرده و اموال را بر می‏دارند و قبل از این که [آنها را] به عنوان بخشی از دارایی مرقد به فروش برسانند، رسما قیمتشان را برآورد می‏کنند؛ این گشودن [نرده‏های] آرامگاه، خود طی مراسمی صورت می‏گیرد و نمایندگان حکومت [نیز] در این مراسم شرکت می‏کنند.
یک شاهد عینی خوش شانس این جمع‏آوری رسمی اموال و غبارروبی حرم، دیده‏های خود را برای من تعریف کرد، او گفت در آغاز دو خادم به قید قرعه انتخاب می‏شوند؛ ابتدا برای تطهیر در حوض آب سرد حیاط، غسل می‏کنند آن گاه بدن‏های خویش را با پارچه‏های سفید شبیه کفن می‏پوشانند که هر یک شکاف گردن و مچ‏های دست و پای جامه‏اش را محکم با نخ می‏بندد. این کار تنها برای آن نیست که لباسشان باید برای مراسم تمیز باشد، بلکه به خاطر این است که آنان را متهم به نهان کردن اشیاء گران‏بهای جمع‏آوری شده، نکنند. بعد به طور منظم جلوی قبر سجده می‏کنند46 و به هر 4 سمت داخل نرده می‏روند؛ اول غبار را از اموال متعددی که می‏یابند در حالی که مواظبند آن را پخش نکنند، بر می‏گیرند چه این غبار خود، ارزشمند است. همچنین در آن جا نان به خصوصی را می‏یابند که گاهی اوقات افراد کاملاً بی‏چیز درون نرده گذارده و از امام درخواست شفاعت نموده‏اند. پس از گذشت حدود 3 ساعت از این غبارروبی و پاکیزه نمودن دقیق ضریح همراه با جمع‏آوری و دسته‏بندی آن اشیاء قیمتی، جواهرات و قدری از غبار متبرکی را که آن دو جمع‏آوری کرده‏اند، بیرون می‏آورند؛ زیور آلات فراوان، گردن بندها، گوشواره‏ها و... به عنوان بخشی از درآمد منظم، عایدی خزانه حرم را تشکیل می‏دهد و خدام غبار متبرکی را در تکه‏های کوچک پارچه می‏پیچند؛ مقدار کمی از آن را در پارچه‏ای موسوم به صُرّه47 [اه [ریخته و فی‏الحال به زوار می‏فروشند، چه تصور می‏رود که اگر اندکی از این غبار را همراه فردی دفن کنند، بخشش گناهانش حتمی است.
[مردم] در پایان این مراسم به شکرانه آن چه را که روضه خوانی یا مراسم یادبود می‏خوانند48 برگزار می‏کنند؛ در هر حال هیچ سخن یا احساس شادمانی در میان نیست و فقط شبیه‏خوانی وقایع مصیبت بار کربلا در سالیان پیش به اجرا درمی‏آید. خدّام مرقد گرد مزار می‏چرخند و با زنجیرهای آهنی که میخ و چاقوهای کوچکی بدان‏ها آویخته‏اند، بر شانه‏های برهنه خویش می‏زنند. آنان تا کمر برهنه شده و عرق‏ریزان می‏چرخند و می‏چرخند و به احترام سیدالشهداء علیه‏السلام و واسطه یا شفیع امینشان در روز حساب، فریاد حسین! حسین! سر می‏دهند.
پی‏نوشت‏ها:
1. این نوشتار فصلی از پایان‏نامه کارشناسی ارشد مترجم (ترجمه و تحقیق نیمه نخست کتاب The shi,ite religionاست که به راهنمایی جناب آقای دکتر هادی عالم زاده در سال 1377ش در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران به انجام رسیده است.
2. ر.ک: عباس احمدوند، گذری بر مطالعات شیعی در غرب، مجله مقالات و بررسی‏ها، دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، دفتر 63، 1377.
3. برای وصف دقیق کربلا، موسوعة العتبات المقدسة (8، قسم کربلا) اهمیت تام دارد که در بردارنده مباحثی نظیر کربلا در قدیم الایام، گزارش مختصری از تاریخ کربلا، کربلا در مراجع اسلامی اعم از کتب حدیثی، تاریخی، جغرافیایی و دائرة‏المعارف‏هایی مانند فرهنگ اسلام (Dictionary of Islam)، لاروس، خرده دائرة‏المعارف اسلام
(Shorter Encyclopedia of a Islam) و...، کربلا در ادبیات و شعر و کربلا در مراجع غربی می‏باشد. حائر، حیره و حیرا نیز زمینی است که وسط آن صاف و اطرافش مرتفع باشد و یا محل پست و صافی که اطراف آن گودال‏های عمیقی قرار دارد، لذا قبلاً کسی را که به کربلا می‏رفت، به جای کربلا، حائری می‏گفتند؛ البته حائرهای دیگری نیز غیر از کربلا داریم و باید بدانیم که در گذشته به کربلا حیره می‏گفتند. کلیددار، تاریخ کربلا و حائر حسین، 8 و 15؛ و درباره محل حائر. ر.ک: همو، فصل 5 به بعد؛ قس: یاقوت، ج 4، ذیل واژه کربلا .(مترجم)
4. خبزالعجم که در عراق بسیار مشهور است(مترجم).
5. علت تعجب مؤلف در اثر لفظ قهوه‏خانه است، اما در اصطلاح قهوه‏خانه را به جایی گویند که در آن قهوه می‏پزند و چای دم می‏کنند، یا جایی که در آن قهوه و چای درست می‏کنند و فروشند و قهوه‏چی کسی است که قهوه مشروب می‏سازد... و اینک به کسی گویند که چایخانه دارد و چای دم کرده به مردم می‏فروشد و شاید دلیل تحول مدلول این لفظ، به جهت معنای اصلی قهوه که همان خمر و شراب است، باشد. دهخدا، ذیل واژه قهوه‏خانه؛ عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه قهوه (مترجم).
6. در باب عدم جواز ورود غیر مسلمین به اماکن متبرکه در جای دیگری به تفصیل سخن گفته‏ایم. ن ک: دوایت. م. دونالدسن، مذهب شیعه، ترجمه و تحقیق عباس احمدوند (تعلیقه شماره‏ی 1)، پایان نامه کارشناسی ارشد در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، 1377، ش، چاپ نشده (مترجم).
7. اعمال اصلی نماز عبارت است از: قیام و رو کردن به سوی قبله، تکبیر، اذان، اقامه...، رکوع و سجود؛ سجود [سر به خاک نهادن] رها ساختن وجود خویش است به خواست خدای قادر متعال و تسلیم شدن بدو. بورکهارت، هنر اسلامی، 96؛ و قس: شهید اول، اللمعة الدمشقیة فی فقه الامامیة، 12 ـ 14 در مورد مهر نیز باید اذعان کرد که سجده بر مهر بت‏پرستی نیست، بلکه مهر برداشتن اصلی است بسیاری مترقی که بعدها مقدس هم شده است و چنان که گفتیم سجده به خاک افتادن بنده است جهت خوار کردن خویش در نزد خداوند، چه نماز باید بر خاک باشد. حال برای این که یکی روی فرش چند هزار تومانی و دیگری روی طلا و... سجده نکند، عدالتی برقرار کرده‏اند و مهر را برای همگان وضع نموده‏اند. شریعتی، جامعه‏شناسی ادیان ـ 77 ـ 79. که البته خرید و فروش آن قابل تأمل است. در باب تسبیح نیز شاید بتوان گفت که برخی تشابهات میان این مسأله در اسلام و شیعه با دیگر ادیان به ویژه ادیان شرقی وجود دارد (مترجم).
8. هر سنت معادل یک صدم دلار یا پوند است (مترجم).
9. (در هند، پاکستان و سیلان) هر روپیه معادل 21/0 دلار است (مترجم).
10. منظور ادای تسبیحات حضرت فاطمه علیهاالسلام است (مترجم).
11. در متن انگلیسی... Tafatuz؛ البته این سخن مؤلف مربوط به چند دهه قبل است (مترجم).
12. مجلسی، تحفة‏الزائرین، 146.
13. مؤلف به اشتباه تعبیر خوردن خاک را آورده که نادرست است (مترجم).
14. این عبارت نادرست است، زیرا مبنای ساعت عربی غروب خورشید است و نه طلوع آن (مترجم).
15. Roosevelt, war in The Garden of Eden. 76.قس: طبری، ج 9، ص 581 (مترجم)؛
16. Brown, Literary of Persia, 1.240.
17. Le Strange, The Lands of The Eastern Caliphte,78.
18. چون آل بویه متمایل به شیعه بودند به طبع تشیّع نیز در آن عصر بسیار رشد کرد و اصول علمی و امروزین آن ـ چنان که هست ـ بیشتر در آن ایام مدون شد و افرادی نظیر شیخ مفید و... در همین ایام شکوفا گردیدند. نک: مثلاً: متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم قمری، فصل مربوط به شیعه؛ و قس: اشپولر، ایران در قرون...، ج 1، ص 159 ـ 189 (مترجم).
19. قس: امین، اعیان، 1، 626 به بعد (مترجم).
20. مستوفی، نزهة القلوب، ترجمه Gibb memorial,Le Strange، ص 23، 39؛ برای آگاهی از سخنان دیگر جغرافی‏دانان مسلمان در باب کربلا. ر.ک: لسترنج، ص 85 و 86، (مترجم).
21. در متن انگلیسی قبر حقیقی.
22. قس: ابن بطوطه، 1، 240 (مترجم).
23. تمام ملل و امم، بزرگان و سران صالحشان را گرامی می‏دارند و آن چه که در هند و یا چین روی داده، خود شاهد این سخن است. شیعه نیز در این کار بر سایر ملل پیشی نگرفته است، چه بزرگان دینی خود را از حد مخلوق بالاتر نمی‏برد و لیکن آنان را در زمان حیاتشان بزرگ می‏شمارد و پس از مرگ تقدیس می‏کند و در این کار روش پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را پی می‏گیرد؛ عبارات زیارتنامه‏های شیعی نیز در بردارنده سخنانی مؤید توضیح ماست، از جمله: گواهی می‏دهم نماز را به پا داشتید و امر به معروف و نهی از منکر کردید و... من با کسی که با شما صلح است در صلحم و اگر با شما نبرد کند، با او می‏جنگم و...، معروف الحسنی، اصول التشیّع، 296 و 300؛ قس: زیارتنامه‏های امین‏اللّه‏، جامعه کبیره، زیارت امیرالمؤمنین، امام حسین و وارث در مفاتیح‏الجنان، اما ورای این، شور و احساس مردمی است که نمی‏توان آن را تخطئه کرد، زیرا مردم عادی همین آداب و حرمت‏ها را از دین می‏شناسند.(مترجم).
24. L, Islamisme,Garcin De Tassy, 266.
25. از استاد ارجمند جناب آقای دکتر آذرنوش که چون همیشه مرا باروی باز پذیرا شده و بزرگوارانه این سطور را از فرانسوی برای من ترجمه کردند، سپاسگزارم (مترجم).
26. به نظر می‏رسد که در مراسم عروسی روضه‏خوانی نمی‏شود و مؤلف در این باره اشتباه کرده است. (مترجم).
27. در وجوب زیارت کربلا، امام باقر علیه‏السلام فرموده‏اند که شیعیان ما باید به زیارت قبر حسین بن علی علیه‏السلام بروند و رفتن بدان جا بر هر مؤمنی که به امامت حسین علیه‏السلام از سوی خداوند معترف است، واجب است. شیخ مفید، کتاب المزار، 37. درباره ثواب زیارت امام حسین علیه‏السلام نیز حضرت صادق علیه‏السلام می‏فرماید: هر کس که پیاده به زیارت [کربلا] برود، خداوند برای هر گام او حسنه‏ای ثبت می‏کند و گناهی از گناهان او را می‏بخشد و اگر سواره برود نیز همین طور است، تا این که به حائر برسد، در این حال خداوند او را جزو رستگاران و نجات یافتگان می‏آورد و چون مناسک را به جا آورد از فائزین محسوب می‏شود. موقعی که می‏خواهد باز گردد فرشته‏ای می‏گوید: رسول‏اللّه‏ به تو سلام می‏رساند، این کار را دوباره تکرار کن، خداوند تو را بخشیده است. همان، ص 41.
28. این قیاس تنها برای تقریب ذهن خوب است و الاّ دعا و حاجت نزد خدا بردن، کاسبکارانه و یک طرفه نیست، دو طرفه (دیالوگ) است (مترجم).
29. شاید منظور، 10 هزار درجه و مرتبه باشد (مترجم).
30. به موجب نص انجیل متّی و انجیل لوقا، تولد عیسی علیه‏السلام را در بیت لحم در جنوب اورشلیم گفته‏اند، جان ناس، تاریخ جامع ادیان، 528. (مترجم).
31. مجلسی، همان مذکور در قبل، 164.
32. طبری، وقایع تاریخ خویش را در سال 302 قمری به پایان برده است و بنده نتوانستم ذیل وقایع این سال یا وقایع سال 303 قمری که عریب به سعد افزوده، تأییدی بر این سخن مؤلف بیابم؛ ضمن این که مادر مهدی عباسی، أروی خواهر یزید بن منصور حمیری و مکنی به‏ام موسی بوده است، طبری، 8، 102 (مترجم).
33. حائر یعنی زمین پست، المنجد (مترجم).
34. EI1, Art "Hair" by Herzfeld,also Art "Meshhed Husain".
35. مجلسی، همان مذکور در قبلّ و مفاتیح‏الجنان، 366.
36. مادر حضرت عباس، ام‏البنین فاطمه بنتِ حزام است؛ عباس علیه‏السلام جامع فضل و مَثَل والای شجاعت بوده و کنیه‏اش ابوالفضل و ملقب به باب‏الحوائج و به گفته‏ی امام صادق علیه‏السلام عبد صالح می‏باشد. برخلاف نظر ابوالفرج در مقاتل و طبری در تاریخش، وی برادران خویش را در نبرد پیش نینداخت، بلکه آنان همگی در دفاع از امام آن قدر کوشیدند تا به شهادت رسیدند؛ اکثر اصحاب معاجم و مورخان نیز این سخن صحیح را در زیارت ایشان فراموش کرده‏اند که «وی مدفون در کنار شط فرات علقمی است. مقرم، قمر بنی‏هاشم، 9، 10، 24، 25، 26، 50 و 119. زیرا حضرت قصد داشت اندکی آب برای کودکان ببرد که در کنار آب به شهادت رسید. شریف القرشی، العباس بن‏علی، 204 ـ 210؛ دیگر این که شمر بن ذی‏الجوشن که با عباس علیه‏السلام بستگی داشت برای حضرت و برادرانش امان گرفت تا آنان را از امام حسین علیه‏السلام جدا کند و لیکن حضرت نپذیرفت و در پاسخ به اذن امام در ترک ایشان فرمود: هرگز تو را ترک نمی‏کنیم و بعد از تو زندگی معنایی ندارد. هم او، 166 ـ 167 و 173 (مترجم).
37. دینوری، کتاب الأخبار الطوال، 268؛ و یعقوبی، تاریخ، طبع Houstama 2، 253 و 289؛ و A.Noldeke, Das Heiliqtum at Husains Zu Kerbala,Berlin,1909(البته اگر منظور مؤلف نولد که مشهور باشد نام او تئودور است.) (مترجم).
38. در این باره یعقوبی می‏گوید: یاران امام یک نفر یک نفر جنگیدند و دشمن آنان و حتی نوزاد امام را نیز به شهادت رساند...، سرانجام حضرت به آنان حمله برد و جمع بسیاری از ایشان را به هلاکت رساند... و تیری به او رسید که در گلویش فرو رفته و از پشت سرش بیرون آمد، پس افتاد و برخی افراد دشمن یورش برده و سر از تن امام جدا کردند که عمر بن سعد آن را نزد ابن زیاد فرستاد. آن گاه خیمه‏های امام را غارت نموده و زنان و کودکانش را اسیر به کوفه بردند. یعقوبی، 2، 181، 182 (مترجم).
39. خز (مترجم).
40. شب کلاه یا قلنسوه (مترجم).
41. این کودک عبداللّه‏ اصغر بوده است. امین، اعیان، 1، 610 (مترجم).
42. زرعة بن شریک التمیمی (مترجم).
43. توصیفات فوق مربوط به لحظات آخر زندگی امام علیه‏السلام است و الاّ ایشان بسیار شجاعانه جنگید تا به درجه رفیع شهادت نایل شد. قس: طباطبایی، شیعه در اسلام، 134 ـ 137 (مترجم).
44. قس: جعفریان، تاریخ تشیّع در ایران، 2، 828 (مترجم).
45. این توصیف مربوط به حدود شصت و چند سال قبل است (مترجم).
46. این سجده، سجده احترام است و برای عبادت نیست (مترجم).
47. همیان (مترجم).
48. در جریان قیام توابین، ایشان ابتدا از نخیله به کربلا رفته و بر سر قبر مطهر امام حسین علیه‏السلام گرد آمدند. در آن جا از خود بی‏خود شده و گریه و زاری سر دادند و عزاداری و سوگواری بی‏نظیری برپا داشتند. به گفته ولهاوزن: این رخداد که اولین بزرگداشت قبر امام حسین علیه‏السلام بود، ماهیتی عربی دارد. منقول در جعفری، 271. اما به گمان ما نخستین عزاداری در همان روز عاشورا انجام شد و بعدا نیز ائمه به ویژه امام سجاد علیه‏السلام بدین کار مبادرت ورزیدند. البته این اقدام توابین نیز از نخستین عزاداری‏های مردم تواند بود که نقطه اوجش این است که معزالدوله دیلمی ـ پس از غلبه بر بغداد ـ دستور داد (352) مردم بازارها را بسته و زنان با سر و روی برهنه بر امام حسین علیه‏السلام بگریند و اهل سنت به دلیل کثرت شیعه و همراهی سلطان با آنان نتوانستند مانع این کار شوند. ابن کثیر، البدایة و النهایة، 6، جزء 11، 259.
در عصر صفویه تا قاجار هم این نوع عزاداری‏ها ادامه یافته و تکمیل شد، (مترجم).
منابع و مآخذ مؤلف:
1. حمداللّه‏ مستوفی قزوینی، نزهة القلوب، طبع و ترجمه لسترینج (الاقسام 1 و 2)، 1915 و 1919.
2. الدینوری، ابوحنیفه، الاخبار الطوال، طبعه Kratchkovsky and guirgass(1912).
3. الملا محمد باقر المجلسی، تحفة الزائرین (طهران، 1857).
4. الیعقوبی، ابن واضح، التاریخ، (لیدن، طبعة هوتسما، 1883).
- Browne,E. G,litrary of Persia, 4 Vols,london, 1908 _ 1924.
- Garcin DE Tassy, L, islamisme, Paris, 1874.
- LE strange,G, The lands of The eastern caliphate, cambridge.
- Noldeke. A. Das Heiligtum alhusains zu Kerbala, Berlin 1909.
- Roosevelt, Kermit, war in Thc Garden of Eden.
- The EncycloPedia of islam, (1Th editen) leyden, 1913.
منابع مترجم:
ـ ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، دقّق اصوله و حقّقه الدکتور احمد ابو ملحم، الدکتور علی نجیب عطوی، الاستاذ فؤاد السید، الاستاذ مهدی ناصرالدین و الاستاذ علی عبدالساتر، الطبعة الثانیة، (بیروت، دارالکتب العلمیه، 1407ق/1987م).
ـ اشپولر، برتولد، ایران در قرون نخستین اسلامی، ترجمه عبدالجواد فلاطوری، چاپ سوم، (تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1369).
ـ امین، سید محسن، اعیان‏الشیعه، حقّقه و اخرجه حسن الامین (دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، 1403ق/1983م).
ـ بورکهارت، تیتوس، هنر اسلامی، زبان و بیان، ترجمه مسعود رجب نیا (تهران، انتشارات سروش، 1365).
ـ جعفری، حسین محمد، تشیّع در مسیر تاریخ، ترجمه دکتر سیدمحمدتقی آیت اللّهی، چاپ هشتم، (تهران، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، 1374).
ـ خلیلی، جعفر، موسوعة العتبات المقدسه، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، الطبعة الثانیة، (بیروت، 1407ق/1987م).
ـ دهخدا، علی اکبر، لغت‏نامه، زیر نظر دکتر محمد معین و دکتر سید جعفر شهیدی (تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1339).
ـ ــــــــــــــــــــــ ، امثال و حکم، چاپ سوم (تهران، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، 1352).
ـ شریعتی، علی، جامعه‏شناسی ادیان (بی‏جا، بی‏نا، 1365).
ـ شریف القرشی، باقر، العباس بن علی، دارالاضواء، الطبعة الاولی (بیروت، 1409ق/1989م).
ـ شیخ مفید، محمد بن محمد بن النعمان، کتاب‏المزار، الطبعة‏الاولی، (قم، التحقیق و النشر مدرسة الامام المهدی، 1409ق).
ـ طباطبایی، سید محمد حسین (علامه)، شیعه در اسلام، با مقدمه دکتر سید حسین نصر، (بی‏جا، قائم، 1348).
ـ الطبری، ابن جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم (دار سویدان، بی‏تا).
ـ عمید، حسن، فرهنگ فارسی (تهران، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، 1369).
ـ کلیددار، سید عبدالجواد، تاریخ کربلا و حائر حسین، ترجمه محمد صدر هاشمی، حبل‏المتین (اصفهان، بی‏تا).
ـ لسترنج، گای، جغرافیای تاریخی سرزمین‏های خلافت شرقی، ترجمه محمود عرفان، چاپ سوم (تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1367).
ـ معروف الحسنی، هاشم، اصول‏التشیع، عرض و دراسة (بیروت، دارالقلم، بی‏تا).
ـ متز، آدام، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو (تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم، 1364).
ـ موسوی مقرّم عبدالرزاق، قمر بنی‏هاشم (المطبعة‏الحیدریة فی النجف، 1369ق/1949م).
ـ میر احمدی، مریم، دین و مذهب در عصر صفوی، (تهران، انتشارات امیرکبیر، 1363).
ـ یاقوت الحموی، شهاب‏الدین ابی عبداللّه‏، معجم‏البلدان (بیروت، دار صادر للطباعة و النشر، 1376ق/1957م).
.1 Kermit Roosevelt.
.2 Carcin De Tassy.

Posted in برچسب‌ها: | 0 نظرات

خونخواهی شهدای کربلا


منابع مقاله:
کربلا کعبه دلها ، محدثی، جواد؛

نبردحق و باطل را پایانی نیست، تا حق، حاکمییت مطلقه یابد.
(کربلا)، حلقه‏ای از حلقات زنجیره مبارزه حق و باطل بود.
و خون شهیدان‏کربلا، هنوز بدون انتقال مانده است، تا آنکه مهدی علیه‏السلام قیام کند، و در رکابش یارانی جان برکف و شهادت‏طلب‏و قویدل و آهنین اراده و مومن و صبور و بصیر، به خوانخواهی آن مظلومان برخیزند.
چه توفیقی است جهاد در این راه، و در رکاب امام منتظر.
تعالیم زیارتنامه‏ها،تداوم این راه‏را می‏آموزد، و اوج پرشکوه این خط را عصر ان موعد نشان مدهد.
زائر، هم‏آرزومند است و هم خواستار، که آن روزگار درخشان را دریابد و خوانخواه شهیدان کربلا باشد.
در (زیارت‏عاشورا) زائر چنین می‏گوید:(خطاب به حسین و یاران شهیدش) ((و ان یرزقنی طلب ثارکم مع امام هدی ظاهر ناطق بالحق منکم)) (مفاتیح‏الجنان، زیارت عاشورا، ص 457.) از خدا می‏خواهم که خونخواهی شما را، در رکاب امام هدایتگر و آشکار و حقگویی از شما خاندان، روزی‏ام کند.
و در جای دیگر می‏طلبد:
((اللهم اجعلنا من‏الطالبین بثاره مع امام عدل تعز به الاسلام و اهله)) (مفاتیح الجنان، زیارت عاشورای غیر معروفه، ص 467.) خدایا ما را از خونخواهان حسین علیه‏السلام قرار بده، در رکاب پیشوای دادگری که عزت‏بخش اسلام و مسلمین باشد.و در (زیارت عاشورای) غیر معروفه، از آن پیشوا، که پرچمدار این خونخواهی مقدس است، با اسم و رسم، نام برده می‏شود:
((و ان یوفقنی‏للطلب بثارکم مع الامام المنتظر الهادی من آل محمد)).
(مفاتیح‏الجنان، ص 464).
این خونخواهی‏از کارهای مهم آن حضرت است.در ((دعای ندبه)) که نوعی نیایش‏عاشقانه و پرسوز و گدار و گفتگوی پر اشتیاق با مهدی علیه‏السلام است، خطاب به آن امام می‏خوانیم:
((این الطالب بذحول‏الانبیاء و ابناء الانبیاء، این الطالب بدم المقتول (مفاتیح‏الجنان، دعای ندبه، ص 535).کجاست، خونخواه پیامبران و پیامبرزادگان؟
کجاست خونخواه کشته دشت کربلا؟
او نه تنها خونخواه‏شهدای کربلا، بلکه همه خونهای به ناحق ریخته حق پویان و حق جویان تاریخ است و پیروانش نیز راهی این راهند و سربازان امام زمان (عج) به فرموده حضرت صادق علیه‏السلام، خدا ترس و شهادت طلبند و شعارشان:((یا لثارات الحسین)) است (= بیائید به طلب خون حسین) (بحارالانوار، ج 52، ص 308 (چاپ بیروت) ((این شعار شور آور، از ظهر عاشورا، از درون خاک خونین کربلا برخاست و در جام خورشید ریخت و به همه چیز رنگ خون زد، شفق خونبار را بیاراست و فجر بیدار را بیاکندو در کوههای و هامونها و دشتها و جنگلها و نهرها و دریاها و در آبادیها و شهرها و روستاها و دهها، در همه جا و همه چیز بگسترد و همه جا و همه وقت، خونها را به جوش آورد و نهضتها را شکل داد.این شعار است که همه جا را کربلا کرده است و همه ماه را محرم و همه روز را عاشورا و همین شعار است که بر پرچم شورشیان دوران شورش بزرگ، شورش مهدی علیه‏السلام نیز نقش خواهد بست.)) (خورشید مغرب، محمدرضا حکیمی، ص 410).
پس دوستداران‏او هم که در مقام زیارت می‏ایستند و او را به این صفت می‏ستایند و آرزومند جهاد در رکاب او برای خونخواهی سیدالشهدا و همه شهیدان‏مظلومند، باید در موضع و تعهد اجتماعی چنین باشند، یعنی خون آشنا و دشمن ستیز و حق‏طلب و پا در رکاب و سلاح برکف!....در رکاب مهدی علیه‏السلام حکومت عدل‏گستر حضرت مهدی علیه‏السلام زیباست.
درک آن دوران گرانقدر، سعادت است و آرزوی دیدار آن ایام، ارزشی والاست.
و...انتظار برای‏آن دوره، عبادت است، البته انتظاری تعهد آفرین و عمل زا و زمینه‏ساز.
در ((زیارت جامعه)) می‏خوانیم:
((معترف‏بکم، مصدق برجعتکم، منتظر لامرکم، مرتقب لدولتکم...)) (مفاتیح، زیارت جامعه، ص 548).
من شمارا به امامت می‏شناسم، به بازگشت شما را باور دارم، منتظر حکومت شما و چشم به راه دولت شمایم.
چشم انتظارتشکیل دولت مهدی علیه‏السلام بودن، از تلاش و جهاد برای زمینه‏سازی آن حکومت، جدا نیست.
هم باید زمینه‏چینی‏و تمهید مقدمات برای آن روزگار کرد.هم در عصر امام، باید در دولت او خدمت و فعالیت داشت.و هم در رکابش، حتی برای بذل جان آماده بود.انتظار ظهور آن حضرت، باید همراه با فراهم کردن اسباب و معدات و زمینه‏های لازم و یاریها و امکانات شایسته و بایسته است.
زائر، خطاب به امام‏زمان علیه‏السلام می‏گوید:((نصرتی معده لکم و مودتی خالصه لکم)).(مفاتیح‏الجنان، زیارت امام زمان علیه‏السلام (آداب سرداب مطهر) ص 524).یاری‏ام، آماده برای شما و دوستی‏ام، خالص برای شماست.
و نیز:((و اجعلنی‏اللهم من انصاره و اعوانه و اتباعه و شیعته).
(مفاتیح‏الجنان، ص 525).
خدایامرا از یاران و پیروان گوش به فرمان آن حضرت قرار بده.
درزیارت دیگری از آموزشهای حضرت رضا علیه‏السلام در باب زیارت امام غایب می‏گوئیم:
((خدایا!مارا در حزب آن حضرت قرار بده، از آنانکه فرمان او را می‏کنند، همراه او مقاومت دارند، با خیرخواهی برای وی، رضایت تو را می‏جویند، تا آنکه در قیامت، ما را در زمره یاران و پیروان و تقویت کنندگان حکومتش برانگیزی..)).(مفاتیح‏الجنان، باب زیارتهای حضرت ولی عصر علیه‏السلام، ص 542.) باز، در زیارتی دیگر، خطاب به آن امید دلها و منجی انسانها می‏گوییم:
((ای مولای‏من!اگر پیش از ظهورت مرگم فرا رسد، تو و پدران پاک و بزرگوارت را در پیشگاه خداوند وسیله و واسطه قرار می‏دهم تا هنگام ظهورت و تشکسل دولتت، مرا بار دیگر به دنیا برگرداند، تا به خواسته و آرمان خودم از راه طاعت تو برسم)).(مفاتیح‏الجنان، ص 527).
آرزوی بازگشت به‏دنیا در روزگار ظهور او، باید همراه با آماده‏سازی روح و اراده برای آن دوران باشد و زمینه‏سازی اجتماعی برای آمدن آن عدل‏گستر و حجت غایب پروردگار.
به اینگونه است که‏می‏بینم انتظار، با تنبلی و بی‏حوصلگی و بی‏تفاوتی و بیعاری سازگار نیست.
((...انتظار،یک بسیج عمومی است،.... همیشه آماده، از نظر قدرت‏های ایمانی و روحی، نیروهای بدنی و سلاحی، تمرینهای عملی و نظامی، پرورشهای‏اخلاقی و اجتماعی، سازماندهیهای سیاسی و مرامی.... و همواره در سنگر، سنگر مبارزه با تمایلات نفسانی، با سستیهای تکلیفی، بافتورهای موضعی، سنگر مبارزه با ذلت پذیری و استعمار زدگی، مبارزه با تطاول و ستم و انحراف، مبارزه با زیر بار کفر رفتن و برده دیگران شدن و سلطه یهود و نصاری و ملحدان را پذیرفتن و قدرتهای ناحق را تحمل کردن.این آمادگی عمومی و همیشگی، جوهر اصلی انتظار است...)) (خورشید مغرب، ص 366.تاءکید می‏شود فصل زیبا و پرمحتوا و سازنده ( (انتظار)) را از این کتاب (صفحات 330 تا 433) مطالعه کنید.
زائری که‏مشتاق حضور و جهاد در رکاب مهدی علیه‏السلام است، باید لیاقتهای‏مورد نیاز را از هم اکنون در خود فراهم آورد، وگرنه این شوق، به تنهایی او را به جایی نمی‏رساند.
زائر شهادت طلب شهادت، حد اعلای کمال انسان است.
و چه زیبا که در رکاب ((مهدی موعود)) باشد، و در راه احقاق حق و گسترش عدل بر گسترده زمین !در زیارتها، روی عنصر (شهادت‏طلبی) و آرزوی جهاد و شهادت، پیش روی امام زمان و در رکاب آن عزیز، تاءکید فراوان شده است.و این در پی آن خواسته ارزشمند زنده شدن و رجعت در روزگار امام عصر است.در این مورد هم به فقراتی از متون زیارتی‏اشاره می‏کنیم:در زیارتی خطاب به امام زمان علیه‏السلام آمده است:
((باگذشت زمانهاو عمرها، یقین من در باره تو بیشتر و عشقم افزونتر می‏شودو منتظر و چشم به راهم تا در پیش رویت جهاد کنم و جان و مال و ف رزندان و خانواده و هر چه را دارم، در اطاعت فرمانت فدا کنم:
((متوقعا و منتظراو لجهادی بین یدیک مترقبا فاءبذل نفسی و مالی و ولدی و اهلی و جمیع ما خولنی ربی بین یدیک)).
(مفاتیح‏الجنان،ص 527، زیارت آن حضرت در سرداب مقدس:(فان ادرکت ایامک‏الزاهره و اعلامک الباهره فیها فهااناذا، عبدک المتصرف بین امرک و نهیک، ارجو به الشهاده بین یدیک یامولای و الفوز لدیک).
و در ادامه، آرزو شهادت در رکابش به این صورت بیان شده است:
((اگر دوران درخشان‏حکومت و فرمانروایی تو را درک کردم، در آن هنگام، من بنده‏گوش به فرمان تو، به امر و نهی تو فعالیت می‏کنم و امید شهادت در رکاب تو و کامیابی نزد تو را دارم)).(مفاتیح‏الجنان، ص 527، زیارت آن حضرت در سرداب مقدس:(فان ادرکت ایامک الزاهره و اعلامک الباهره‏فیها فهااناذا، عبدک المتصرف بین امرک و نهیک، ارجو به الشهاده بین یدیک یامولای و الفوز لدیک).
در زیارت هر روزه آن حضرت آمده است:
((خدایا!مرااز یاران و پیروان و مدافعان او قرار بده، خدایا توفیق هادت مشتاقانه در پیش روی او را به من ارزانی دار، در صف و جمعی که در قرائت آنان را ستوده و گفته‏ای:صفی همچون بنیانی استوار...)) (واجعلنی‏من انصاره واشیاعه و الذابین عنه و اجعلنی من المستشهدین بین‏یدیه طائعا غیر مکره فی الصف الذی نعت اهله فی کتابک فقلت:( (صفا کانهم بنیان مرصوص)).(مفاتیح الجنان، ص 538).
در زیارت آن حضرت در روز جمعه آمده است:
((می‏خواهم که‏خداوند مرا از یاری کنندگان تو بر ضد دشمنانت قرار دهد، و در زمره هوادارنت، مرا از شهیدان در برابرت قرار دهد))(ان یجعلنی من الناصرین‏لک علی اعدائک و المستشهدین بین یدیک فی جمله اولیائک (مفاتیح الجنان، ص 59).
در دعای عهد، می‏خوانیم:
((خدایا، به هنگام‏ظهورش، مرا از قبر، برون آر، در حالی که کفن پوشیده و شمشیرآخته و نیزه برگرفته باشم و ندای آن دعوت‏گر در شهر و بیابان را ( (لبیک)) گفته باشم)).(اخرجنی من قبری موتزرا کفنی شاهرا سیفی‏مجردا قناتی ملبیا دعوه‏الداعی فی الحاضر و البادی.(مفاتیح الجنان، دعای عهد، ص 540).
در فرازی دیگر،عاشقانه و شهادت طلبانه، در زیارت آن موعود امتها و ذخیره الهی برای نجات بشریت، می‏گوییم:
اللهم کما جعلت‏قلبی بذکره معمورا فاجعل سلاحی بنصرته مشهورا.و ان حال‏بینی و بین لقائه الموت - الذی جعلته علی عبادک حتما و اقتدرت به علی‏خلیقتک رغما - فابعثنی عند خروجه ظاهرا من حفرتی موتزرا کفنی حتی‏اجاهد بین یدیه فی الصف الذی اثنیت علی اهله فی کتابک فقلت:( (کانهم بنیان مرصوص)) (مفاتیح الجنان، ص 528) خدایا...
همچنانکه دلم‏را به یاد مهدی آباد کردی و مرا زنده دل ساختی، سلاح مرا نیز در راه یاری او آخته ساز.
اگر مرگ،که برای همه است و نشانه قدرت توست میان من و دیدارش جدایی انداخت، خدایا، هنگام ظهورش مرا زنده کن، تا سر از گور بردارم، و کفن خود را بر کمر بندم و در رکاب او پیکار کنم، در همان صفی که در قرآن‏آنان را ستوده‏ای:((صفی که اهل آن، همچون بنیانی پولادین‏اند)).
آری...این‏است حماسه و روح ((شهادت‏طلبی))، که ائمه ما، در متن زیارتنامه‏ها، به ما آموخته‏اند...
آیا با تخریب قبر، می‏توان الهام معنوی و روحی را از تربت سیدالشهدا گرفت؟آیا با حمله و هجوم به مزارات معصومین، می‏توان عقیده و ایمان به آنان را از مردم سلب کرد؟
تجربه‏و تاریخ نشان داده است که حکام ستمگر در این مورد، هرگز موفق نبوده‏اند.

Posted in برچسب‌ها: | 0 نظرات

تخریب کربلا


منابع مقاله:
کربلا کعبه دلها ، محدثی، جواد؛

ستمگران و حکام‏جور و پیروان باطل، وقتی با یک فکر و ایمان و گرایش معنوی‏نتوانند مبارزه و مقابله کنند، به مظاهر و نمودها و سمبلهای آن تفکر و باور حمله می‏کنند.
در ماجرای کربلای‏حسین علیه‏السلام و عشق به سیدالشهدا نیز چنین بود.
شورشهادت طلبی را که در سایه محبت به اهلبیت و عشق به امام حسین علیه السلام پیدا می‏شد و در تجمع بر قبر آن حضرت و عزاداری بر سر خاک آن سالار شهیدان تجلی می‏کرد، می‏خواستند با محدود کردن مردم و فشارها و تضییقات و تخریب قبر مطهر و ممنوع ساختن زیارت،از بین ببرند و این شعله را خاموش سازند.غافل بودند که آن جلوگیریها از زیارت و آن تخریبها و اهانتها نسبت به مزار شریف امام،آن شوق را مشتعل‏تر می‏کند.ایجاد فراق وجدایی،محبت و اشتیاق را می‏افزاید.
شیخ طوسی در( امالی )نقل کرده است:
یحیی‏بن مغیره می‏گوید:نزد( جریر بن عبدالحمید )بودم.مردی از اهل عراق آمد جریر از اوضاع مردم در عراق سوال کرد.گفت:هارون الرشید را در حالی پشت سر گذاشتم که قبر حسین علیه السلام را خراب کرده و دستور داده بود که درخت سدری را که آنجا بود به عنوان نشانه قبر برای زوار، و سایه‏بانی برای آنان قطع کنند.
جریر دستهایش‏را بلند کرد و گفت :الله اکبر!در این باره خبری از پیامبر به ما رسیده بود که آن حضرت، سه بار قطع کننده درخت سدر رالعنت کرده بود.ما تاکنون متوجه معنای این حدیث نبودیم.اینک علت نفرین و لعن کردن آن حضرت را می‏فهمیم زیرا هدف از بریدن درخت سدر، دگرگون ساخت شهادتگاه و محل دفن حسین علیه‏السلام است، تا مردم جای قبر او را ندانند و پیرامون آن توقف نکنند.(17) اوج این سختگیریها نسبت به زائران و تخریب و اهانت نسبت به قبر حسین علیه السلام در زمان خلیفه سفاک، متوکل عباسی بود.متوکل، پاسگاهی را برای سپاه‏خود در نزدیکی کربلا قرار داده و به افراد خود فرمان اکید داده بود که: هر کس را یافتید که قصد زیارت حسین را داشت، او را بکشید.(18) این دستور قتل نسبت به زائران حسین علیه السلام اوج خباثت و کینه توزی‏متوکل را می‏رساند به امر متوکل هفده مرتبه قبر حسین علیه السلام را خراب کردند.(19) و بعد از متوکل هم خلفای دیگر عباسی مانند ( مسترشد) و ( راشد)نسبت به قبر و زیارت و زائرین، سختگیریهایی داشتند.این‏نمونه نیز شنیدنی است و خواندنی!
متوکل،( ابرهیم‏دیزج )را که یک یهودی است، به عنوان ماموریت تغییر و تبدیل قبرحسین علیه السلام به کربلا اعزام می‏کند.به همراه او نامه‏ای هم به‏قاضی( جعفر بن محمد بن عمار )می‏نویسد.در این پیام کتبی، به او خبر می‏دهدکه:ابراهیم دیزج را برای نبش قبر حسین فرستاده‏ام.وقتی نامه مرا خواندی، مراقبت کن که آیا دیزج،دستور مرا اجرا کرد یا نه؟
دیزج می‏گوید:جعفربن محمد عمار مرا از مضمون نامه مطلع ساخت سپس،من طبق دستور او برای انجام ماموریت رفتم و چنان کردم.وقتی بر گشتم،پرسید:چه کردی؟گفتم:آنچه را دستور دادی انجام دادم ولی چیزی‏ندیدم و نیافتم.گفت:مگر عمیق نکندی؟گفتم:چرا!ولی در عین حال، در قبر چیزی نیافتم.آن قاضی صورت جلسه را به متوکل گزارش می‏دهد و اضافه می‏کند که:به ابراهیم دیزج دستور دادم که آن محل را آب ببندد و با گاو،زمینش را شخم کند.
ابراهیم دیزج،بعداقضیه را برای شخصی به نام( ابو علی عماری ) که از واقعیت جریان را می‏پرسد،چنین تعریف می‏کند:من با غلامان مخصوص خودم به سراغ قبر رفتم.قبر را که که کندم،به حصیری بر خوردم که بدن حسین‏بن علی علیه السلام در آن بود و از آن بوی مشک می‏آمد،آن بوریا و حصیرو بدن حسین بن علی را به همان حال گذاشتم و به غلامان گفتم که خاک بر آن بریزند و آب بر آن ریختم و دستور دادم به با گاو،آن زمین را شخم بزنند ولی گاو،وقتی به آن محل می‏رسید،قدم پیش نمی‏گذاشت و از همانجا بر می‏گشت.من غلامانم را با سوگندهای سخت و به خدا قسمشان دادم که اگر این صحنه را به احدی نقل کنند آنها را خواهم کشت!(21) شیعیان،طبق توصیه امامان،زیارت حسین بن علی علیه السلام را مورد توجه خاص قرار می‏دادند و در این راه،از همه خوفها و خطرها استقبال می‏کردند و پیوند خویش را با سالار شهیدان قطع نمی‏کردند،هر چند به محرومیتها گرفتار می‏شدند و یا حتی به شهادت می‏رسیدند.
( بهای وصل‏تو،گرجان بود،خریدارم ).(22) در زمان هارون الرشید،زیارت حسین‏علیه السلام چنان رایج بود و چنان استقبالی از سوی شیعه و سنی، زن و مرد،دور و نزدیک،نسبت به زیارت حسین علیه السلام بود که حرم آن حضرت از جمعیت موج می‏زد و ازدحام عجیبی می‏شد.چندانکه این امر، باعث ترس( هارون الرشید )شد.ترس او از این جهت بود که مبادا مردم در اثر این‏اجتماع و ازدحام و زیارت،به اولاد امیر المومنین رغبت و علاقه نشان دهند و دور آنها را بگیرند و بدین وسیله حکومت و خلافت،از عباسیان به علویان‏منتقل شود.از این جهت،هارون الرشید به والی کوفه-موسی بن عیسی-فرانی‏فرستاد.والی کوفه طبق نامه هارون،قبر حسین علیه السلام را خراب کرد و اطراف آن را عمارتها ساخت و زمینهایش را به زیر کشت و زراعت برد...(23)ولی علاقه مردم هرگز بریده نشد.شیعه،آن خط و نشان را نه فراموش نمود و نه گم کرد و در راستای آن صراط مستقیم، باهمه فراز و نشیبهای روزگار خلفا و امرا،حرکت خویش را استمرار بخشید، بعد از هارون الرشید،خلفای بعدی در دوره‏ای خاص، چندان سختگیری نمی‏کردند و مزاحمتی نداشتند تا اینکه عصر متوکل فرا رسید این دوره،اوج خصومت رژیم حاکم با علویان و نسبت به زائران قبر آن شهید مظلوم بود.
( ...در طول سالهای 236-247 هجری،قبر شریف آن حضرت.
مورد تعرض‏و دشمنی متوکل عباسی قرار گرفت.او به توسط گروهی از لشکریانش قبر را احاطه کرد تا زائران به آن دستریس نداشته باشند و به تخریب قبر و کشت و کار در زمین آنجا دستور داد...و در مرزها کسانی را گماشت که در کمین زائران حسین علیه السلام و راهنمایان زوار به محل قبرش می‏نشستند...).(24) مرحوم شیخ عباس قمی در بیان حوادث آن سالها،می‏نویسد:
( و هم‏از جمله کارهای متوکل در ایام خلافت خود،آن بود که مردم را منع‏کرد از زیارت قبر حسین علیه السلام و قبر امیر المومنین علیه السلام و همت خود را بر آن گماشت که نور خدا را خاموشی کند و آثار قبر مطهر امام حسین را بر طرف کند و زمین آن را شخم و شیار نماید و دیده‏بانهادر طرق و راههای کربلا قرار داد که هر که را یابند که به زیارت آن حضرت آمده است او را عقوبت کنند و به قتل برسانند...).(25) خلفای جور، نمی‏توانستند ببینند که در پیش چشمشان و در کنار قدرت و سلطه‏شان، شیعیان که خلافت آنان را به رسمیت نمی‏شناختند و چه بسا معارضه‏و مقابله با آن می‏کردند، کانون الهام بخشی برای مبارزات خویش پیدا کنند و از قبر حسین، بعنوان یک پایگاه و سنگر استفاده کنند.
به متوکل خبردادند که مردم در سر زمین ( نینوا )برای زیارت قبر حسین علیه‏السلام‏جمع می‏شوند و از این رهگذر، جمعیت انبوهی پدید می‏آید و کانون خطری تشکیل می‏شود.
متوکل به یکی از فرماندهان ارتش خود، در معیت تعدادی ازلشکریان ماموریت داد تا مرقد مطهر را بشکافد و مردم را متفرق ساخته از تجمع بر سر قبر آن حضرت و زیارت قبر او ممانعت کند.او هم طبق دستور،مردم را از پیرامون قبر پراکنده ساخت.این کار در سال 237 هجری اتفاق افتاد، ولی مردم،در موسم زیارت،باز هم تجمع نموده‏و علیه او شورش کردند و حتی از کشته شدن هم باکی نداشتند.در مقابل ماموران خلیفه، گفتند:اگر تا آخرین نفر کشته شویم دست از زیارت بر نمی‏داریم، باز هم‏بازماندگان ما و نسل بعد از ما به زیارت خواهند آمد.این ماجرا وقتی توسط آن مامور به متوکل خبر داده شد، متوکل(برای پوشاندن افتضاح خود و ناتوانی حکومتش ازمقابله با شور مذهبی مردم) به آن فرمانده نوشت که دست از مردم بر دارد و به کوفه‏باز گردد و چنین و انمود کند که مسافرتش به کوفه، در رابطه با مصالح مردم کوفه وباز گشت مجدد به شهر بوده است.مقداری آسان گرفتند و کاری نداشتند،تا اینکه در سال 247 نیز، تجمع مردم زیاد شد، به نحوی که در آن محل، بازاری درست شد.
مجددابنای سختگیری و جلوگیری از زیارت گذاشتد.(26) روز به روز بر تعداد زائران افزوده می‏گشت.متوکل سرداری فرستاد و میان مردم اعلام کردند که ذمه خلیفه بیزار است از کسی که به زیارت کربلا رود، و باز هم آن منطقه را ویران کردند و آب بستند و شخم کردند و قبر را شکافتند...)(27) در سال 236 متوکل دستور داد که قبر حسین بن علی و خانه‏های‏اطراف آن و ساختمانهای مجاور را ویران کردند و امر کرد که جای قبر را شخم زدند و بذر افشاندند و آب بستند و از آمدن مردم به آنجا جلوگیری کردند.(در اجرای اوامر متوکل)ماموران پلیس او در آن‏منطقه ندا دادند که:بعد از سه روز،هر کس را در آنجا ببینیم، گرفته و به سیاهچال زندان می‏فرستیم.مردم از روی هراس، پراکنده شدند و آن سرزمین شخم زده شد و اطرافش زراعت شد.(28) در کتاب ( مقاتل الطالبیین) هم از سختگیریها و کشتنها و عقوبتی که نسبت به زائران قبر حسین علیه السلام انجام می‏گرفت، مطالبی نقل شده است که انید مراجعه کنید.(29) راستی قدرتمندان غاصبی که با درخشش خیره کننده شخصیت و مزار سیدالشهدا، حنای خود را رنگ باخته می‏دیدند و هریت مسخ شده خویش را در معرض افشاچ‏می‏یافتند، چه می‏اندیشیدند ؟! آیا می‏پنداشتند که با سختگیری بر عاشقان حسین علیه السلام،می‏توانند محبت او را از دلها بیرون کنند؟
آیا خیال می‏کردندبا ویران کردن قبر ابا عبد الله الحسین علیه السلام راه او و خط سرخ او و مکتب سازنده و بیدارگر کربلایش را می‏توانند نابود سازند؟
آیا با تخریب قبر، می‏توان الهام معنوی و روحی را از تربت سیدالشهدا گرفت؟
آیا با حمله و هجوم به‏مزارات معصومین، می‏توان عقیده و ایمان به آنان را ز مردم سلب کرد؟
تجربه‏و تاریخ نشان داده است که حکام ستمگر در این مورد،هرگز موفق نبوده‏اند.پاورقی :
17-تاریخ‏الشیعه،محمد حسین المظفری، ص 89، بحار الانوار،ج 45،ص 398.
18- کل من‏وجد تموه یرید زیاره الحسین فاقتلوه(بحار الانوار،ج 45،ص 404) 19- تتمه المنتهی، ص 241، بحار الانوار، ج 45، ص 401.
20-بحارالانوار،ج 45،ص 394.
21- تتمه المنتهی،شیخ عباس قمی،ص 240.
22- تراث کربلا،سلمان هادی الطعمه،ص 34.
23- تتمه المنتهی،ص 239.
24-اعیان الشیعه،ج 1،ص 628،تراث کربلا،ص 34;بحارالانوار،ج 45،ص 397(با اندکی اختلاف در نقل و تعبیر).
25- تتمه المنتهی،ص 241.
26- تارخی طبری(8 جلدی چاپ قاهره)ج 7،ص 365.
27- مقاتل الطالبیین،ابوالفرج اصفهانی،چاپ ایران،ص 203

Posted in برچسب‌ها: | 0 نظرات

سجده بر تربت امام حسین (ع)


پدیدآورنده:محمدمهدی رضایی،

چرا در متون دینی ما بر اهمیت و فضیلت سجده بر تربت امام حسین علیه‏السلام تأکید زیادی شده است؟
نماز، یکی از مهم‏ترین اعمال عبادی و پایه‏ای محکم برای خیمه شریعت اسلام به شمار می‏آید. این عمل، بر ارکانی استوار می‏باشد که یکی از آنها «سجده» است. سجده در هر نماز واجب و مستحب، باید گزارده شود؛ اما این که سجده کردن بر چه چیزهایی درست است، باید گفت که همه مذاهب اسلامی سجده کردن بر زمین و خاک را صحیح می‏دانند؛ بلکه طبق روایات رسیده از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله سجده بر خاک فضیلت بیشتری دارد.
در روایات اسلامی برگذاشتن پیشانی - به هنگامی نماز - بر خاک امر شده است و این امر، اگر واجب بودن این عمل را ثبات نکند، بی‏شک بر فضیلت و مطلوب بودن آن دلالت دارد. از شخصی به نام «ابوصالح» چنین نقل شده است: «روزی نزد «ام سلمه» رفتم؛ پس، یکی از برادرزاده‏هایش وارد شد و شروع به خواندن نماز کرد؛ چون خواست به سجده رود، خاک را فوت کرد. ام سلمه گفت: ای فرزند برادر! خاک را فوت نکن؛ من شنیدم رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏وآله به غلامش «یسار» که او نیز هنگام سجده کردن چنین کرد، فرمود: برای خدا، پیشانی‏ات را بر خاک گذار».1
این تربت مقدس و ممتاز
حال که سجده کردن بر خاک برتری دارد، می‏پردازیم به مسئله سجده بر تربت امام حسین علیه‏السلام. سرزمین کربلا همچون سرزمین مکه و مدینه، از تقدس و عظمت بالایی برخوردار است. در این باره، در کتاب‏های اهل سنت، روایات فراوانی نقل شده است؛ مثلاً این حدیث که می‏گوید: روزی امیرمؤمنان علیه‏السلام از سرزمین کربلا عبور کرد و مقداری از خاک آن را برداشت؛ بویید و گریست و فرمود: «هفتاد هزار نفر از این مکان محشور می‏شوند و بدون حسابرسی وارد بهشت می‏گردند»2 یا این روایات که از ام سلمه نقل شده است؛ «یک شب پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله در حالی که مضطرب بود، به بستر رفت و خوابید. آن گاه با اضطراب و نگرانی بیدار شد و دردستش خاک خون آلود بود که آن را می‏بوسید. گفتم: این خاک چیست، ای رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏وآله؟ فرمود: جبرئیل به من خبر داد که این ـ و به حسین علیه‏السلام اشاره کرد ـ در سرزمین عراق کشته می‏شود. من به او گفتم: خاک آن زمین را که قتلگاه اوست، به من نشان بده و این همان خاک است».3 آری، این سخنان در تقدیس خاک سرزمینی است که نواده معصوم پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله و گُل خوشبوی او، یعنی امام حسین علیه‏السلام، در آن به شهادت رسیده است.
حال اگر کسی این خاک مطهر را مُهر نماز خود قرار دهد و بر آن سجده کند، آیا جای آن هست که او را سرزنش کنیم و بر او عیب بگیریم و سجده و نمازش را نادرست بدانیم؟
این همه اصرار برای چیست؟
راستی چرا در متون دینی ما این همه بر اهمیت و ارزش تربت امام حسین علیه‏السلام و فضیلت سجده کردن بر آن تأکید شده است؟ تفاوت این خاک با خاک‏های دیگر در چیست و چه رازی در این خاک نهفته ا ست که سجده کردن بر آن حجاب‏های هفتگانه میان بنده و پروردگارش را می‏درد4 و شفای دردهای جسم و جان انسان است و آن را «دوای بزرگ‏تر»5 گفته‏اند؟ برای روشن شدن مطلب و پی‏بردن به سرّ این سفارش مهم دینی، توجه به دو نکته زیر ضروری است:
1. هر انسان نمازگزاری می‏تواند برای مطمئن بودن از طهارت سجده‏گاه خود، مقداری خاک را که از پاکی آن مطمئن است، با خود بردارد و هنگام نماز از آن استفاده نماید. این کار، در میان مسلمانان آغاز اسلام نیز انجام می‏شده و منعی نداشته است. می‏گویند «مسروق بن اجدع»، از راویان بزرگ اهل سنت، پاره‏ای خشت به همراه بر می‏داشت و در سفرهایش، به هنگام نماز بر آن سجده می‏کرد.
2. در نگاه ابتدایی، همه مکان‏ها و زمان‏ها مانند هم هستند و میان آنها تفاوتی نیست؛ اما همین مکان‏ها و زمان‏ها، وقتی با مقدسات یا با امور، اشخاص و وقایع مهم تاریخی نسبتی می‏یابند، دارای ویژگی‏ها و مزایایی می‏شوند و از دیگر مکان‏ها و اوقات متمایز می‏گردند. کعبه یک چهار دیواری، مانند دیگر ساختمان‏های دست‏ساز بشری است؛ با این تفاوت که با خداوند رابطه و نسبتی یافته و «خانه خدا» نام گرفته است و همین کافی است که ما آن را دارای شأن و مرتبه‏ای خاص، با احکام و آیین‏های ویژه بدانیم که همه مسلمانان باید آنها را رعایت کنند و به جای آورند. دیگر مکان‏های مقدس و تاریخی و روزهای مربوط به وقایع و رویدادها نیز چنین هستند و هر یک از جهتی اهمیت و اعتبار می‏یابند و در ذهن‏ها و زبان‏ها ماندگار می‏شوند.
پس از این دو نکته، اکنون می‏پرسیم: چه چیز پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله را بر آن داشت که بر فرزندزاده‏اش بگرید و سوگواری کند و تربت کربلا را ببوید و ببوسد؟ چه چیز باعث شد که علی علیه‏السلام هنگام عبور از کربلا، مشتی از خاک آنجا را ببوید و آن گاه آن قدر بگرید که زمین از اشک‏های چشم آن حضرت خیس شود؟ این جا است که هر انسان آزاده‏ای با اندکی تأمل به سرّ تربت مقدس کربلا و انتساب آن به خدای تعالی پی می‏برد و این که آن خاک از حرمتی بزرگ برخوردار است.
بی‏شک، سجده بر تربتی که چنین عظمت و تقدسی دارد و از ذره ذره آن ندای تقرب به خداوند به گوش می‏رسد و راز بزرگی و جلال و جبروت الهی در آن نهفته است و رموز عبودیت و خضوع، به آشکارترین صورت در آن تجلی یافته، سزاوارتر است و می‏سزد که هر انسان مسلمانی در هنگام سجده، پیشانی بر خاکی بگذارد که آمیخته با «خون خدا»ست و مشام عاشقان فضیلت و آزادگی را می‏نوازد و بوی دل‏انگیز توحید و شهادت در راه آن را در فضای اعصار و قرون پراکنده می‏سازد و برای همیشه الهام‏بخش حریت و رادمردی و فداکاری در راه خداست.
فرجام سخن این که سجده کردن بر تربت امام حسین علیه‏السلام اگرچه مورد توصیه و سفارش فراوان است، اما در نزد شیعه از واجبات به شمار نمی‏آید و میان آن و دیگر خاک‏ها در جواز سجده فرقی نیست و برخلاف آن چه بعضی از جاهلان و بی‏خبرانِ از آرا و اندیشه‏های شیعه گمان کرده‏اند، چه بسا شیعیان در سفر و حضر از مُهر نمازهایی غیر از تربت امام حسین علیه‏السلام و از دیگر چیزهایی که سجده بر آنها درست است، استفاده می‏کنند؛ ولی با این همه معتقدند که سجده بر آن تربت پاک و شریف، فضیلت بیشتری دارد و برای خشوع و خضوع بیشتر در برابر پروردگار یکتا، مناسب‏تر است.

Posted in برچسب‌ها: | 0 نظرات

آمار نهضت کربلا


منابع مقاله:
فرهنگ عاشورا، محدثی، جواد؛

نقش آمار در ارائه سیمای روشن‏تر از هر موضوع و حادثه،غیر قابل انکار است.لیکن‏در حادثه کربلا و مسائل قبل و بعد از آن،با توجه به اختلاف نقلها و منابع،نمی‏توان در بسیاری از جهات،آمار دقیق و مورد اتفاق ذکر کرد و آنچه نقل شده،گاهی تفاوتهای‏بسیاری با هم دارد.در عین حال بعضی از مطالب آماری،حادثه کربلا را گویاتر می‏سازد.
به همین دلیل به ذکر نمونه‏هایی از ارقام و آمار می‏پردازیم: (1) مدت قیام امام حسین‏«ع‏»از روز امتناع از بیعت‏با یزید،تا روز عاشورا 175 روزطول کشید:12 روز در مدینه،4 ماه و 10 روز در مکه،23 روز بین راه مکه تا کربلا و8 روز در کربلا(2 تا 10 محرم).
منزلهایی که بین مکه تا کوفه بود و امام حسین آنها را پیمود تا به کربلا رسید18 منزل بود(معجم البلدان).
فاصله منزلها با هم سه فرسخ و گاهی پنج فرسخ بود.
منزلهای میان کوفه تا شام 14 منزل بود که اهل بیت را در حال اسارت از آنها عبوردادند.
نامه‏هایی که از کوفه به امام حسین‏«ع‏»در مکه رسید و او را دعوت به آمدن کرده‏بودند 12000 نامه بود(طبق نقل شیخ مفید).
بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل در کوفه 18000 نفر،یا 25000 نفر و یا 40000 نفرگفته شده است.
شهدای کربلا از اولاد ابی طالب که نامشان در زیارت ناحیه آمده است 17 نفر.
شهدای کربلا از اولاد ابی طالب که نامشان در زیارت ناحیه نیامده 13 نفر.سه نفر هم‏کودک از بنی هاشم شهید شدند، جمعا 33 نفر.این افراد به این صورت‏اند:امام حسین‏«ع‏»
1 نفر،اولاد امام حسین 3 نفر،اولاد علی‏«ع‏»9 نفر،اولاد امام حسن 4 نفر،اولاد عقیل‏12 نفر،اولاد جعفر 4 نفر.
غیر از امام حسین‏«ع‏»و بنی هاشم،شهدایی که نامشان در زیارت ناحیه مقدسه وبرخی منابع دیگر آمده است 82 نفرند. غیر از آنان،نام 29 نفر دیگر در منابع متاخرتر آمده‏است.
جمع شهدای کوفه از یاران امام 138 نفر.تعداد 14 نفر از جمع این جناح حسینی،غلام بوده‏اند.
شهدایی که سرهایشان بین قبایل تقسیم شد و از کربلا به کوفه بردند 78 نفر بودند.
تقسیم سرها به این صورت بود:قیس بن اشعث،رئیس بنی کنده 13 سر،شمر رئیس‏هوازن 12 سر،قبیله بنی تمیم 17 سر، قبیله بنی اسد 16 سر،قبیله مذحج 6 سر،افرادمتفرقه از قبایل دیگر 13 سر.
سید الشهدا هنگام شهادت 57 سال داشت.
پس از شهادت حسین‏«ع‏»33 زخم نیزه و 34 ضربه شمشیر،غیر از زخمهای تیر بربدن آن حضرت بود.
این ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره بر تنش افزون،حسین توست (2)
شرکت کنندگان در اسب تاختن بر بدن امام حسین 10 نفر بودند.
تعداد سپاه کوفه 33 هزار نفر بودند که به جنگ امام حسین آمدند.آنچه در نوبت‏اول آمد تعداد 22 هزار بودند به این صورت:عمر سعد با 6000،سنان با 4000،عروة بن‏قیس با 4000،شمر با 4000،شبث‏بن ربعی با 4000.آنچه بعدا اضافه شدند: یزید بن‏رکاب کلبی با 2000،حصین بن نمیر با 4000،مازنی با 3000،نصر مازنی با 2000 نفر.
سید الشهداء روز عاشورا برای 10 نفر مرثیه خواند و در شهادتشان سخنانی فرمودو آنان را دعا،یا دشمنان آنان را نفرین کرد.اینان عبارتند از:علی اکبر،عباس،قاسم،عبد الله بن حسن،عبد الله طفل شیر خوار،مسلم بن عوسجه،حبیب بن مظاهر،حر بن یزیدریاحی،زهیر بن قین و جون.و در شهادت دو نفر بر آنان درود و رحمت فرستاد:
مسلم و هانی.
امام حسین‏«ع‏»بر بالین 7 نفر از شهدا پیاده رفت:مسلم بن عوسجه،حر،واضح‏رومی،جون،عباس،علی اکبر،قاسم.
سر سه شهید را روز عاشورا به جانب امام حسین‏«ع‏»انداختند:عبد الله بن عمیرکلبی،عمرو بن جناده،عابس بن ابی شبیب شاکری.
سه نفر را روز عاشورا قطعه قطعه کردند:علی اکبر،عباس،عبد الرحمن بن عمیر.
مادر 9 نفر از شهدای کربلا در روز عاشورا حضور داشتند و شاهد شهادت پسربودند:عبد الله بن حسین که مادرش رباب بود،عون بن عبد الله جعفر،مادرش زینب،قاسم بن حسن مادرش رمله،عبد الله بن حسن مادرش بنت‏شلیل جیلیه،عبد الله بن مسلم‏مادرش رقیه دختر علی‏«ع‏»،محمد بن ابی سعید بن عقیل،عمرو بن جناده،عبد الله بن وهب‏کلبی مادرش ام وهب،علی اکبر(بنا به نقلی مادرش لیلی،که ثابت نیست).
5 کودک نابالغ در کربلا شهید شدند:عبد الله رضیع شیر خوار امام حسین،عبد الله بن‏حسن،محمد بن ابی سعید بن عقیل،قاسم بن حسن،عمرو بن جناده انصاری.
5 نفر از شهدای کربلا،از اصحاب رسول خدا بودند:انس بن حرث کاهلی،حبیب بن مظاهر،مسلم بن عوسجه،هانی بن عروه،عبد الله بن بقطر عمیری.
در رکاب سید الشهداء،تعداد 15 غلام شهید شدند:نصر و سعد(از غلامان‏علی‏«ع‏»)،منحج(غلام امام مجتبی‏«ع‏»)،اسلم و قارب(غلامان امام حسین‏«ع‏»)حرث‏غلام حمزه،جون غلام ابوذر،رافع غلام مسلم ازدی،سعد غلام عمر صیداوی،سالم غلام‏بنی المدینه،سالم غلام عبدی،شوذب غلام شاکر،شیب غلام حرث جابری،واضح غلام‏حرث سلمانی.این 14 نفر در کربلا شهید شدند.سلمان غلام امام حسین‏«ع‏»،که آن‏حضرت او را به بصره فرستاد و آنجا شهید شد.
2 نفر از یاران امام حسین‏«ع‏»روز عاشورا اسیر و شهید شدند:سوار بن منعم وموقع بن ثمامه صیداوی.
4 نفر از یاران امام در کربلا پس از شهادت آن حضرت به شهادت رسیدند:سعد بن‏حرث و برادرش ابو الحتوف،سوید بن ابی مطاع(که مجروح بود و محمد بن ابی سعید بن‏عقیل.
7 نفر در حضور پدرشان شهید شدند:علی اکبر،عبد الله بن حسین،عمرو بن جناده،عبد الله بن یزید،عبید الله بن یزید، مجمع بن عائذ،عبد الرحمن بن مسعود.
5 نفر از زنان از خیام حسینی به طرف دشمن بیرون آمده و حمله یا اعتراض کردند:
کنیز مسلم بن عوسجه،ام وهب زن عبد الله کلبی،مادر عبد الله کلبی،زینب کبری،مادرعمرو بن جناده.
زنی که در کربلا شهید شد مادر وهب(همسر عبد الله بن عمیر کلبی)بود.
زنانی که در کربلا بودند:زینب،ام کلثوم،فاطمه،صفیه،رقیه،ام هانی(این 6 نفر ازاولاد امیر المؤمنین بودند)فاطمه و سکینه(دختران سید الشهدا)رباب،عاتکه،مادر محسن بن حسن،دختر مسلم بن عقیل،فضه نوبیه،کنیز خاص حسین، مادر وهب بن عبد الله.
پی‏نوشتها
1-بخش عمده‏ای از این آمار از کتاب‏«زندگی ابا عبد الله الحسین‏»،عماد زاده،«وسیلة الدارین فی انصار الحسین‏»،سید ابراهیم موسوی و«ابصار العین‏»،سماوی است.
2-محتشم کاشانی.

Posted in برچسب‌ها: | 0 نظرات

تقویم برگزیده


منابع مقاله:
ره توشه راهیان نور ویژه محرم 1379/1421 ، ؛

الف: ویژه دهه اول محرم الحرام 1421 هجری قمری
پنج‏شنبه 1 محرم 1421مطابق با 18 فروردین 1379 مطابق با APRIL 6
رویدادها:
- آغاز سال 1421 هجری قمری
تاریخ قمری گرچه پیش از اسلام نیز در میان برخی از ملت‏ها از جمله عرب‏ها رایج بود، ولی پس از ظهور دین مبین اسلام، به عنوان تاریخ رسمی این دین در آمد. هم‏اکنون این تاریخ، تاریخ مشترک بیش از یک میلیارد مسلمانان جهان می‏باشد.
به سال قمری، هلالی هم گفته می‏شود. به جهت این که قمر از هلال، یک دور خود را در مدت 29 روز 12 ساعت و 43 دقیقه می‏پیماید و یک سال قمری، 354 روز است. ماه‏های این سال، عبارتند از: محرم، صفر، ربیع‏الاول، ربیع‏الثانی، جمادی الاولی، جمادی الثانی، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذی‏قعده و ذی‏حجة.
مسلمانان، مبداء سال قمری را هجرت سرنوشت‏ساز پیامبر اسلام حضرت محمد از مکه به مدینه قرار دادند. به همین جهت به این تاریخ، تاریخ هجری قمری می‏گویند.
- آغاز محاصره پیامبر اکرم و بنی‏هاشم در شعب ابی‏طالب (سال هفتم بعثت)
در سال هفتم بعثت پس از مهاجرت گروهی از مسلمانان به حبشه و تقویت مسلمانان مکه از سوی ابوطالب و حمزه، مشرکان قریش را وحشت فرا گرفت و برای جلوگیری از گسترش اسلام، انجمنی بزرگ برپا کردند و بر قتل پیامبر اسلام هم‏دست‏شدند.
ابوطالب، بزرگ حامی پیامبر اکرم پس از آگاهی از تصمیم ناجوانمردانه قریش، دستور داد تمام آل هاشم و عبدالمطلب از شهر مکه کوچ نموده و در دره‏ای که بعدا به «شعب ابوطالب‏» موسوم شد، سکنی گزینند. فرزندان عبدالمطلب چه مسلمان و چه غیرمسلمان بر این فرمان، گردن نهادند. جز ابولهب که تا آخر عمر بر کفرش باقی بود.
آنان سه سال در این دره خشک به‏سر بردند و زندگی سختی را پشت‏سر گذاشتند و جز در ایام حج، نمی‏توانستند از آن خارج شده و با دیگران ارتباطی برقرار کنند.
- آغاز هفته احیای امر به معروف و نهی از منکر
قال ابوالحسن الامام علی بن ابی‏طالب :(1)
جمعه 2 محرم 1421مطابق با 19 فروردین 1379 مطابق با APRIL 7
رویدادها:
- ورود امام حسین به سرزمین کربلا (61 ق)
امام حسین در روز ترویه یعنی هشتم ذی‏حجه سال 60 قمری از مکه معظمه به سوی عراق مهاجرت فرمود و پس از چند روز، لشکریان عبیدالله بن زیاد به فرماندهی حر بن یزید ریاحی با آن حضرت مواجه شده و مانع حرکت آن حضرت به سوی کوفه شدند. گرچه حر بن یزید، ماموریت داشت با امام حسین برخورد شدید نماید ولیکن رفتار وی با آن حضرت بر رفق و مدارا بود. به همین جهت‏حر و لشکریانش در نماز جماعت امام حسین شرکت می‏کردند و به خطبه‏های دلنشین وی گوش جان می‏سپردند و این دو سپاه، چند روز بدون هیچ‏گونه مشکلی در کنار هم بودند.
اما عبیدالله بن زیاد که عطش فراوان برای جنگ با اباعبدالله الحسین داشت، نامه‏ای به حر بن یزید نوشت و وی را مامور سخت‏گیری بر امام حسین نمود. حر بن یزید نیز طبق فرمان، راه را بر امام حسین و یارانش مسدود نمود و آنان را به سوی منطقه خشک و بی حاصل به نام کربلا هدایت کرد و در آنجا آنان را در محاصره خویش قرار داد. قافله امام حسین چون به سرزمین کربلا رسیدند، آن حضرت پرسید:
این زمین چه نام دارد ؟ عرض کردند: کربلا.
آن حضرت تا نام کربلا را شنید، فرمود: اللهم انی اعوذ بک من الکرب والبلاء. (2)
فرمود: این، موضع کرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آیید که اینجا منزل و محل خیمه‏های ما است و این زمین، جای ریختن خون ما است و در این مکان قبرهای ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا مرا به این امور خبر داد.
به ناچار آن حضرت و یاران و اصحابش در روز پنج‏شنبه دوم محرم الحرام سال 61 قمری در آن سرزمین فرود آمدند و حربن یزید نیز با سپاهیانش در مقابل آن حضرت، خیمه زدند.
- شهادت آیه الله سید محمد باقر صدر و خواهر مکرمه‏اش بنت الهدی (1359ش)
آیه الله سید محمد باقر صدر در سال 1350 قمری در کاظمین در خانواده‏ای فقیر اما نابغه‏پرور به دنیا آمد. پدرش فقیه بزرگوار سیدحیدر و مادرش دختر شیخ عبدالحسین آل یاسین بانویی با تقوی بود. وی در 14 سالگی پدر را از دست داد و تحت کفالت برادرش‏قرار گرفت .وی پس از فراگرفتن مقدمات و اصول نزد اساتید آن زمان و برادرش راهی نجف اشرف شد و قبل از 20 سالگی به‏مرحله اجتهاد نایل آمد و در سن 22 سالگی نخستین اثر علمی تحقیقی خود را به نام غایه الفکر فی علم اصول الفقه را به جهان علم‏ارایه نمود و کتابهای «فلسفتنا» و «اقتصادنا» که پس از آن به رشته تحریر درآمدند سمبل قدرت نمایی ایدلوژی اسلامی در برابراندیشه‏های وارداتی بودند.
آیة الله صدر مساله رهبری فکری را از مساله رهبری سیاسی جدا نمی‏دانست و همراه فعالیتهای فکری‏به فعالیتهای سیاسی و رهبری سیاسی جامعه نیز همت می‏گماشت و به همین دلیل وجودش خطری برای بعثیان به شمار می‏آمد وهمین امر باعث رنجش حاکمان بعثی عراق شد و موجب شهادت این عالم فرزانه و خواهر عالمه‏اش گردید. آیه الله صدرنقش ارزنده‏ای در حمایت از انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی داشت‏شهادت این مرد بزرگ و خواهر مکرمه‏اش پس از شکنجه‏های فراوان در زندان های رژیم بعثی عراق در روز 19 فروردین 1359 شمسی مصادف با 24 جمادی‏الاولی سال 1400قمری واقع شد.
شنبه 3 محرم 1421مطابق با 20 فروردین 1379 مطابق با APRIL 8
رویدادها:
- ورود عمر بن سعد فرمانده سپاهیان یزید به سرزمین کربلا (61 ق)
پس از آنکه حر بن یزید، امام حسین و یارانش را در سرزمین کربلا در محاصره خویش قرار داد و مانع حرکت آنان گردید، عبیدالله بن زیاد عامل یزید در کوفه، فرماندهی سپاه یزید را بر عهده عمر بن سعد گذاشت. عمر بن سعد در روز جمعه سوم محرم الحرام سال 61 قمری به همراه چهار هزار نیروی جنگی وارد کربلا شد و فرماندهی را بر عهده گرفت.
عمر بن سعد پیش از واقعه کربلا، منصب حکومت «ری‏» را از عبیدالله گرفته بود ولیکن با پیش آمد مخالفت اباعبدالله الحسین با یزید و امتناع از بیعت و حرکت آن حضرت به سوی کوفه، عبیدالله حکومت «ری‏» را مشروط به خاتمه بخشیدن به قضیه امام حسین نمود. عمر بن سعد به خاطر دست‏یابی به حکومت منطقه وسیع ایالت «ری‏» (که هرگز به آن نایل نیامد) فرماندهی سپاه یزید را پذیرفت و مرتکب جنایت بزرگ غیرانسانی شد.
از روزی که عمر بن سعد وارد سرزمین کربلا شد، پیوسته لشکریانی از سوی عبیدالله بن زیاد برای وی فرستاده می‏شد. بنابر روایتی تا ششم محرم، متجاوز از 000/20 نفر در سپاه عمر بن سعد گرد آمدند.
- قطع رابطه سیاسی ایران با آمریکا و اظهار خرسندی حضرت امام خمینی از این رویداد(1359 ش)
3 - شهادت هنرمند بسیجی سید مرتضی آوینی (1373 ش)
6 - کشف کودتای براندازی جمهوری اسلامی ایران - معروف به کودتای نوژه - (1361 ش)
7 - آغاز عملیات «والفجر 1» از سوی رزمندگان اسلام علیه بعثیان عراق (1362ش)
8 - آغاز عملیات «بیت‏المقدس 5» رزمندگان اسلام علیه متجاوزان عراق (1367ش)
سه‏شنبه 6 محرم 1421مطابق با 23 فروردین 1379 مطابق با APRIL 11
رویدادها:
- درگذشت دانشمند بزرگ شیعه سید محمد بن حسین، معروف به سید شریف رضی -گردآورنده کتاب شریف نهج البلاغه - (406 ق)
ابوالحسن محمد بن حسین، معروف به سید رضی در سال 359 قمری دیده به جهان گشود. پدرش ابو احمد حسین بن موسی که نسبش با چهار واسطه به امام موسی بن جعفر می‏رسد، از بزرگان شیعه و دارای مقام و منزلت در دولت بنی‏عباس و دولت آل بویه بود و پنج دوره، نقابت‏سادات طالبیین را بر عهده داشت. مادرش سیده فاطمه بنت‏حسین که نسبش با هفت واسطه به امام همام علی بن ابی‏طالب می‏رسد از بانوان مجلله و از نوادگان حسن اطروش (داعی صاحب نام علویان طبرستان) بود. برادرش سید مرتضی، از بزرگان علما و فقهای شیعه در قرن پنجم هجری قمری و صاحب تالیفات فقهی و اصولی است.
سید رضی ازجمله علمای جامع شیعه است که در زمینه‏های مختلف علمی و اسلامی، مجتهد مسلم و صاحب نظر بود. به ویژه در شعر و ادبیات عربی، بی‏هماورد بود. وی در 30 سالگی، کل قرآن را در مدت کوتاهی حفظ نمود. از آثار مهم این عالم فرزانه، کتاب شریف نهج‏البلاغه است که کلمات بلاغی امام امیرالمؤمنین را در سه بخش خطبه‏ها، نامه‏ها و کلمات قصار گردآوری نمود.
چهارشنبه 7 محرم 1421مطابق با 24 فروردین 1379 مطابق با APRIL 2000 12
رویدادها:
- ممنوعیت استفاده ازنهر فرات برای امام حسین(ع) واصحابش ازسوی عمربن سعد (61 ق)
پس از آن که عبیدالله بن زیاد، لشکریان فراوانی برای نبرد با اباعبدالله الحسین به کربلا گسیل داشت و آن حضرت را کاملا در محاصره لشکریان خودش قرار داد، نامه‏ای به عمر بن سعد فرمانده سپاه کربلا نوشت و به او دستور داد: به محض رسیدن نامه از حسین برای یزید بیعت بگیر، و اگر چنانچه این پیشنهاد را پذیرفت، بعد تصمیم خود را خواهیم گرفت.
در نامه دیگری که به عمر بن سعد نوشت تاکید کرد: میان حسین و آب فرات فاصله بیانداز و اجازه نده وی از آن آب استفاده کند. همان طوری که آنها عثمان بن عفان را از آب منع نمودند.
ابن سعد بلافاصله «عمرو بن حجاج زبیدی‏» را با پانصد سوار ماموریت داد تا مانع استفاده امام حسین و یارانش از آب فرات گردند. و این واقعه ناجوانمردانه، سه روز پیش از شهادت امام حسین بود.
البته حضرت اباالفضل العباس از تاریکی شب استفاده می‏کرد و برای خیمه‏ها آب می‏آورد و حضرت علی اکبر با پنجاه نفر در شب عاشورا برای خیمه‏ها آب کافی آورد. ولیکن از بامداد تا شامگاه روز عاشورا هیچ‏گونه آبی برای امام حسین و یاران و کودکانش مهیا نشد و آنان در شدت گرما و عطش، متحمل مصائب این روز عظیم شدند.
پنج‏شنبه 8 محرم 1421مطابق با 25 فروردین 1379 مطابق با APRIL 13 2000
رویدادها:
- ملاقات و گفتگوی اباعبدالله الحسین با عمر بن سعد فرمانده سپاهیان یزید در کربلا در شب هشتم محرم (61 ق)
امام حسین که به هیچ صورتی راضی به وقوع نبرد و خون‏ریزی میان مسلمانان نبود، تلاش وافر نمود تا از ایجاد درگیری و جنگ جلوگیری گردد. به همین جهت با عمر بن سعد ملاقات کرده و برای پایان دادن بحران با وی به تفاهم رسید. عمر بن سعد نامه‏ای به عبیدالله بن زیاد نوشت و در آن، از مصالحه با اباعبدالله الحسین اظهار خرسندی کرد.
ولیکن عبیدالله بن زیاد با تحریک شدن از سوی شمر بن ذی‏الجوشن، نامه شدیداللحنی برای عمر بن سعد نوشت و به او دستور داد با امام حسین به سختی و شدت برخورد نماید.
- آغاز عملیات «فتح 5» از سوی رزمندگان اسلام علیه بعثیان عراق (1366 ش)
این عملیات در شمال عراق با همکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و کردهای عراقی علیه جنایتکاران حزب بعث عراق انجام گرفت که به انهدام بخشی از ماشین جنگی ارتش عراق منجر گردید.
- آغاز عملیات «نصر» رزمندگان اسلام علیه بعثیان عراق (1366 ش)
این عملیات در نوار مرزی غرب ایران انجام شد. از جمله اهداف عملیات مقابله با ضد انقلاب داخلی و کنترل تحرکات آنها بود.
جمعه 9 محرم 1421مطابق با 26 فروردین 1379 مطابق با APRIL 14
رویدادها:
- روز تاسوعای حسینی (61 ق)
عبیدالله بن زیاد که از مصالحه امام حسین با عمر بن سعد، ناخرسند بود، نامه‏ای به این مضمون برای عمر بن سعد فرستاد: من تو را برای اصلاح میان خود و حسین نفرستادم. اکنون به محض رسیدن نامه اگر حسین به پیشنهاد ما توجه نکرد بر او حمله کن، او و یارانش را به قتل برسان و پس از کشتن، آنان را مثله نما.
پس از اینکه حسین و یاران او را کشتی بر بدن‏های آنان اسب تازی کن. من می‏دانم پس از کشته شدن، اسب راندن بر بدن‏های آنان فایده‏ای ندارد ولیکن چون از زبانم جاری شده است، باید انجام دهی و اگر چنانچه به این حرف‏ها توجه کنی در نزد ما عزیز و محترم هستی و اگر میل نداری با حسین جنگ کنی از فرماندهی لشکر معزول خواهی بود و کارها را به شمر بن ذی‏الجوشن واگذار کن و او مامور است فرمان ما را اجرا کند.
شمر بن ذی‏الجوشن نامه عبیدالله را روز نهم محرم به عمر بن سعد رسانده و به وی گفت: اکنون یا امر امیرت را اجرا کن و یا لشکر را به من سپار. عمر بن سعد گفت: تو لیاقت فرماندهی نداری، من در مقام امارت لشکر خواهم ماند و تو هم از پیادگان سرپرستی کن.
عمر بن سعد در غروب روز نهم، فرمان حمله به سوی خیمه‏های امام حسین و یارانش را صادر کرد و یک‏دفعه بیش از 000/30 تن نیروی مسلح به طرف اردوگاه امام حسین هجوم آوردند.
امام حسین از طریق برادرش اباالفضل العباس از آنان پرسید: چه می‏خواهید و این چه هیاهویی است که به راه انداختید؟ عمر بن سعد پاسخ داد: از طرف امیر، عبیدالله بن زیاد دستور رسیده که شما را برای اطاعت از وی دعوت کنیم و اگر اجابت نکنید با شما جنگ نماییم.
حضرت ابوالفضل برگشت و جریان را به امام حسین اطلاع داد. امام حسین برادرش را دوباره فرستاد و فرمود: به این جمعیت بگویید امشب به ما مهلت دهند تا نماز بیشتر بخوانیم و با خدای خویش راز و نیاز کرده و دعا و استغفار کنیم. ابوالفضل العباس این موضوع را با سپاه دشمن در میان گذاشت. آنان پس از امتناع و اختلاف، سرانجام این درخواست را پذیرفتند و شب عاشورا را به امام حسین و یارانش مهلت دادند.
- جواب رد ابوالفضل العباس به امان‏نامه شمر بن ذی‏الجوشن (61 ق)
شمر بن ذی‏الجوشن در عصر روز نهم محرم، چون دید که عمر بن سعد مهیای نبرد با امام حسین است، به نزدیک خیام حسینی آمد و بانگ زد که فرزندان خواهرم کجایند؟ منظورش حضرت عباس و سه برادرش به نام‏های عبدالله، جعفر و عثمان بود که از فرزندان فاطمه ام‏البنین بودند که آن مجلله از قبیله بنی‏کلاب و شمر هم از همین قبیله بود.
امام حسین که صدای شمر را شنید، به برادرانش دستور داد که جواب شمر را بدهند. اگر چه او فاسق است ولیکن با شما قرابت و خویشی دارد. حضرت عباس به همراه سه برادرش به نزد شمر رفتند. شمر برای آنان، امان‏نامه‏ای آورده بود، مشروط بر اینکه دست از یاری امام حسین بردارند و سپاهش را ترک گویند.
حضرت عباس بن علی فرمود: بریده باد دست‏های تو و لعنت باد بر امانی که برای ما آورده‏ای. ای دشمن خدا ما را امر می‏کنی که دست از برادر و مولای خویش برداریم و سر در طاعت ملعونان در آوریم. آیا ما را امان می‏دهی ولی برای پسر رسول خدا امانی نیست ؟ شمر از شنیدن این پاسخ دندان‏شکن، خشمناک شد و به لشکرگاه خویش برگشت.
شنبه 10 محرم 1421مطابق با 27 فروردین 1379 مطابق با APRIL 15
رویدادها:
- واقعه خونین عاشورا و شهادت حضرت امام حسین در کربلا (61 ق)
پس از آنکه امام حسین شب عاشورا را مهلت گرفت، تمام این شب را به نماز تهجد، نیایش و مناجات، قرائت قرآن و گفتگو با اصحاب و اهل بیت : خود گذرانید. هنگامی که بامداد روز عاشورا دمید و نماز صبح را به جماعت برگزار کردند، از صبح این روز تا شامگاه حوادث مهمی در سرزمین کربلا روی داد که در تاریخ اسلام و تاریخ بشریت، ماندنی و جاودانه شده است. در این روز، دو سپاه در برابر یکدیگر قرار گرفتند که فاصله میان آنان گرچه از نظر فیزیکی بسیار نزدیک ولیکن از نظر روحی و معنوی تفاوت بسیار بود، فاصله‏ای بین ابتدا و انتهای آفرینش، تفاوتی بین تمام جهل و کفر و نفاق و تمام ایمان و تقوا.
به همین جهت امام حسین درباره اصحاب خویش در شب عاشورا فرمود: همانا من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود نمی‏دانم و اهل بیتی از اهلبیت‏خود نیکوتر ندانم. خداوند شما را جزای خیر دهد.
در اینجا رویدادهای این روز را به طور اجمال بیان می‏کنیم:
1) امام حسین لشکریانش را به این شرح تنظیم نمود: زهیر بن قین به فرماندهی بخش میمنه، حبیب بن مظاهر به فرماندهی بخش میسره، و پرچم سپاه را به دست برادرش عباس سپرد. تعداد یاران امام حسین در بامداد عاشورا، 32 نفر سواره و 40 تن پیاده بودند.
و به روایتی تعداد پیادگان 82 تن بود و به روایت دیگر از امام محمد باقر ، تعداد سوارگان 45 تن و تعداد پیادگان 100 تن بوده‏اند. اما سپاه عمر بن سعد که تعدادشان حداقل 6000 نفر بود (ولی به روایات دیگر 000/20 یا 000/22 و حتی 000/30 نفر هم گفته شده است) در میمنه، عمرو بن حجاج زبیدی و در میسره، شمر بن ذی‏الجوشن و بر سوارگان، عروة بن قیس و بر رجاله و ریش سفیدان، شبث بن ربعی قرار داشتند و پرچم سپاه به دست «درید» غلام عمر بن سعد بود.
2) امام حسین پیش از شعله‏ور شدن نائره جنگ، بر مرکبی سوار شد و در مقابل سپاه دشمن قرار گرفت و برای آنان خطبه بلیغی ایراد نمود و آنان را از اقدام به جنگ و خون‏ریزی و متابعت باطل برحذر داشت. گرچه سخنان پندآمیز امام حسین در قلوب سیاه اکثریت‏سپاه دشمن، تاثیر مثبتی برجای نگذاشت، ولیکن تعداد اندکی را از خواب غفلت بیدار کرد و آنان را از کرده خویش پشیمان ساخت. معروف‏ترین شخصیتی که در روز عاشورا، سپاه دشمن را رها کرد و به سپاه نور پیوست، حر بن یزید ریاحی بود که به اتفاق پسر و برادر خویش پس از پیوستن به امام حسین با دشمنانش به نبرد برخاستند.
3) پس از خطبه امام حسین ، جنگ گروهی بین دو سپاه با تیرانداختن عمر بن سعد به سوی خیمه‏های امام حسین آغاز گشت و ساعتی به طول انجامید و شهامت و دلیری یک سپاه کمتر از صد تن در مقابل یک سپاه سی‏هزار نفری، تماشایی و غیرقابل توصیف بود. در حمله اولی،پنجاه نفر از یاران امام حسین به شهادت رسیده و از دشمن نیز صدها تن به هلاکت رسیدند.
4) پس از فروکش کردن حمله گروهی، نبرد انفرادی آغاز گردید که بی‏تردید برتری سپاهیان امام حسین که با کمال ایمان و یقین می‏جنگیدند بر سپاهیان عمر بن سعد که در کمال شک و تردید، مجبور به جنگ شده بودند، هویدا بود. در این مرحله یاران امام حسین با اجازه آن حضرت، از یکدیگر سبقت می‏گرفته و پس از جنگ با دشمن به شهادت می‏رسیدند.
5) به هنگام ظهر، امام حسین با اندک یار باقی‏مانده خویش، به نماز ایستاد و دشمن (که از نماز، همیشه وحشت داشته و دارد) آن حضرت را از دور تیرباران کردند.
6) پس از نماز، باقی مانده یاران امام حسین یکی پس از دیگری به میدان رفته و به درجه شهادت نایل آمدند. معروف‏ترین اصحاب ویارآن حضرت‏که شربت‏شهادت‏نوشیدند عبارتند از: حضرت عباس‏بن‏علی قاسم بن حسن ، عبدالله بن مسلم، عبدالله بن حسن، ابوبکر بن حسن، شوذب و عابس بن ابی‏شبیب، حنظله بن اسعد، نافع بن هلال، زهیر بن قین، ابوثمامه صیداوی، مسلم بن عوسجه، علی بن مظاهر، حبیب بن مظاهر، بریر بن خضیر، وهب بن عبدالله، حر بن یزید ریاحی و...
7) عصر عاشورا پس از شهادت همه یاران و اصحاب امام حسین آن حضرت لباس رزم به تن پوشید و عازم جهاد شد. ابتدا لشکریان عمر بن سعد را برای چندمین بار، پند و موعظه نمود و آنان را به جدا شدن از صفوف جنگ‏طلبان و خون‏آشامان عبیدالله بن زیاد دعوت کرد. پس از آن، با آنان به نبرد برخاست و تعداد زیادی را به خاک هلاکت رسانید.
سرانجام پلیدان کربلا، آن حضرت را محاصره کرده و به طرز فجیعی وی را به شهادت رساندند. گرچه تعدادی از منافقان درشهادت آن حضرت مشارکت داشتند ولیکن شمر بن ذی‏الجوشن، سر آن حضرت را از بدن جدا کرد.
8) پس از شهادت امام حسین خیمه‏های اهل بیت : را غارت کردند و فرومایگان از برداشتن هیچ چیزی دریغ نکردند. حتی پوست گوسفندی را که امام زین‏العابدین در شدت تب و بیماری روی آن، خوابیده بود، به غارت بردند.
9) پس از غارت خیمه‏ها، به دستور عمر بن سعد، خیمه‏ها را آتش زدند و زنان و کودکان امام حسین و بازماندگان شهدا به بیابانها پراکنده شدند.
10) تعداد 10 نفر از منافقان بر بدن‏های امام حسین و یارانش، اسب راندند.
11) بازماندگان اهل بیت : را برای اسارت آماده کردند.
12) عمر بن سعد پس از شهادت امام حسین ، سر آن حضرت را به «خولی‏» سپرد تا به تعجیل به نزد عبیدالله بن زیاد در کوفه برساند.
13) سرهای سایر شهدا را نیز از بدن جدا کردند و آنها را بین سران قبایل تقسیم کرده و به سرپرستی شمر به کوفه فرستادند تا در نزد عبیدالله، تقرب جویند.
- کشته شدن عبیدالله بن زیاد به دست ابراهیم بن مالک اشتر فرمانده سپاهیان مختار بن ابی‏عبیده ثقفی (67 ق)
در روز عاشورای سال 67 قمری، شش سال پس از واقعه کربلا، درست همان روزی که سپاهیان یزید به فرمان عبیدالله بن زیاد، فاجعه خونین کربلا را به وجود آورده بودند و امام حسین و یارانش را مظلومانه به شهادت رسانده بودند، لشکریان عبدالملک بن مروان به فرماندهی عبیدالله بن زیاد و لشکریان مختار بن ابی‏عبیده ثقفی به فرماندهی ابراهیم بن مالک اشتر در ساحل «نهر خاذر» در چهار فرسخی شهر «موصل‏» با هم به نبرد پرداختند و از طرفین تعداد بی‏شماری کشته شدند.
سرانجام لشکریان شام با از دست دادن هفتاد هزار تن، رو به هزیمت نهاده و طعم تلخ شکست را پذیرا شدند. مهمترین حادثه این نبرد، کشته شدن عبیدالله بن زیاد (فرمانده لشکریان شام) به دست ابراهیم بن مالک اشتر بود که با یک ضربت‏شمشیر، از کمر به دو نیم شد و به هلاکت رسید.
پی‏نوشتها
1 - نهج البلاغه، کلمات قصار 31
2 - بحار الانوار، ج 44، ص 381، ح 2.

Posted in برچسب‌ها: | 0 نظرات

روز شمار قیام کربلا


منابع مقاله:
فرهنگ عاشورا ، محدثی، جواد؛

در این قسمت،حوادثی را که در ارتباط با نهضت عاشورا در شام،مدینه،کوفه،مکه،کربلا و...به ترتیب زمانی اتفاق افتاده است،می‏آوریم:
15 رجب 60 هجری:مرگ معاویه در شام و نشستن یزید به جای پدر.
28 رجب 60:رسیدن نامه یزید به والی مدینه مبنی بر بیعت گرفتن از حسین‏«ع‏»ودیگران.
29 رجب 60:فرستادن ولید،کسی را سراغ سید الشهدا و دعوت به آمدن برای‏بیعت،دیدار امام حسین‏«ع‏»از قبر پیامبر و خدا حافظی،سپس هجرت از مدینه،همراه بااهل بیت و جمعی از بنی هاشم.
3 شعبان 60:فرستادن ولید،کسی را سراغ سید الشهدا و دعوت به آمدن برای بیعت،دیدار امام حسین‏«ع‏»از قبر پیامبر و خداحافظی،سپس هجرت از مدینه،همراه با اهل بیت‏و جمعی از بنی هاشم.
ورود امام حسین‏«ع‏»به مکه و ملاقاتهای وی با مردم.
10 رمضان 60:رسیدن نامه‏ای از کوفیان به دست امام،توسط دو نفر از شیعیان کوفه.
15 رمضان 60:رسیدن هزاران نامه دعوت به دست امام،سپس فرستادن مسلم بن‏عقیل به کوفه برای بررسی اوضاع.
5 شوال 60:ورود مسلم بن عقیل به کوفه،استقبال مردم از وی و شروع آنان به بیعت.
11 ذی قعده 60:نامه نوشتن مسلم بن عقیل از کوفه به امام حسین و فراخوانی به‏آمدن به کوفه.
8 ذی حجه 60:خروج مسلم بن عقیل در کوفه با چهار هزار نفر،سپس پراکندگی‏آنان از دور مسلم و تنها ماندن او و مخفی شدن در خانه طوعه.تبدیل کردن امام حسین‏«ع‏»
حج را به عمره در مکه،ایراد خطبه برای مردم و خروج از مکه همراه با 82 نفر از افرادخانواده و یاران به طرف کوفه. دستگیری هانی،سپس شهادت او.
9 ذی حجه 60:درگیری مسلم با کوفیان،سپس دستگیری او و شهادتش بر بام‏دار الاماره کوفه،دیدار امام حسین با فرزدق در بیرون مکه.
ذی حجه 60:بر خورد امام حسین‏«ع‏»با حر و سپاه او در منزل‏«شراف‏».
ذی حجه 60:دریافت مجدد خبر شهادت مسلم بن عقیل و قیس بن مسهر در منزل‏«عذیب الهجانات‏».
2 محرم 61:ورود امام حسین‏«ع‏»به سرزمین کربلا و فرود آمدن در آنجا.
3 محرم 61:ورود عمر سعد به کربلا،همراه چهار هزار نفر از سپاه کوفه و آغازگفتگوی وی با امام برای وادار کردن آن حضرت به بیعت و تسلیم شدن.
5 محرم 61:ورود شبث‏بن ربعی با چهار هزار نفر به سرزمین کربلا.
7 محرم 61:رسیدن دستور از کوفه بر ممانعت‏سپاه امام از آب،ماموریت پانصدسوار دشمن بر شریعه فرات به فرماندهی عمرو بن حجاج.
9 محرم 61:ورود شمر با چهار هزار نفر به کربلا،همراه با نامه ابن زیاد به عمر سعد،مبنی بر جنگیدن با حسین‏«ع‏»و کشتن او،و آوردن امان نامه برای حضرت عباس‏«ع‏»و حمله‏مقدماتی سپاه عمر سعد به اردوگاه امام و مهلت‏خواهی امام برای نماز و نیایش در شب عاشورا.
10 محرم 61:درگیری یاران امام با سپاه کوفه،شهادت امام و اصحاب،غارت‏خیمه‏ها،فرستادن سر مطهر امام به کوفه، توسط خولی.
11 محرم 61:حرکت‏سپاه عمر سعد و نیز اسرای اهل بیت از کربلا به کوفه،پس ازآنکه عمر سعد بر کشته‏های سپاه خود نماز خواند و آنان را دفن کرد و اهل بیت را برشترها سوار کرده به کوفه برد.
1 صفر 61:ورود اسرای اهل بیت‏«ع‏»از کربلا به دمشق.
20 صفر:بازگشت اهل بیت‏«ع‏»از سفر شام به مدینه.
روز شمار قیام کربلا
در این قسمت،حوادثی را که در ارتباط با نهضت عاشورا در شام،مدینه،کوفه،مکه،کربلا و...به ترتیب زمانی اتفاق افتاده است،می‏آوریم:
15 رجب 60 هجری:مرگ معاویه در شام و نشستن یزید به جای پدر.
28 رجب 60:رسیدن نامه یزید به والی مدینه مبنی بر بیعت گرفتن از حسین‏«ع‏»ودیگران.
29 رجب 60:فرستادن ولید،کسی را سراغ سید الشهدا و دعوت به آمدن برای‏بیعت،دیدار امام حسین‏«ع‏»از قبر پیامبر و خدا حافظی،سپس هجرت از مدینه،همراه بااهل بیت و جمعی از بنی هاشم.
3 شعبان 60:فرستادن ولید،کسی را سراغ سید الشهدا و دعوت به آمدن برای بیعت،دیدار امام حسین‏«ع‏»از قبر پیامبر و خداحافظی،سپس هجرت از مدینه،همراه با اهل بیت‏و جمعی از بنی هاشم.
ورود امام حسین‏«ع‏»به مکه و ملاقاتهای وی با مردم.
10 رمضان 60:رسیدن نامه‏ای از کوفیان به دست امام،توسط دو نفر از شیعیان کوفه.
15 رمضان 60:رسیدن هزاران نامه دعوت به دست امام،سپس فرستادن مسلم بن‏عقیل به کوفه برای بررسی اوضاع.
5 شوال 60:ورود مسلم بن عقیل به کوفه،استقبال مردم از وی و شروع آنان به بیعت.
11 ذی قعده 60:نامه نوشتن مسلم بن عقیل از کوفه به امام حسین و فراخوانی به‏آمدن به کوفه.
8 ذی حجه 60:خروج مسلم بن عقیل در کوفه با چهار هزار نفر،سپس پراکندگی‏آنان از دور مسلم و تنها ماندن او و مخفی شدن در خانه طوعه.تبدیل کردن امام حسین‏«ع‏»
حج را به عمره در مکه،ایراد خطبه برای مردم و خروج از مکه همراه با 82 نفر از افرادخانواده و یاران به طرف کوفه. دستگیری هانی،سپس شهادت او.
9 ذی حجه 60:درگیری مسلم با کوفیان،سپس دستگیری او و شهادتش بر بام‏دار الاماره کوفه،دیدار امام حسین با فرزدق در بیرون مکه.
ذی حجه 60:بر خورد امام حسین‏«ع‏»با حر و سپاه او در منزل‏«شراف‏».
ذی حجه 60:دریافت مجدد خبر شهادت مسلم بن عقیل و قیس بن مسهر در منزل‏«عذیب الهجانات‏».
2 محرم 61:ورود امام حسین‏«ع‏»به سرزمین کربلا و فرود آمدن در آنجا.
3 محرم 61:ورود عمر سعد به کربلا،همراه چهار هزار نفر از سپاه کوفه و آغازگفتگوی وی با امام برای وادار کردن آن حضرت به بیعت و تسلیم شدن.
5 محرم 61:ورود شبث‏بن ربعی با چهار هزار نفر به سرزمین کربلا.
7 محرم 61:رسیدن دستور از کوفه بر ممانعت‏سپاه امام از آب،ماموریت پانصدسوار دشمن بر شریعه فرات به فرماندهی عمرو بن حجاج.
9 محرم 61:ورود شمر با چهار هزار نفر به کربلا،همراه با نامه ابن زیاد به عمر سعد،مبنی بر جنگیدن با حسین‏«ع‏»و کشتن او،و آوردن امان نامه برای حضرت عباس‏«ع‏»و حمله‏مقدماتی سپاه عمر سعد به اردوگاه امام و مهلت‏خواهی امام برای نماز و نیایش در شب عاشورا.
10 محرم 61:درگیری یاران امام با سپاه کوفه،شهادت امام و اصحاب،غارت‏خیمه‏ها،فرستادن سر مطهر امام به کوفه، توسط خولی.
11 محرم 61:حرکت‏سپاه عمر سعد و نیز اسرای اهل بیت از کربلا به کوفه،پس ازآنکه عمر سعد بر کشته‏های سپاه خود نماز خواند و آنان را دفن کرد و اهل بیت را برشترها سوار کرده به کوفه برد.
1 صفر 61:ورود اسرای اهل بیت‏«ع‏»از کربلا به دمشق.
20 صفر:بازگشت اهل بیت‏«ع‏»از سفر شام به مدینه.
روز شمار قیام کربلا
در این قسمت،حوادثی را که در ارتباط با نهضت عاشورا در شام،مدینه،کوفه،مکه،کربلا و...به ترتیب زمانی اتفاق افتاده است،می‏آوریم:
15 رجب 60 هجری:مرگ معاویه در شام و نشستن یزید به جای پدر.
28 رجب 60:رسیدن نامه یزید به والی مدینه مبنی بر بیعت گرفتن از حسین‏«ع‏»ودیگران.
29 رجب 60:فرستادن ولید،کسی را سراغ سید الشهدا و دعوت به آمدن برای‏بیعت،دیدار امام حسین‏«ع‏»از قبر پیامبر و خدا حافظی،سپس هجرت از مدینه،همراه بااهل بیت و جمعی از بنی هاشم.
3 شعبان 60:فرستادن ولید،کسی را سراغ سید الشهدا و دعوت به آمدن برای بیعت،دیدار امام حسین‏«ع‏»از قبر پیامبر و خداحافظی،سپس هجرت از مدینه،همراه با اهل بیت‏و جمعی از بنی هاشم.
ورود امام حسین‏«ع‏»به مکه و ملاقاتهای وی با مردم.
10 رمضان 60:رسیدن نامه‏ای از کوفیان به دست امام،توسط دو نفر از شیعیان کوفه.
15 رمضان 60:رسیدن هزاران نامه دعوت به دست امام،سپس فرستادن مسلم بن‏عقیل به کوفه برای بررسی اوضاع.
5 شوال 60:ورود مسلم بن عقیل به کوفه،استقبال مردم از وی و شروع آنان به بیعت.
11 ذی قعده 60:نامه نوشتن مسلم بن عقیل از کوفه به امام حسین و فراخوانی به‏آمدن به کوفه.
8 ذی حجه 60:خروج مسلم بن عقیل در کوفه با چهار هزار نفر،سپس پراکندگی‏آنان از دور مسلم و تنها ماندن او و مخفی شدن در خانه طوعه.تبدیل کردن امام حسین‏«ع‏»
حج را به عمره در مکه،ایراد خطبه برای مردم و خروج از مکه همراه با 82 نفر از افرادخانواده و یاران به طرف کوفه. دستگیری هانی،سپس شهادت او.
9 ذی حجه 60:درگیری مسلم با کوفیان،سپس دستگیری او و شهادتش بر بام‏دار الاماره کوفه،دیدار امام حسین با فرزدق در بیرون مکه.
ذی حجه 60:بر خورد امام حسین‏«ع‏»با حر و سپاه او در منزل‏«شراف‏».
ذی حجه 60:دریافت مجدد خبر شهادت مسلم بن عقیل و قیس بن مسهر در منزل‏«عذیب الهجانات‏».
2 محرم 61:ورود امام حسین‏«ع‏»به سرزمین کربلا و فرود آمدن در آنجا.
3 محرم 61:ورود عمر سعد به کربلا،همراه چهار هزار نفر از سپاه کوفه و آغازگفتگوی وی با امام برای وادار کردن آن حضرت به بیعت و تسلیم شدن.
5 محرم 61:ورود شبث‏بن ربعی با چهار هزار نفر به سرزمین کربلا.
7 محرم 61:رسیدن دستور از کوفه بر ممانعت‏سپاه امام از آب،ماموریت پانصدسوار دشمن بر شریعه فرات به فرماندهی عمرو بن حجاج.
9 محرم 61:ورود شمر با چهار هزار نفر به کربلا،همراه با نامه ابن زیاد به عمر سعد،مبنی بر جنگیدن با حسین‏«ع‏»و کشتن او،و آوردن امان نامه برای حضرت عباس‏«ع‏»و حمله‏مقدماتی سپاه عمر سعد به اردوگاه امام و مهلت‏خواهی امام برای نماز و نیایش در شب عاشورا.
10 محرم 61:درگیری یاران امام با سپاه کوفه،شهادت امام و اصحاب،غارت‏خیمه‏ها،فرستادن سر مطهر امام به کوفه، توسط خولی.
11 محرم 61:حرکت‏سپاه عمر سعد و نیز اسرای اهل بیت از کربلا به کوفه،پس ازآنکه عمر سعد بر کشته‏های سپاه خود نماز خواند و آنان را دفن کرد و اهل بیت را برشترها سوار کرده به کوفه برد.
1 صفر 61:ورود اسرای اهل بیت‏«ع‏»از کربلا به دمشق.
20 صفر:بازگشت اهل بیت‏«ع‏»از سفر شام به مدینه.

Posted in برچسب‌ها: | 0 نظرات