سفرنامه کربلا
Posted On ۱۳۸۷ آذر ۱۳, چهارشنبه at در ۳:۴۶ by نویسندهپدیدآورنده: احمد زمانی ،
،
بخش چهارم
نگاهی دوباره
شب دوم بعد از نماز مغرب و عشاء، توفیقزیارت دیگری را پیدا کردیم. زیارت سراسرحماسه عاشورا را قرائت کردیم. برامامحسینعلیه السلام و شهدای کربلا درود فرستادیم وبر قاتلان جنایت کار آنان نفرین نمودیم.
ضریح با صفا و سنگهای یشمی رنگدیوارها ما را به خود جذب کرده بود.حائرالحسینی و دیگر قسمتهای حرم بازائران عارف سخن میگفتند. آثار گلوله را برروی ضریح مشاهده کردیم. اثرتیراندازیهای فراوانی بر درودیوار حرم نقشبسته بود. از زمین تا سقف، همه جا، حتی ازدر و دیوارهای صحن و گلدستهها آثارگلولههای کالیبر کوچک و بزرگ پیدا بود. دریک لحظه حوادث تلخ قیام ملت مظلوم عراقدر جلو چشمان ما ظاهر شد، حادثهای کهمظلومان و بیپناهان را به حرم حسینیسوق داد. افراد زیادی که به حرم پناه بردهبودند، در داخل حرم سیدالشهداءعلیه السلام بهشهادت رسیدند و به مولایشان و شهیدانهمیشه شاهد تاریخ پیوستند. روحشان شادو راهشان پررهرو. بیاختیار بر ستمدیدگانعصر خود گریه نمودیم و مظلومیت آنان راهمانند مظلومیت مولایشان دیدیم و قضایایگذشته جلو چشم ما تجسم پیدا کرد، همانندجنایات متوکل - لعنةالله علیه - در سال 236ه .ق. متوکل براساس کینهای که نسبتبهاهل بیتعلیهم السلام داشت، در مدت 15 سالحکومتخود، 4 بار دستبه تخریب حرممطهر زد و آن را با خاک یک سان نمود. مورخبزرگ، طبری نوشته است:
متوکل فرمان داد قبرحسین بن علیعلیه السلام،خانهها و سرایهای اطراف آن را ویران کنندو آن سرزمین (مقدس) را شخم زنند و در آنبذر بپاشند و سپس بر آن قبر و اطراف آن،آب ببندند; تا مردم را از زیارت و گرد آمدنباز دارند.
گفته شده است که رئیس پلیس آن روز درآن منطقه اعلام کرد: پس از سه روز هرکسیرا در کنار قبر او (امام حسینعلیه السلام) بیابیم، بهزندان میفرستیم. از آن پس، مردم گریختندو از رهسپار شدن بدان جا دست کشیدند.همه جای آن قبر (شریف) را شخم زدند وکاشتند. (1)
جنایات وهابیون در سال 1216 ه .قنسبتبه حرم حسینی برای ما تازه گردید.آنان پس از کشتار فراوان، به تخریب حرمسالار شهیدان و ابوالفضل العباسعلیهما السلامپرداختند واشیای ارزشمند و جواهراتگرانقدر آن جا را به یغما بردند.
سفاکان امروز بهترین فکرها و اندیشهها راهدف قرار دادند و چهرههایی را کهمیتوانستند به امت اسلامی انسجامی دهند،نابود کردند و به خاک و خون کشیدند. در یکلحظه بدون اختیار با خود گفتیم:
اللهم انا نشکواالیک فقد نبینا و غیبةولینا و شدة الزمان علینا و وقوع الفتنبنا و تظاهر الاعداء و کثرة عدونا و قلةعددنا. (2)
«بارالها! به تو شکوه میکنیم که پیامبر مادر میان ما نیست و ولی امر ما (امامزمانعلیه السلام) پنهان و غائب است، زمانبرماسخت گردیده، فتنهها زیاد شده و اطرافما را فرا گرفته است، دشمنان ما فراوان گشتهو تعداد ما اندک گردیده است.»
در این نگاه دوباره با چشم دل دیدیم کهخداوند منان لطفش شامل حال همه بندگانگردیده و این بارگاه ملکوتی را - که چندین بارمورد هجوم دشمنان اسلام و قرآن واهلبیتعلیهم السلام قرار گرفته بود.- حفظ نمودهاست، بلکه نورانیت و صفا و جذابیتش رابیشتر نموده است. خداوند سبحانمیفرماید: «یریدون ان یطفؤا نوراللهبافواههم و یابی الله ان یتم نوره ولوکره الکافرون»
آنان اراده کردند نور خدا را با دهانهایشان(تبلیغات) خاموش کنند، ولی خداجز ایننمیخواهد که نور خود را کامل کند،هرچند کافران ناخشنود باشند.
سیرتاریخی حرم و مرقد ابا عبد الله الحسین علیه السلام
در این جا مناسب است فهرستی ازسیرتاریخی حرم و مرقد مطهر سالارشهیدان اباعبدالله الحسینعلیه السلام را در پیشروی خوانندگان عزیز و زائران دلسوخته قراردهیم تا به بقاء و استمرار نور حسینی وعنایتخداوند توجه بیشتر پیدا کنند.
ردیف / سال ه .ق / رخداد
1 / 61 / امام حسینعلیه السلام پس از شهادت، در حائر حسینی به خاک سپرده شد.
2 / 65 / مختار بن ابوعبیده ثقفی برگرد مضجع امام دیواری بر پا کرد و بر فراز این چهار دیواری - که از دو سوی، دو در داشت.- گنبدی از آجر و گچ ساخت.
3 / 132 / دردوران ابوالعباس سفاح، درکنار مرقد امامعلیه السلام سرپوشیدهای دیگر بنا شد.
4 / 146 / در دوران ابوجعفر منصور، این سرپوشیده ویران شد.
5 / 158 / در دوران مهدی عباسی، این پرپوشیده ازنو بنا شد.
6 / 171 / دردوران هارون این سرپوشیده ویران و درختسدری هم که در کنار آن بود، بریده و سرانجام گنبد هم تخریب شد
7 / 193 / در دوران امین، بنای حرم ازنو برپا شد.
8 / 236 / متوکلعباسی مرقد امامعلیه السلام را ویران کرد و زمین آن را شخم زد.
9 / 247 / به فرمان منتصر عباسی، بنای حرم بازسازی و برای رهنمون شدن مردم بدان سوی، ستونی هم در جوارش ساخته شد. از آن پس، علویان و پیشاپیش همه، «سید ابراهیم مجاب» به تدریجبه زیارت امامعلیه السلام و سکونت گزیدن در جوار مرقد او روی آوردند.
10 / 273 / بنایی که مختصر ساخته شده بود، رو به خرابی نهاد. محمد بن محمد بن زید که در طبرستان قیام کرده بود، به تجدید این بنا پرداخت.
11 / 280 / «داعی علوی» گنبدی بر فراز قبرساخت که بنای پایینی آن، دو در داشت. وی همچنین در آن سوی این دو در، دو سرپوشیده ساخت و برپیرامون هم دیواری بنا کرد.
12 / 367 / «عضدالدوله» بویهی گنبدی چهاررواقه و ضریحی از عاج ساخت و در پیرامون حرم نیز خانه هایی بنا کرد و برای شهر برج و بارویی نهاد. در همین دوره، «ابن شاهین» مسجد خود را که متصل به رواق است، بنا کرد.
13 / 407 / در پی سقوط دو شمع بر روی فرشهای حرم، حرم در آتش سوخت و سپس «حسن بن سهل»، وزیر به تجدید بنای آن پرداخت.
14 / 479 / «ملکشاه سلجوقی» مرقد امام را زیارت کرد و فرمان داد دیوار پیرامون حرم را نوسازی کنند.
15 / 620 / «ناصرالدین الله، عباسی» ضریحی برای مرقد امام ساخت.
16 / 767 / «سلطان اویس بن حسن جلایری» گنبد داخلی را ساخت و صحنی محصور به چند دیوار برگرد مضجع امام بنا کرد.
17 / 786 / «سلطان احمدبن اویس» دو گلدسته بنا کرد و آن دو را به طلا آذین کرد و صحن را توسعه داد.
18 / 914 / «شاه اسماعیل صفوی» پس از فتح، به زیارت امام حسینعلیه السلام رفت و فرمان داد حاشیههای ضریح را تذهیب کنند. او همچنین دوازده چراغدان طلا به حرم هدیه کرد.
19 / 920 / «شاه اسماعیل» به زیارت کربلا رفت و دستور داد صندوقی از چوب ساج بر ضریح بسازند.
20 / 932 / «شاه اسماعیل دوم» ضریح مشبک زیبایی که از نقره ساخته شده بود، را به مرقد امام هدیه کرد.
21 / 983 / «علی پاشا»، ملقب به «وندزاده» بنای گنبد را نوسازی کرد.
22 / 1032 / «شاه عباس صفوی» ضریحی مسی برای صندوق ضریح ساخت و گنبد را نیز به سنگهای کاشانی تزیین کرد.
23 / 1048 / «سلطان مراد چهارم»، از سلاطین عثمانی، کربلا را زیارت کرد و فرمان داد گنبد را از بیرون با گچ سفید کنند.
24 / 1135 / همسر نادرشاه، اموال فراوانی در اختیار متولیان حرم گذاشت و فرمان داد نوسازی گستردهای درحرم امامعلیه السلام انجام دهند.
25 / 1155 / «نادرشاه» کربلا را زیارت کرد و فرمان داد بناهای موجود را تزیین کنند. او همچنین هدیههای گرانبهایی به گنجینه حرم هدیه کرد.
26 / 1211 / «آغا محمد خان قاجار» دستور داد گنبد را به طلا آراستند.
27 / 1216 / «وهابیها» به کربلا یورش آوردند و ضریح و رواق را ویران کردند و همه نفایس موجود در گنجینه حرم را ربودند.
28 / 1227 / ساختمان حرم رو به فرسودگی نهاده بود. از همین رو، مردم کربلا برای «فتحعلیشاه قاجار» نامه نوشتند و فرسودگی گنبد را به وی اطلاع دادند. وی با فرستادن یک ناظر برای نظارت برهزینهها و کار تجدید بنا، دستور داد بنا را نوسازی و ورقهای طلای روی گنبد را تعویض کنند.
29 / 1232 / فتحعلیشاه قاجار ضریح نقرهای تازهای ساخت، دل ایوان گنبد را به طلا آراست و همه آنچه را که وهابیون ویران کرده بودند، بازسازی کرد.
30 / 1250 / فتحعلیشاه دستور داد گنبد بارگاه امام را نوسازی وگنبد حرم حضرت ابوالفضلعلیه السلام را نیز برپا و تذهیب کنند.از سوی وی، وکیلش، ابراهیم خان شیرازی نظارت بر انجام امور و هزینهها را برعهده داشت.
31 / 1273 / ناصرالدین شاه گنبد و بخشی از طلاکاریهای آن رانوسازی کرد.
32 / 1283 / ناصرالدین شاه صحن حرم را توسعه داد.
33 / 1351 / نوسازی زیرسازیهای صحن.
34 / 1358 / «سیف الدین طاهر»، داعی اسماعیلی ضریح نقرهای را به ضریحی نو بدل کرد.
35 / 1360 / سیف الدین طاهر یکی از گلدستهها را که ویران شده بود، از نوساخت.
36 / 1367 / خانهها و همچنین مدارس دینی مجاور صحن به هدف توسعه آن، تخریب شد.
37 / 1370 / «مرحوم صبری هلالی» به خطاطی و کتابتسوره دهر در حرم امام حسینعلیه السلام و همچنین حرم حضرت عباسعلیه السلام پرداخت. ضلع شرقی حرم ساخته و بدان افزوده و ایوانها و طاقها با کاشیهای نفیس زینت داده شد.
38 / 1371 / گنبد تجدید بنا و به خشتهای طلا آذین شد
39 / 1373 / آینه کاریهای سقف و رواقهای حرم به طور کامل بازسازی وکاشیهای معرقی از اصفهان برای آراستن حرم امام حسینعلیه السلام و حضرت عباسعلیه السلام به کربلا آورده شد. قسمتبالای ایوان قبله (ایوان طلا) را طلاکاری کردند.
40 / 1383 / هیات نوسازی حرم برای نمای دیوارهای بیرونی حرم سنگ هایی را از ایتالیا وارد کرد. «قنبر رحیمی» ستونهای سنگی گران قیمتی برای نمای ایوان قبله اهدا کرد و دیوارهای مقتل را نیز با سنگهای مرمر تزیین کرد.
41 / 1383 / هیات نوسازی حرم به بلندتر کردن ایوانها و نماکاری دیوارهای آنها با کاشی اقدام کرد.
42 / 1384 / یکی از نیکوکاران ستون هایی سنگی برای نصب در ایوان طلا هدیه کرد.
43 / 1388 / ستون هایی سنگی از ایران وارد کردند و به برداشتن سقف قدیمی ایوان پرداختند. ریاست اوقاف عراق بالابرهایی برای سنگهای مرمر در اختیار حرم گذاشت.
44 / 1390 / شمش هایی از بتون مسلح که با پلهای مسلح به هم متصل میشد، زده شد تا بعدا ستونهای سنگی ایوان را بر روی آنها استوار کنند.
45 / 1392 / کلنگ احداث بنای جدید ایوان طلا بر زمین زده شد.
46 / 1394 / طرح نوسازی و هماهنگ سازی صحن شریف تدوین شد.
47 / 1395 / تعمیرات حرم امام و حرم حضرت عباسعلیه السلام با کاشیکاری دیوارهای جلوصحن و ساختن کتابخانه و موزه پیگیری شد.
648 / 139 / اوقاف، تزیین ونوسازی ایوان طلا را با کاشی معرق و خاتمکاری انجام داد.
پینوشتها:
1 - تاریخ طبری، ج 11، ص 44. شیخ طوسی(ره)در «امالی» از قول عبدالله بن دانیه مینویسد: درسال 247 ه . ق به زیارت بیت الله الحرام رفتم. بعد ازآن، به قصد زیارت عتبات عالیه به سوی عراقحرکت کردم. اول به زیارت امیرمؤمنان(ع) رفتم وسپس روانه کربلا شدم. به کربلا که رسیدم، دیدمحرم آن حضرت را تخریب کردهاند و زمین را شخمزدهاند و در آن، نهرها جاری ساخته و گاوها را بهقصد شخم زدن میرانند. گاوها نزیک قبر شریف کهمیرسیدند، از سمت چپ یا راست آن حرکتمیکردند. هرچه به آن حیوانها تازیانه میزدند، سودی نمیبخشید و آنها اطاعت نمیکردند.
عبدالله بن دانیه میگوید: نتوانستم قبر آنحضرت را از نزدیک زیارت کنم، از دور سلامی دادمو برگشتم. چون به بغداد رسیدم، دیدم در میان مردمسروصدا بلند است. پرسیدم: چه خبراست؟ گفتند:پیکی خبرداده که متوکل کشته شده است. من وبسیاری خوشحال شدیم. گفتم: خدایا! این شب دربرابر آن شب! (امالی، شیخ طوسی، ص 209.)
2 - بحارالانوار، ج 53، ص 198، ح 18، باب 31.
کربلا مهمترین زیارتگاه شیعی
Posted On at در ۳:۴۱ by نویسندهمنابع مقاله:
فصلنامه تاریخ اسلام، شماره 19 ، م. دونالدسن، دوایت ؛ مترجم : احمدوند، عباس ؛
این نوشتار که فصلی از کتاب «مذهب شیعه» است، به مباحثی چون موقعیت شهر کربلا، فضیلت زیارت آن، کربلا در نگاه جغرافیدانان و سیاحان، زیارت و عزاداری امام حسین علیهالسلام و وصف کلی کربلای معلی میپردازد. مؤلف از آغازگران مطالعات مستند امامیه در غرب انگلیسی زبان است که با وجود کهنگی نگاشتهاش (1933)، هنوز آثارش ـ آن چنان که در جای دیگری مفصلاً توضیح دادهایم2 ـ مرجع محققان غربی و علاقهمند به مطالعات شیعی است. مترجم سعی نموده با توضیح پارهای مواضع، درک نادرست نویسنده از شعائر شیعی را تصحیح نماید.
واژههای کلیدی: کربلا، زیارت، حرم امام حسین علیهالسلام ، حضرت ابوالفضلالعباس علیهالسلام عزاداری، روضهخوانی.
به خاطر میآورم که وقتی از کربلا دیدن کردیم، ساعت 4 بامداد هتلمان را در بغداد ترک کردیم و چگونه سوار بر اتومبیل فورد مدل T قدیمی با سرعت زیاد از صحرا گذشتیم. کمی قبل از ساعت 6 در شن انبوهی بسیار آهسته راندیم، زیرا در میان نخلستانهایی که این شهر مقدس را در بر داشتند به طور مارپیچ به مسیرمان ادامه میدادیم.3 فصل تابستان بود، این جا و آن جا مردمی را دیدیم که شب را در زیر درختان گذرانده بودند؛ آنان سماورهایشان را روشن میکردند تا چای صبحگاهان را آماده کنند یا کنار جوی باریکی، بر نهر آبی نشسته و دندانهایشان را با خلالی که پیوسته نرمش میکردند، محکم میشستند.
شهر، 3 یا 4 مایل دورتر در میان نخلستانها قرار داشته و هیچ دیوار محافظی ندارد؛ لذا چند دقیقه بعد در قهوهخانهای که تقریبا مقابل مرقد امام حسین علیهالسلام بود، نشستیم و صبحانهای مقوی شامل نان داغ ایرانی4، چای و خرمای رسیده، صرف کردیم. عجیب است که در قهوهخانه ایرانی انسان [فقط] میتواند چای بنوشد5، زیرا در آن جا به ندرت چیز دیگری یافت میشود من برای برداشتن عکسی، در خیابان اصلی منتهی به حرم از اتومبیل پیاده شدم، اما از این زاویه، برج برجسته ساعت، جلوی نمای گنبد طلایی را گرفته بود.
در قهوهخانه که نشستم، توانستم طرحهای زیبا و مارپیچ کاشیکاری مدخل مرقد و منارهها را ببینم. در عرض این مدخل زنجیری آهنی بود که نشان از محدودهای میداد که «کافران نجس» نباید از آن بگذرند6 زیارت این حرم با ایمان، به رسالت محمد صلیاللهعلیهوآله و اعتقاد به امامت الهی و منصوص امام حسین علیهالسلام تکلیفی مهم و عمده است. چه این کار برای شخص زائر در بردارنده این امتیاز است که سقف خانهاش هرگز بر سرش فرو نمیریزد و او هرگز غرق نشده، نسوخته و حیوانات وحشی به وی صدمه نخواهند رساند. اما برای کسی که مؤمن نیست رفتن به ورای آن زنجیرهای مانع، جرمی است که به احتمال زیاد تاوانش مرگ در نتیجه خشونت مردم است، چون آنان چنین عملی را بیحرمتی به حرم اطراف مزار میدانند.
همچنان که فکر میکردم، آمدن من به کربلا چقدر آسان و بیدردسر بوده است، متوجه شدم که سیّاح صرف بودن با زائر تفاوت بسیار دارد؛ برخی از این زوّار که تازه از حمام بیرون آمده بودند، در قهوهخانه بودند. آنان با حولههای قرمز روشنی که دور بدنهای عریان خویش بسته بودند، آن جا نشسته و مشغول صرف چای بودند؛ [پس از آن] ظرف چند لحظه لباس پوشیده و زیارت امام را با توجه فراوان نسبت به ادای تمام آداب آن، به جای میآوردند.
پیرمردی با چهرهای مهربان و مطمئن، به واسطه این که نماز میخواند، چای خود را نهاده بود تا خنک شود؛ او هر بار که به سجده میرفت مهر گلین کوچکی را بر پیشانی مینهاد.7 مغازههای متعددی در خیابان اصلی صدها عدد از این مهرها را قطعا برای فروش عرضه میکردند، ولی شنیدم که یکی از ائمه علیهمالسلام فرموده است: فروش خاک برگرفته از تربت مقدس و آغشته به خون امام حسین علیهالسلام مانند فروش گوشت خود حضرت است. اما وقتی کربلا را ترک میکردیم، راننده 20 سنت8 برای خرید جعبهای کبریت پرداخت و به جای بقیه پولش تعداد فراوانی از این مهرهای گلین کوچک گرفت. فروشندگان دورهگرد 100 عدد از این مهرها یا مقداری در این حدود را بر طبقی به عنوان تحفه ظاهری زیارت، نزد زایر احتمالاً مشتاق آورده و میگویند که [برای مهرها] قیمتی تعیین نمیکنند، بلکه مشتری با پرداخت پول در روز قیامت برای خود ثواب جمع میکند و این به خاطر آن است که مشتریان معمولاً مزد فروشندگان دورهگرد را در این دنیا میپردازند، ولی این رسم برای زائران ثروتمند آزار دهنده است. بازرگانان هندی این مهرها را حدودا هر صد مهر 3 روپیه9 میخرند و در بسیاری جاهای کربلا فروشندگانی هست که عملاً تمام آنها را به فروش میرسانند.
تصور میرود که خاک این مهرها را از قتلگاه امام میآورند؛ تسبیحی از این خاک معمولاً یکی از پرکاربردترین چیزهاست. این تسبیح 34 دانه دارد و مؤمن پارسا در اوقات فراغتش با این تسبیح به گفتن 34 «اللّه اکبر»، 33 بار «الحمدللّه» و 33 بار «سبحان اللّه» میپردازد.10 وقتی شیعهای میمیرد اگر طوقی از این دانههای گلین بر دور گردنش، انگشتری گلی بر سبابه دست راستش و 2 بازوبند گلین بر دو بازویش داشته باشد بسیار سعادتمند است و باید اندکی از خاک جارو شده مرقد را در پارچهای بسته، در دست راستش قرار دهند و اگر بر کفن او آیاتی از قرآن را با این گل بنویسند، خوب است.
معتبرترین کتاب راهنمای زائران شیعه، تحفة الزائرین11 [هدیهای برای زایران] میباشد که آن را نویسنده کثیر التألیف و مشهور، محمد باقر مجلسی در قرن شانزدهم میلادی نوشته است. این کتاب به ویژه تصریح میکند که تنها خاک متبرک محدوده اطراف مزار حضرت، خواص شفا بخش دارد. در روایت است که امام هفتم، موسی بن جعفر علیهالسلام فرمود: مردم نباید از خاک مزار او یا هیچ یک از دیگر ائمه جز امام حسین علیهالسلام برگیرند، زیرا به اعتقاد وی خداوند [تنها] به این خاک به خصوص فایده شفا بخشی شیعیان و یارانشان را عطا کرده است.12 اعتقاد بر این است و احادیث مقبول ائمه علیهمالسلام نیز این را تأیید میکند که اگر فردی مریض و در آستانه مرگ باشد، لیکن با ایمان خالص به امام حسین علیهالسلام قدری از این خاک را بخورد، زنده میماند. اما امام هشتم علی بن موسی الرضا علیهالسلام فرمود: خوردن تربت جایز نیست چون این کار مانند خوردن خون بدن میباشد، الاّ تربت امام حسین علیهالسلام که درمان هر دردی است و اثر شفابخشی آن خاک تا شعاع حدود یک مایل وجود دارد. به هر حال این وعده امام رضا علیهالسلام مشروط به این است که اگر اراده خداوند بر مرگ کسی قرار گرفت، آن گاه حتی خوردن این خاک نیز سودی نخواهد داشت. گفتهاند که هر کس قدری از این خاک معجزهآسا را بر سر بگذارد از بیماری و بداقبالی مصون خواهد بود؛ به فرموده امام رضا علیهالسلام اگر فردی گوشت خوک بخورد و بمیرد وی بر او نماز میت نمیگزارد مگر این که شخص متخلف تربت حسین علیهالسلام را بر سر نهد.13 شیعیان بر این باورند که اگر ارواح خبیث یا اجنه کافر در فردی که این خاک را همراه خود دارد، حلول کنند، عطر خوشبویی را حس خواهند کرد، هر چند خود شخص ممکن است از آن آگاه نباشد.
[در این حال] ساعت برج، ساعت 314 (یعنی 3 ساعت بعد از طلوع خورشید) را اعلام کرد؛ چون به برج نگریستم به وضوح تمام آثار تعمیر مختصری را که با حلبی [بشکههای] بنزین در آن صورت گرفته و کرمیت روزولت(1) از آن یاد کرده است، دیدم.15 آن گاه به سوی زنجیرهای ممنوعه گام برداشتم و مشتاقانه به درون [حرم] نگریستم، چقدر آرزو داشتم که بتوانم به درون بروم و یک روز کامل را در بررسی کاشیکاریها و خواندن کتیبهها بگذرانم. کتاب بینظیر لسترنج (سرزمینهای خلافت شرقی) را که گلچینی از محتویات کتب جغرافی دانان مسلمان است در اختیار داشتم، وی در آن جا میگوید: حتی قبل از سال 850 میلادی (236قمری) نیز باید در کربلا مقبره مانندی موجود بوده باشد زیرا در این هنگام بود که متوکل با صدور فرمان ویرانی و به آب بستن مرقد امام حسین علیهالسلام ، برای همیشه منفور شیعیان شد و میدانیم که بعدها این محل را شخم زده و در آ ن بذر کاشتند و زیارت کربلا را با وضع جریمههای سنگین ممنوع کردند.16 استخری و ابن حوقل17 میگویند که احتمالاً به زودی، اما چند سال پس از به قدرت رسیدن سلسله بویهی، در قرن دهم میلادی (چهارم قمری) دوباره چنین بنایی ساخته شد18 که [ظهور این سلسله را] نباید به منزله برکناری خلفای عباسی از حکومت دانست، ولی در آن ایام عباسیان جدا از اقتدار دنیویاشان برکنار ماندند. عضدالدوله، همان امیری که بارگاه امام علی علیهالسلام را در نجف ساخت، به سال 929 میلادی (317 قمری) بنای یاد بود باشکوهی [نیز]، در کربلا برآورد. اما از آن رو که قدرت آل بویه دیری نپایید، ملاحظه میکنیم که به سال 1016 میلادی (407 قمری) گنبد این مرقد با شکوه در آتش سوخت. دیدار کننده بعدی، ملکشاه سلجوقی بود که گویا پس از بازسازی گنبد در سال 1086 میلادی (479قمری) از کربلا دیدن کرده است.19
اما قبل از مستوفی ـ در قرن چهاردهم میلادی (هشتم قمری) هیچ توصیفی از کربلا و مرقد حسین علیهالسلام وجود ندارد20 وصف خود مستوفی نیز کافی نیست، چه علاوه بر انتساب بنای ساختمان اصلی به عضدالدوله، مؤلف صرفا میگوید که در زمان او شهر کوچکی به مساحت 2400 قدم در اطراف این مرقد به وجود آمده است. ولی ابن بطوطه که سفرنامه خویش را حدودا در همین ایام نوشته است، از مدرسه دینی مهمی یاد کرده و به ذکر جزئیات در باب مرقد حضرت میپردازد، او میگوید: آستان متعدد این مقبره21 که زوار به هنگام ورود آن را میبوسند از نقره ناب است؛ مرقد را با چراغهای متعدد طلا و نقره روشن کرده و درها را با پردههای حریر پوشاندهاند. وی درباره این شهر کوچک میافزاید: سپس در اثر نزاع بیوقفه فرق رقیب، ویرانی جدی پدید آمد، اما شهر در آغوش نخلستانهای فراوان که نهرهای رودخانه فرات آنها را به خوبی آبیاری میکند، پا برجا ماند.22
من آن جا در مدخل ایستاده و فکر میکردم که چطور به بهترین وجه [ممکن] به دیدن این نقاط جالب تاریخی بروم که در این هنگام صدایی شبیه به آوای سرود خوانی در کلیسا را شنیدم؛ کاروانی از زوّار23 تحت سرپرستی راهنمایی حرفهای [به شهر] نزدیک میشد. [مردم[ همان طور که نزدیک میشدند، پس از قافله سالارشان زیارتنامه به خصوصی را میخواندند. همان گونه که حدس میزدم این زیارتنامه را گارسن دوتاسی(2) ترجمه کرده است که ترجمه او را در ذیل میآورم.24
که خداوند متعال نیایشهایی را که برای آسایش روح آن دو امام همام ادا میکنم، بپذیرد.
آن دو امام شهید و محبوب خداوند، دو قربانی بیگناه خباثت [ستمکاران].
آن دو امام خجسته، ابو محمد حسن و ابا عبداللّه حسین علیهالسلام .
و هم چنین دعاهایی را که به 12 امام و 14 معصوم و 72 شهید صحرای کربلا تقدیم میدارم، بپذیر.25
آن زایران خسته از سرزمینهای دور دست بدان جا میآمدند و سوار بر ماشین نبودند، بلکه از 4 تا 8 هفته در راه بودند و هر روز هنگام طلوع خورشید سوار بر استرهایشان شده و 8 تا 12 ساعت به حرکت ادامه میدادند. [اینان] مردان و زنانی بودند که از ظاهرشان میشد فهمید اغلب روستایی یا شاید صنعتگر و یا فروشنده خردهپا هستند؛ در میان آنان به طرز جالبی پیرزنان فراوانی به چشم میخورد، مادربزرگانی که اکنون آرزوهای زندگیاشان را تحقق یافته میدیدند من هم چنان که زوار عبور میکردند و به جانب کاروانسرایی نزدیک ره میسپردند، چهره هایشان را وارسی نمودم؛ بر تمام آنها اثر جدیت بسیار هویدا بود.
آیا میتوان دریافت که این زیارت برای آنان چه معنایی دارد؟ در تمام زندگیاشان هر گاه کودکی را ختنه میکنند، هر وقت زوجی ازدواج میکنند، هر وقت کسی میمیرد، این مردم روحانی را دعوت کرده و او بخشی از شرح مصیبت بار واقعه کربلا را در حالی که همه میگریند، میخواند.26 آنان ثواب فراوانی27 را که ائمه رسما به زوّار وعده دادهاند، میدانند و آیا این وعدهها در کتبشان نیامده و ایشان این وعدهها را از قراء که هر شب یا در طول سفر پیوسته آنها را میخوانند، نشنیدهاند؟ آنان از کودکی شنیدهاند که در اطراف مزار 4 هزار فرشته است، فرشتگانی که روز و شب میگریند و هر چه از تمام نقاط ـ حتی سرحدات ـ زایر بیاید، این فرشتهها به استقبال آن زایر میروند، اگر بیمار شود به کمکش میشتابند و اگر بمیرد، بر سر مزارش رفته و برایش طلب آمرزش مینمایند. خداوند به این فرشتگان فرموده است که خود متکلّف رفع تمام نیازهای مادی زایران است و گناهان 50 سال هر زایر را میبخشد. اکثر آنان با پول اندکی میآیند و میدانند که [با آن پول] در کربلا فقط میتوانند نان بخرند، با این همه برای بازگشتنشان نیز پول کافی باقی میماند. آنان باید خیرات و [مبرات] اندکی نیز هدیه کنند، زیرا پولشان که پسانداز خانوادهای است به آرامی فراهم آمده مانند پولی که در کشورهایی که زیارت دینی متداول نیست، به مؤسسات بیمه پرداخت میگردد.
مقایسه مطرح شده میان [این نذورات] و بیمهنامه، سودمند است.28 چون زیارتنامهها فقط عمر بیشتری را به زوار معتقد این مرقد وعده میدهند، بلکه بر چیزی تصریح میکنند که میتوان آن را فواید بیمه خواند، [به این شکل که] هر کس با اشتیاق فراوان این زیارت را انجام دهد، اجر هزار حج و هزار شهادت و هزار روز روزه و آزاد کردن هزار برده را میبرد. در زیارت سال بعد نیز ارواح پلید و شریر نمیتوانند به این زایر آسیبی برسانند چه خداوند خود حامی اوست و اگر بمیرد فرشتگان در مراسم تدفین وی حضور مییابند و در روز محشر در زمره یاران امام حسین علیهالسلام بر میخیزد که او را با پرچمی که در دست دارد، میشناسند و امام پیروزمندانه زایرانش را مستقیما به بهشت راهبری میکند. بنابر روایت دیگری، اگر زایری در کربلا بمیرد، فرشتگان بدن وی را غسل داده و او را به بهشت، جایی که به پاداش مقدار هزینه او در این زیارت 10 هزار29 درهم منتظر اوست، میبرند. در روز محشر نیز تمام کسانی که در هر یک از مقابر ائمه مدفونند، گناهانشان هر چه باشد در معرض حساب نیستند. جز این که چنان که در صحیفهای آمده مستقیما به بهشت صعود میکنند و فرشتگان دستان خود را به خوشآمد گویی آنان تکان میدهند.
چون بنابر اکثر مراجع، این جا در دشت کربلا 4 هزار تن از سواران عمر بن سعد پیکر امام حسین علیهالسلام را زیر سم اسبان خویش لگدمال کردند و خون امام حسین علیهالسلام به همران 62 یا 72 نفر از اصحاب اهلبیت پیامبر صلیاللهعلیهوآله به زمین ریخته شد و با خاک در آمیخت، کربلا نزد گروه زیادی از مسلمانان که از ابتدا دل در گرو دوستی خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآله داشتند، تقدس یافته است. شیعیان در شهادت امام حسین علیهالسلام با حرکت دستهجمعیاشان در محرّم سوگواری مینمایند و [نقطه] اوج آن نوعی به نمایش درآوردن پرشور تمام وقایع مصیبت بار رخ داده، در کربلاست که آنها را به شبیهخوانی اجرا میکنند.
لذا تعجبی ندارد که روایات، مطالب قابل ملاحظهای را در باب تقدس فراوان این مکان نقل میکنند؛ امام ششم از پیامبر صلیاللهعلیهوآله نقل کرده است که فرمود: فرشتگان در حالی که میدانستند امام حسین علیهالسلام در کربلا دفن خواهد شد خاک متبرک اورشلیم [بیتالمقدس] را بدان جا آورده و هزار سال جلوتر، از پیش مشغول آماده سازی مکانی برای دفن حضرت گردیدند. روایت کردهاند امام چهارم که فرزند خود امام حسین علیهالسلام بود، خبر داده است: مریم باکره علیهاالسلام به طور معجزهآسایی از دمشق30 به کربلا آمده و عیسی علیهالسلام را در همان مکانی که امام حسین علیهالسلام در آن جا مدفون گردید، به دنیا آورده و همان شب همراه کودکش به دمشق بازگشت. ما همچنین در اخبار ملاحظه میکنیم که حضرت علی علیهالسلام به همراه برخی اصحابش از دشت کربلا گذشته است و چون حضرت به محلی که امام حسین علیهالسلام در آن جا شهید شد، رسید، فرمود: 200 پیامبر و 200 تن از اوصیای پیامبران و 200 تن از فرزندان پیامبران پیشین مشتاق بودهاند که در این جا دفن شوند.31
طبری ضمن حوادث سال 915 میلادی (303 قمری)32 از حائر33 یا محدودهای از کربلا که به واسطه شهادت امام حسین علیهالسلام تقدس یافته، یاد کرده است که در آن ایام گروهی که از موقوفات مؤسَّس ام موسی مادر مهدی34 عباسی تأمین میشدهاند، متولیان رسمی کربلا بودهاند. زمانی که طبری تنها دوازده سال داشت، متوکل کوشیده بود تا با به آب بستن قبور امام حسین علیهالسلام و اصحابش آنها را ویران سازد. اما بنابر روایتی شیعی محل مزار به طور معجزهآسایی خشک ماند و شیعیان همین مکان را در زیارتنامههای35 خود حائر [= زمین پست [خواندهاند.
عکسی که از هوا برداشته شده است نشان از دو مرقد میدهد که هر دو را واقع در این منطقه متبرک میدانند؛ آن دو بسیار شبیه [به یکدیگرند] زیرا هر یک منارهها، یک برج ساعت و عمارت وسیع سر پوشیدهای داشته و دارای یک صحن یا حیاط همراه با تعدادی اتاق شبیه اتاقهای یک کاروانسرا میباشد؛ دو بنای مرکزی دارند که تقریبا هم شکل و هم اندازهاند و فضایی که به زایر اجازه میدهد تا مزار را طواف کند. اما جنبههای متمایز کنندهای نیز میان این دو مرقد وجود دارد که فیالفور به چشم میآید؛ مرقدی که در جلوی نما قرار دارد به جای دو مناره، سه مناره دارد، این مرقد امام حسین علیهالسلام است که گنبدش در زیر نور خورشید و بر اثر تلألو آن به روکش طلاییاش میدرخشد. مرقد دوم را به احترام حضرت عباس علیهالسلام ، برادر ناتنی امام حسین علیهالسلام ، بنا کردهاند.36 و گنبدش از کاشی آبی لعابدار است که در مقابل آسمان صاف منظرهای بسیار جالب دارد «چون آن را زیر ابر بنگری، بسان تودهای فیروزهای، مینماید». روایت کردهاند که این عباس در نبرد بسیار شجاع بوده و این سخن رواج دارد که خطرناکترین محل برای قسم دروغ خوردن، مرقد اوست، زیرا چنان که دوستی شیعه میگفت: او امام نبود که از وی انتظار شفاعت برود، اما صداقت بسیاری داشت.
بهترین راه برای درک اهمیت این دو مرقد، مطالعه گزارشی درباره آخرین مصایب امام حسین علیهالسلام و یاران نزدیکش تواند بود. اگر روایات صریح دینوری37 را (م 895م/282ق) که یکی از قدیمیترین و بهترین مورخان شیعه است، دنبال کنیم، ملاحظه میکنیم که اصحاب امام از کشتن و کشته شدن باز نایستادند تا این که فقط اهلبیت حضرت باقی ماند؛ نخستین کسی از ایشان که پیش رفت و جنگید38 پسر امام حسین علیهالسلام ، علی اکبر، بود که پیوسته جنگید تا به شهادت رسید؛ [دشمنان] نیزهای به او زدند که بر زمین افتاد، سپس با شمشیر به قتلش رساندند. بیش از 6 نفر از آنان یکی پس از دیگری به تنهایی در جنگ کشته شدند و عبداللّه پسر مسلم و قاسم و ابوبکر دو پسر امام حسین علیهالسلام نیز در میان شهدا بودند.
میگویند وقتی عباس بن علی علیهالسلام این صحنه را دید، به برادرانش عبداللّه و جعفر و عثمان گفت: همراه من حمله برده و از آقایتان دفاع کنید تا قبل از او بجنگید و کشته شوید! پس همه با هم حمله کرده و خود را میان امام حسین علیهالسلام و دشمن انداختند تا شخصا از او حفاظت کنند. عبداللّه، جعفر و عثمان یکی پس از دیگری کشته شدند، ولی عباس هنوز نزدیک امام ایستاده بود تا به دفاع از او بجنگد و هر جا که امام میرفت همراه وی حرکت میکرد تا او را نیز به شهادت رساندند. آن گاه امام حسین علیهالسلام تنها شد؛ مالک بنِ بشْر کندی به او حمله برده و با شمشیر ضربهای بر سر او زد؛ گویا امام برنسی39 (= ردایی بافته شده از ابریشم و پشم) بر سر انداخته بود که شمشیر این پوشش را پاره کرد و سر او را مجروح نمود. پس امام ردا را به کناری نهاده و کلاهی40 خواست و آن را با عمامهای بر سر گذاشت و نشست و طفلی را ـ شاید کسی را که برایش کلاه آورد ـ صدا زد و او را در کنار خود بر صخرهای نشانید، اما در حالی که این پسربچه کنار امام بر صخره نشسته بود مردی از بنیاسد تیری سرپهن به سویش پرتاب کرد و او را به شهادت رساند؛41 امام حسین علیهالسلام مدتی طولانی نشسته در آن جا ماند، زیرا هر قبیلهای کشتن او را به دیگری وا مینهاد و از اقدام بدین کار ابا میکرد. امام تشنه بود، پس ظرفی آب طلبید، ولی موقعی که میخواست آب بنوشد مردی به نام حُصَین بن نُمَیْر، تیری به سوی او پرتاب کرد که وارد دهانش شد و او را از نوشیدن باز داشت، امام حسین علیهالسلام ظرف را بر زمین گذاشت. وقتی جماعت این صحنه را دیدند عقب نشستند، اما چون امام برخاست تا به جانب رودخانه برود میان او و آب موضع گرفتند و حضرت به جای قبلیاش بازگشت؛ یکی از آن افراد تیری انداخت که به پشت او اصابت کرد؛ امام تیر را بیرون آورد، ولی زُرعَة بن شریک42 ضربت شمشیری به وی زد، حسین علیهالسلام کوشید تا با دست جلوی این ضربه را بگیرد، لیکن شمشیر برقآسا بر دستش فرود آمد. سرانجام سِنان بن اَوْس نخعی پیش آمد و نیزهای به وی زد و امام فرو افتاد، آن گاه حَولیّ بن یزید اصبحیّ یورش برد تا سر از تن حضرت جدا کند، ولی دستانش لرزید، لذا برادرش شِبْل سر امام را جدا کرده و آن را به حولی داد.43
بیش از هزار سال از زمانی که این فاجعه در کربلا رخ داده، گذشته و هنوز دهها هزار زایر هر ساله به کربلا میآیند. زوار عمدتا ایرانیاند، اما تعداد زیادی نیز تقریبا از تمام نواحی جهان اسلام برای زیارت این مزار متبرک [به کربلا] میآیند. آنان اغلب اجساد خویشانشان را که در وصیت نامههای خود شرط نمودهاند تا در کربلا به خاک سپرده شوند، همراه دارند. در سمت راست مدخل مرقد امام حسین علیهالسلام پلکانی وجود دارد که به سرداب وسیعی شاید به طول 200 یارد منتهی میگردد. اجساد زوار خارجی را در تابوت حمل میکنند و جسدهای پذیرفته شده برای دفن را در قبرهایی واقع در این سرداب وسیع قرار میدهند در مرقد حضرت عباس نیز ترتیب مشابهی در دفن اجساد وجود دارد و به من گفتند که اجساد را به مبلغی کمتر از 500 روپیه در این دو سرداب بزرگ دفن نمیکنند؛ راهنمایم به من گفت که مدفن شهدا، فرزندان امام حسین علیهالسلام و دیگر اهلبیتش در مرقد عباس علیهالسلام و نزدیک مزار آن حضرت قرار دارد.
در مدخل حرم عباس علیهالسلام ، توجه زایر به این عبارت که با حروف بزرگ نوشته شده جلب میگردد «گستاخانه پا بر این آستان ننهید چه این مکان سجدهگاه فرشتگان و شاهان است». گنبد حرم حضرت عباس علیهالسلام زرین نیست، چه میگویند حضرت در خواب به بانی آن ـ نادرشاه44 ـ هشدار داد که چنین نکند؛ نادرشاه میپنداشت عباس علیهالسلام را که معمولاً ابوالفضلش میخوانند، در خواب دیده که خطاب بدو فرموده است: چون من از حسین علیهالسلام کوچکتر بوده و خاک پای آقایم میباشم، باید در بنایت تفاوت میان آقا و مولا را لحاظ کنی. ولی درون مرقد فرشهای عالی و ایرانی بسیاری است که تجاری که نامشان درگوشه این فرشها نقش بسته، آنها را [به آستان حضرت] هدیه کردهاند. چلچراغهایی سیمین و زرین در زیر گنبد آویزان بوده و نرده نقرهای سادهای خود مزار را در برگرفته است؛ درون این نرده، بر خود مزار عمامه و شمشیری قرار دارد که به تصریح روایتی، عباس علیهالسلام در آخرین نبرد قهرمانهاش از آنها استفاده کرده است. اما شاید مهمترین چیزی که در حرم به چشم میخورد سیاهی مدور و چسبیده به سقف گنبد باشد، زیرا نقل است که این سیاهی سر مردی است که در حرم قسم دروغ خورد و فورا سر از تنش جدا شده و به سقف چسبید، این روایت حداقل بر این نکته تأکید میورزد که اکثریت بسیاری از شیعیان در قسم خوردن به نام ابوالفضل تردید دارند. زایران مزار او سه بار دور قبر چرخیده و چون به زیر آن نقطه سیاه میرسند به گناهان خود اعتراف کرده و از خداوند طلب آمرزش میکنند.
ولی دور ضریح امام حسین علیهالسلام ، یعنی مرقدی که گنبدش زرین است،45 2 نرده وجود دارد؛ نرده درونی از طلا و نرده بیرونی نقره است که آن را به نحو استادانهای ساختهاند. این نرده نقرهای را ناصرالدین شاه [قاجار] هدیه نموده و نامش بر آن منقوش است. زوار هدایایی [اعم[ از پول و جواهرات [با خود] آورده و درون این نردهها میریزند [آنان] به ویژه در اوقاتی که نذری دارند، مشروط به برآورده شدن حاجاتشان از سوی امام، هدایای [موعودشان] را درون نرده طلایی میاندازند. [خدّام] گاه گاه این نردهها را باز کرده و اموال را بر میدارند و قبل از این که [آنها را] به عنوان بخشی از دارایی مرقد به فروش برسانند، رسما قیمتشان را برآورد میکنند؛ این گشودن [نردههای] آرامگاه، خود طی مراسمی صورت میگیرد و نمایندگان حکومت [نیز] در این مراسم شرکت میکنند.
یک شاهد عینی خوش شانس این جمعآوری رسمی اموال و غبارروبی حرم، دیدههای خود را برای من تعریف کرد، او گفت در آغاز دو خادم به قید قرعه انتخاب میشوند؛ ابتدا برای تطهیر در حوض آب سرد حیاط، غسل میکنند آن گاه بدنهای خویش را با پارچههای سفید شبیه کفن میپوشانند که هر یک شکاف گردن و مچهای دست و پای جامهاش را محکم با نخ میبندد. این کار تنها برای آن نیست که لباسشان باید برای مراسم تمیز باشد، بلکه به خاطر این است که آنان را متهم به نهان کردن اشیاء گرانبهای جمعآوری شده، نکنند. بعد به طور منظم جلوی قبر سجده میکنند46 و به هر 4 سمت داخل نرده میروند؛ اول غبار را از اموال متعددی که مییابند در حالی که مواظبند آن را پخش نکنند، بر میگیرند چه این غبار خود، ارزشمند است. همچنین در آن جا نان به خصوصی را مییابند که گاهی اوقات افراد کاملاً بیچیز درون نرده گذارده و از امام درخواست شفاعت نمودهاند. پس از گذشت حدود 3 ساعت از این غبارروبی و پاکیزه نمودن دقیق ضریح همراه با جمعآوری و دستهبندی آن اشیاء قیمتی، جواهرات و قدری از غبار متبرکی را که آن دو جمعآوری کردهاند، بیرون میآورند؛ زیور آلات فراوان، گردن بندها، گوشوارهها و... به عنوان بخشی از درآمد منظم، عایدی خزانه حرم را تشکیل میدهد و خدام غبار متبرکی را در تکههای کوچک پارچه میپیچند؛ مقدار کمی از آن را در پارچهای موسوم به صُرّه47 [اه [ریخته و فیالحال به زوار میفروشند، چه تصور میرود که اگر اندکی از این غبار را همراه فردی دفن کنند، بخشش گناهانش حتمی است.
[مردم] در پایان این مراسم به شکرانه آن چه را که روضه خوانی یا مراسم یادبود میخوانند48 برگزار میکنند؛ در هر حال هیچ سخن یا احساس شادمانی در میان نیست و فقط شبیهخوانی وقایع مصیبت بار کربلا در سالیان پیش به اجرا درمیآید. خدّام مرقد گرد مزار میچرخند و با زنجیرهای آهنی که میخ و چاقوهای کوچکی بدانها آویختهاند، بر شانههای برهنه خویش میزنند. آنان تا کمر برهنه شده و عرقریزان میچرخند و میچرخند و به احترام سیدالشهداء علیهالسلام و واسطه یا شفیع امینشان در روز حساب، فریاد حسین! حسین! سر میدهند.
پینوشتها:
1. این نوشتار فصلی از پایاننامه کارشناسی ارشد مترجم (ترجمه و تحقیق نیمه نخست کتاب The shi,ite religionاست که به راهنمایی جناب آقای دکتر هادی عالم زاده در سال 1377ش در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران به انجام رسیده است.
2. ر.ک: عباس احمدوند، گذری بر مطالعات شیعی در غرب، مجله مقالات و بررسیها، دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، دفتر 63، 1377.
3. برای وصف دقیق کربلا، موسوعة العتبات المقدسة (8، قسم کربلا) اهمیت تام دارد که در بردارنده مباحثی نظیر کربلا در قدیم الایام، گزارش مختصری از تاریخ کربلا، کربلا در مراجع اسلامی اعم از کتب حدیثی، تاریخی، جغرافیایی و دائرةالمعارفهایی مانند فرهنگ اسلام (Dictionary of Islam)، لاروس، خرده دائرةالمعارف اسلام
(Shorter Encyclopedia of a Islam) و...، کربلا در ادبیات و شعر و کربلا در مراجع غربی میباشد. حائر، حیره و حیرا نیز زمینی است که وسط آن صاف و اطرافش مرتفع باشد و یا محل پست و صافی که اطراف آن گودالهای عمیقی قرار دارد، لذا قبلاً کسی را که به کربلا میرفت، به جای کربلا، حائری میگفتند؛ البته حائرهای دیگری نیز غیر از کربلا داریم و باید بدانیم که در گذشته به کربلا حیره میگفتند. کلیددار، تاریخ کربلا و حائر حسین، 8 و 15؛ و درباره محل حائر. ر.ک: همو، فصل 5 به بعد؛ قس: یاقوت، ج 4، ذیل واژه کربلا .(مترجم)
4. خبزالعجم که در عراق بسیار مشهور است(مترجم).
5. علت تعجب مؤلف در اثر لفظ قهوهخانه است، اما در اصطلاح قهوهخانه را به جایی گویند که در آن قهوه میپزند و چای دم میکنند، یا جایی که در آن قهوه و چای درست میکنند و فروشند و قهوهچی کسی است که قهوه مشروب میسازد... و اینک به کسی گویند که چایخانه دارد و چای دم کرده به مردم میفروشد و شاید دلیل تحول مدلول این لفظ، به جهت معنای اصلی قهوه که همان خمر و شراب است، باشد. دهخدا، ذیل واژه قهوهخانه؛ عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه قهوه (مترجم).
6. در باب عدم جواز ورود غیر مسلمین به اماکن متبرکه در جای دیگری به تفصیل سخن گفتهایم. ن ک: دوایت. م. دونالدسن، مذهب شیعه، ترجمه و تحقیق عباس احمدوند (تعلیقه شمارهی 1)، پایان نامه کارشناسی ارشد در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، 1377، ش، چاپ نشده (مترجم).
7. اعمال اصلی نماز عبارت است از: قیام و رو کردن به سوی قبله، تکبیر، اذان، اقامه...، رکوع و سجود؛ سجود [سر به خاک نهادن] رها ساختن وجود خویش است به خواست خدای قادر متعال و تسلیم شدن بدو. بورکهارت، هنر اسلامی، 96؛ و قس: شهید اول، اللمعة الدمشقیة فی فقه الامامیة، 12 ـ 14 در مورد مهر نیز باید اذعان کرد که سجده بر مهر بتپرستی نیست، بلکه مهر برداشتن اصلی است بسیاری مترقی که بعدها مقدس هم شده است و چنان که گفتیم سجده به خاک افتادن بنده است جهت خوار کردن خویش در نزد خداوند، چه نماز باید بر خاک باشد. حال برای این که یکی روی فرش چند هزار تومانی و دیگری روی طلا و... سجده نکند، عدالتی برقرار کردهاند و مهر را برای همگان وضع نمودهاند. شریعتی، جامعهشناسی ادیان ـ 77 ـ 79. که البته خرید و فروش آن قابل تأمل است. در باب تسبیح نیز شاید بتوان گفت که برخی تشابهات میان این مسأله در اسلام و شیعه با دیگر ادیان به ویژه ادیان شرقی وجود دارد (مترجم).
8. هر سنت معادل یک صدم دلار یا پوند است (مترجم).
9. (در هند، پاکستان و سیلان) هر روپیه معادل 21/0 دلار است (مترجم).
10. منظور ادای تسبیحات حضرت فاطمه علیهاالسلام است (مترجم).
11. در متن انگلیسی... Tafatuz؛ البته این سخن مؤلف مربوط به چند دهه قبل است (مترجم).
12. مجلسی، تحفةالزائرین، 146.
13. مؤلف به اشتباه تعبیر خوردن خاک را آورده که نادرست است (مترجم).
14. این عبارت نادرست است، زیرا مبنای ساعت عربی غروب خورشید است و نه طلوع آن (مترجم).
15. Roosevelt, war in The Garden of Eden. 76.قس: طبری، ج 9، ص 581 (مترجم)؛
16. Brown, Literary of Persia, 1.240.
17. Le Strange, The Lands of The Eastern Caliphte,78.
18. چون آل بویه متمایل به شیعه بودند به طبع تشیّع نیز در آن عصر بسیار رشد کرد و اصول علمی و امروزین آن ـ چنان که هست ـ بیشتر در آن ایام مدون شد و افرادی نظیر شیخ مفید و... در همین ایام شکوفا گردیدند. نک: مثلاً: متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم قمری، فصل مربوط به شیعه؛ و قس: اشپولر، ایران در قرون...، ج 1، ص 159 ـ 189 (مترجم).
19. قس: امین، اعیان، 1، 626 به بعد (مترجم).
20. مستوفی، نزهة القلوب، ترجمه Gibb memorial,Le Strange، ص 23، 39؛ برای آگاهی از سخنان دیگر جغرافیدانان مسلمان در باب کربلا. ر.ک: لسترنج، ص 85 و 86، (مترجم).
21. در متن انگلیسی قبر حقیقی.
22. قس: ابن بطوطه، 1، 240 (مترجم).
23. تمام ملل و امم، بزرگان و سران صالحشان را گرامی میدارند و آن چه که در هند و یا چین روی داده، خود شاهد این سخن است. شیعه نیز در این کار بر سایر ملل پیشی نگرفته است، چه بزرگان دینی خود را از حد مخلوق بالاتر نمیبرد و لیکن آنان را در زمان حیاتشان بزرگ میشمارد و پس از مرگ تقدیس میکند و در این کار روش پیامبر صلیاللهعلیهوآله را پی میگیرد؛ عبارات زیارتنامههای شیعی نیز در بردارنده سخنانی مؤید توضیح ماست، از جمله: گواهی میدهم نماز را به پا داشتید و امر به معروف و نهی از منکر کردید و... من با کسی که با شما صلح است در صلحم و اگر با شما نبرد کند، با او میجنگم و...، معروف الحسنی، اصول التشیّع، 296 و 300؛ قس: زیارتنامههای امیناللّه، جامعه کبیره، زیارت امیرالمؤمنین، امام حسین و وارث در مفاتیحالجنان، اما ورای این، شور و احساس مردمی است که نمیتوان آن را تخطئه کرد، زیرا مردم عادی همین آداب و حرمتها را از دین میشناسند.(مترجم).
24. L, Islamisme,Garcin De Tassy, 266.
25. از استاد ارجمند جناب آقای دکتر آذرنوش که چون همیشه مرا باروی باز پذیرا شده و بزرگوارانه این سطور را از فرانسوی برای من ترجمه کردند، سپاسگزارم (مترجم).
26. به نظر میرسد که در مراسم عروسی روضهخوانی نمیشود و مؤلف در این باره اشتباه کرده است. (مترجم).
27. در وجوب زیارت کربلا، امام باقر علیهالسلام فرمودهاند که شیعیان ما باید به زیارت قبر حسین بن علی علیهالسلام بروند و رفتن بدان جا بر هر مؤمنی که به امامت حسین علیهالسلام از سوی خداوند معترف است، واجب است. شیخ مفید، کتاب المزار، 37. درباره ثواب زیارت امام حسین علیهالسلام نیز حضرت صادق علیهالسلام میفرماید: هر کس که پیاده به زیارت [کربلا] برود، خداوند برای هر گام او حسنهای ثبت میکند و گناهی از گناهان او را میبخشد و اگر سواره برود نیز همین طور است، تا این که به حائر برسد، در این حال خداوند او را جزو رستگاران و نجات یافتگان میآورد و چون مناسک را به جا آورد از فائزین محسوب میشود. موقعی که میخواهد باز گردد فرشتهای میگوید: رسولاللّه به تو سلام میرساند، این کار را دوباره تکرار کن، خداوند تو را بخشیده است. همان، ص 41.
28. این قیاس تنها برای تقریب ذهن خوب است و الاّ دعا و حاجت نزد خدا بردن، کاسبکارانه و یک طرفه نیست، دو طرفه (دیالوگ) است (مترجم).
29. شاید منظور، 10 هزار درجه و مرتبه باشد (مترجم).
30. به موجب نص انجیل متّی و انجیل لوقا، تولد عیسی علیهالسلام را در بیت لحم در جنوب اورشلیم گفتهاند، جان ناس، تاریخ جامع ادیان، 528. (مترجم).
31. مجلسی، همان مذکور در قبل، 164.
32. طبری، وقایع تاریخ خویش را در سال 302 قمری به پایان برده است و بنده نتوانستم ذیل وقایع این سال یا وقایع سال 303 قمری که عریب به سعد افزوده، تأییدی بر این سخن مؤلف بیابم؛ ضمن این که مادر مهدی عباسی، أروی خواهر یزید بن منصور حمیری و مکنی بهام موسی بوده است، طبری، 8، 102 (مترجم).
33. حائر یعنی زمین پست، المنجد (مترجم).
34. EI1, Art "Hair" by Herzfeld,also Art "Meshhed Husain".
35. مجلسی، همان مذکور در قبلّ و مفاتیحالجنان، 366.
36. مادر حضرت عباس، امالبنین فاطمه بنتِ حزام است؛ عباس علیهالسلام جامع فضل و مَثَل والای شجاعت بوده و کنیهاش ابوالفضل و ملقب به بابالحوائج و به گفتهی امام صادق علیهالسلام عبد صالح میباشد. برخلاف نظر ابوالفرج در مقاتل و طبری در تاریخش، وی برادران خویش را در نبرد پیش نینداخت، بلکه آنان همگی در دفاع از امام آن قدر کوشیدند تا به شهادت رسیدند؛ اکثر اصحاب معاجم و مورخان نیز این سخن صحیح را در زیارت ایشان فراموش کردهاند که «وی مدفون در کنار شط فرات علقمی است. مقرم، قمر بنیهاشم، 9، 10، 24، 25، 26، 50 و 119. زیرا حضرت قصد داشت اندکی آب برای کودکان ببرد که در کنار آب به شهادت رسید. شریف القرشی، العباس بنعلی، 204 ـ 210؛ دیگر این که شمر بن ذیالجوشن که با عباس علیهالسلام بستگی داشت برای حضرت و برادرانش امان گرفت تا آنان را از امام حسین علیهالسلام جدا کند و لیکن حضرت نپذیرفت و در پاسخ به اذن امام در ترک ایشان فرمود: هرگز تو را ترک نمیکنیم و بعد از تو زندگی معنایی ندارد. هم او، 166 ـ 167 و 173 (مترجم).
37. دینوری، کتاب الأخبار الطوال، 268؛ و یعقوبی، تاریخ، طبع Houstama 2، 253 و 289؛ و A.Noldeke, Das Heiliqtum at Husains Zu Kerbala,Berlin,1909(البته اگر منظور مؤلف نولد که مشهور باشد نام او تئودور است.) (مترجم).
38. در این باره یعقوبی میگوید: یاران امام یک نفر یک نفر جنگیدند و دشمن آنان و حتی نوزاد امام را نیز به شهادت رساند...، سرانجام حضرت به آنان حمله برد و جمع بسیاری از ایشان را به هلاکت رساند... و تیری به او رسید که در گلویش فرو رفته و از پشت سرش بیرون آمد، پس افتاد و برخی افراد دشمن یورش برده و سر از تن امام جدا کردند که عمر بن سعد آن را نزد ابن زیاد فرستاد. آن گاه خیمههای امام را غارت نموده و زنان و کودکانش را اسیر به کوفه بردند. یعقوبی، 2، 181، 182 (مترجم).
39. خز (مترجم).
40. شب کلاه یا قلنسوه (مترجم).
41. این کودک عبداللّه اصغر بوده است. امین، اعیان، 1، 610 (مترجم).
42. زرعة بن شریک التمیمی (مترجم).
43. توصیفات فوق مربوط به لحظات آخر زندگی امام علیهالسلام است و الاّ ایشان بسیار شجاعانه جنگید تا به درجه رفیع شهادت نایل شد. قس: طباطبایی، شیعه در اسلام، 134 ـ 137 (مترجم).
44. قس: جعفریان، تاریخ تشیّع در ایران، 2، 828 (مترجم).
45. این توصیف مربوط به حدود شصت و چند سال قبل است (مترجم).
46. این سجده، سجده احترام است و برای عبادت نیست (مترجم).
47. همیان (مترجم).
48. در جریان قیام توابین، ایشان ابتدا از نخیله به کربلا رفته و بر سر قبر مطهر امام حسین علیهالسلام گرد آمدند. در آن جا از خود بیخود شده و گریه و زاری سر دادند و عزاداری و سوگواری بینظیری برپا داشتند. به گفته ولهاوزن: این رخداد که اولین بزرگداشت قبر امام حسین علیهالسلام بود، ماهیتی عربی دارد. منقول در جعفری، 271. اما به گمان ما نخستین عزاداری در همان روز عاشورا انجام شد و بعدا نیز ائمه به ویژه امام سجاد علیهالسلام بدین کار مبادرت ورزیدند. البته این اقدام توابین نیز از نخستین عزاداریهای مردم تواند بود که نقطه اوجش این است که معزالدوله دیلمی ـ پس از غلبه بر بغداد ـ دستور داد (352) مردم بازارها را بسته و زنان با سر و روی برهنه بر امام حسین علیهالسلام بگریند و اهل سنت به دلیل کثرت شیعه و همراهی سلطان با آنان نتوانستند مانع این کار شوند. ابن کثیر، البدایة و النهایة، 6، جزء 11، 259.
در عصر صفویه تا قاجار هم این نوع عزاداریها ادامه یافته و تکمیل شد، (مترجم).
منابع و مآخذ مؤلف:
1. حمداللّه مستوفی قزوینی، نزهة القلوب، طبع و ترجمه لسترینج (الاقسام 1 و 2)، 1915 و 1919.
2. الدینوری، ابوحنیفه، الاخبار الطوال، طبعه Kratchkovsky and guirgass(1912).
3. الملا محمد باقر المجلسی، تحفة الزائرین (طهران، 1857).
4. الیعقوبی، ابن واضح، التاریخ، (لیدن، طبعة هوتسما، 1883).
- Browne,E. G,litrary of Persia, 4 Vols,london, 1908 _ 1924.
- Garcin DE Tassy, L, islamisme, Paris, 1874.
- LE strange,G, The lands of The eastern caliphate, cambridge.
- Noldeke. A. Das Heiligtum alhusains zu Kerbala, Berlin 1909.
- Roosevelt, Kermit, war in Thc Garden of Eden.
- The EncycloPedia of islam, (1Th editen) leyden, 1913.
منابع مترجم:
ـ ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، دقّق اصوله و حقّقه الدکتور احمد ابو ملحم، الدکتور علی نجیب عطوی، الاستاذ فؤاد السید، الاستاذ مهدی ناصرالدین و الاستاذ علی عبدالساتر، الطبعة الثانیة، (بیروت، دارالکتب العلمیه، 1407ق/1987م).
ـ اشپولر، برتولد، ایران در قرون نخستین اسلامی، ترجمه عبدالجواد فلاطوری، چاپ سوم، (تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1369).
ـ امین، سید محسن، اعیانالشیعه، حقّقه و اخرجه حسن الامین (دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، 1403ق/1983م).
ـ بورکهارت، تیتوس، هنر اسلامی، زبان و بیان، ترجمه مسعود رجب نیا (تهران، انتشارات سروش، 1365).
ـ جعفری، حسین محمد، تشیّع در مسیر تاریخ، ترجمه دکتر سیدمحمدتقی آیت اللّهی، چاپ هشتم، (تهران، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، 1374).
ـ خلیلی، جعفر، موسوعة العتبات المقدسه، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، الطبعة الثانیة، (بیروت، 1407ق/1987م).
ـ دهخدا، علی اکبر، لغتنامه، زیر نظر دکتر محمد معین و دکتر سید جعفر شهیدی (تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1339).
ـ ــــــــــــــــــــــ ، امثال و حکم، چاپ سوم (تهران، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، 1352).
ـ شریعتی، علی، جامعهشناسی ادیان (بیجا، بینا، 1365).
ـ شریف القرشی، باقر، العباس بن علی، دارالاضواء، الطبعة الاولی (بیروت، 1409ق/1989م).
ـ شیخ مفید، محمد بن محمد بن النعمان، کتابالمزار، الطبعةالاولی، (قم، التحقیق و النشر مدرسة الامام المهدی، 1409ق).
ـ طباطبایی، سید محمد حسین (علامه)، شیعه در اسلام، با مقدمه دکتر سید حسین نصر، (بیجا، قائم، 1348).
ـ الطبری، ابن جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم (دار سویدان، بیتا).
ـ عمید، حسن، فرهنگ فارسی (تهران، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، 1369).
ـ کلیددار، سید عبدالجواد، تاریخ کربلا و حائر حسین، ترجمه محمد صدر هاشمی، حبلالمتین (اصفهان، بیتا).
ـ لسترنج، گای، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، ترجمه محمود عرفان، چاپ سوم (تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1367).
ـ معروف الحسنی، هاشم، اصولالتشیع، عرض و دراسة (بیروت، دارالقلم، بیتا).
ـ متز، آدام، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو (تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم، 1364).
ـ موسوی مقرّم عبدالرزاق، قمر بنیهاشم (المطبعةالحیدریة فی النجف، 1369ق/1949م).
ـ میر احمدی، مریم، دین و مذهب در عصر صفوی، (تهران، انتشارات امیرکبیر، 1363).
ـ یاقوت الحموی، شهابالدین ابی عبداللّه، معجمالبلدان (بیروت، دار صادر للطباعة و النشر، 1376ق/1957م).
.1 Kermit Roosevelt.
.2 Carcin De Tassy.
خونخواهی شهدای کربلا
Posted On at در ۳:۳۸ by نویسندهمنابع مقاله:
کربلا کعبه دلها ، محدثی، جواد؛
نبردحق و باطل را پایانی نیست، تا حق، حاکمییت مطلقه یابد.
(کربلا)، حلقهای از حلقات زنجیره مبارزه حق و باطل بود.
و خون شهیدانکربلا، هنوز بدون انتقال مانده است، تا آنکه مهدی علیهالسلام قیام کند، و در رکابش یارانی جان برکف و شهادتطلبو قویدل و آهنین اراده و مومن و صبور و بصیر، به خوانخواهی آن مظلومان برخیزند.
چه توفیقی است جهاد در این راه، و در رکاب امام منتظر.
تعالیم زیارتنامهها،تداوم این راهرا میآموزد، و اوج پرشکوه این خط را عصر ان موعد نشان مدهد.
زائر، همآرزومند است و هم خواستار، که آن روزگار درخشان را دریابد و خوانخواه شهیدان کربلا باشد.
در (زیارتعاشورا) زائر چنین میگوید:(خطاب به حسین و یاران شهیدش) ((و ان یرزقنی طلب ثارکم مع امام هدی ظاهر ناطق بالحق منکم)) (مفاتیحالجنان، زیارت عاشورا، ص 457.) از خدا میخواهم که خونخواهی شما را، در رکاب امام هدایتگر و آشکار و حقگویی از شما خاندان، روزیام کند.
و در جای دیگر میطلبد:
((اللهم اجعلنا منالطالبین بثاره مع امام عدل تعز به الاسلام و اهله)) (مفاتیح الجنان، زیارت عاشورای غیر معروفه، ص 467.) خدایا ما را از خونخواهان حسین علیهالسلام قرار بده، در رکاب پیشوای دادگری که عزتبخش اسلام و مسلمین باشد.و در (زیارت عاشورای) غیر معروفه، از آن پیشوا، که پرچمدار این خونخواهی مقدس است، با اسم و رسم، نام برده میشود:
((و ان یوفقنیللطلب بثارکم مع الامام المنتظر الهادی من آل محمد)).
(مفاتیحالجنان، ص 464).
این خونخواهیاز کارهای مهم آن حضرت است.در ((دعای ندبه)) که نوعی نیایشعاشقانه و پرسوز و گدار و گفتگوی پر اشتیاق با مهدی علیهالسلام است، خطاب به آن امام میخوانیم:
((این الطالب بذحولالانبیاء و ابناء الانبیاء، این الطالب بدم المقتول (مفاتیحالجنان، دعای ندبه، ص 535).کجاست، خونخواه پیامبران و پیامبرزادگان؟
کجاست خونخواه کشته دشت کربلا؟
او نه تنها خونخواهشهدای کربلا، بلکه همه خونهای به ناحق ریخته حق پویان و حق جویان تاریخ است و پیروانش نیز راهی این راهند و سربازان امام زمان (عج) به فرموده حضرت صادق علیهالسلام، خدا ترس و شهادت طلبند و شعارشان:((یا لثارات الحسین)) است (= بیائید به طلب خون حسین) (بحارالانوار، ج 52، ص 308 (چاپ بیروت) ((این شعار شور آور، از ظهر عاشورا، از درون خاک خونین کربلا برخاست و در جام خورشید ریخت و به همه چیز رنگ خون زد، شفق خونبار را بیاراست و فجر بیدار را بیاکندو در کوههای و هامونها و دشتها و جنگلها و نهرها و دریاها و در آبادیها و شهرها و روستاها و دهها، در همه جا و همه چیز بگسترد و همه جا و همه وقت، خونها را به جوش آورد و نهضتها را شکل داد.این شعار است که همه جا را کربلا کرده است و همه ماه را محرم و همه روز را عاشورا و همین شعار است که بر پرچم شورشیان دوران شورش بزرگ، شورش مهدی علیهالسلام نیز نقش خواهد بست.)) (خورشید مغرب، محمدرضا حکیمی، ص 410).
پس دوستداراناو هم که در مقام زیارت میایستند و او را به این صفت میستایند و آرزومند جهاد در رکاب او برای خونخواهی سیدالشهدا و همه شهیدانمظلومند، باید در موضع و تعهد اجتماعی چنین باشند، یعنی خون آشنا و دشمن ستیز و حقطلب و پا در رکاب و سلاح برکف!....در رکاب مهدی علیهالسلام حکومت عدلگستر حضرت مهدی علیهالسلام زیباست.
درک آن دوران گرانقدر، سعادت است و آرزوی دیدار آن ایام، ارزشی والاست.
و...انتظار برایآن دوره، عبادت است، البته انتظاری تعهد آفرین و عمل زا و زمینهساز.
در ((زیارت جامعه)) میخوانیم:
((معترفبکم، مصدق برجعتکم، منتظر لامرکم، مرتقب لدولتکم...)) (مفاتیح، زیارت جامعه، ص 548).
من شمارا به امامت میشناسم، به بازگشت شما را باور دارم، منتظر حکومت شما و چشم به راه دولت شمایم.
چشم انتظارتشکیل دولت مهدی علیهالسلام بودن، از تلاش و جهاد برای زمینهسازی آن حکومت، جدا نیست.
هم باید زمینهچینیو تمهید مقدمات برای آن روزگار کرد.هم در عصر امام، باید در دولت او خدمت و فعالیت داشت.و هم در رکابش، حتی برای بذل جان آماده بود.انتظار ظهور آن حضرت، باید همراه با فراهم کردن اسباب و معدات و زمینههای لازم و یاریها و امکانات شایسته و بایسته است.
زائر، خطاب به امامزمان علیهالسلام میگوید:((نصرتی معده لکم و مودتی خالصه لکم)).(مفاتیحالجنان، زیارت امام زمان علیهالسلام (آداب سرداب مطهر) ص 524).یاریام، آماده برای شما و دوستیام، خالص برای شماست.
و نیز:((و اجعلنیاللهم من انصاره و اعوانه و اتباعه و شیعته).
(مفاتیحالجنان، ص 525).
خدایامرا از یاران و پیروان گوش به فرمان آن حضرت قرار بده.
درزیارت دیگری از آموزشهای حضرت رضا علیهالسلام در باب زیارت امام غایب میگوئیم:
((خدایا!مارا در حزب آن حضرت قرار بده، از آنانکه فرمان او را میکنند، همراه او مقاومت دارند، با خیرخواهی برای وی، رضایت تو را میجویند، تا آنکه در قیامت، ما را در زمره یاران و پیروان و تقویت کنندگان حکومتش برانگیزی..)).(مفاتیحالجنان، باب زیارتهای حضرت ولی عصر علیهالسلام، ص 542.) باز، در زیارتی دیگر، خطاب به آن امید دلها و منجی انسانها میگوییم:
((ای مولایمن!اگر پیش از ظهورت مرگم فرا رسد، تو و پدران پاک و بزرگوارت را در پیشگاه خداوند وسیله و واسطه قرار میدهم تا هنگام ظهورت و تشکسل دولتت، مرا بار دیگر به دنیا برگرداند، تا به خواسته و آرمان خودم از راه طاعت تو برسم)).(مفاتیحالجنان، ص 527).
آرزوی بازگشت بهدنیا در روزگار ظهور او، باید همراه با آمادهسازی روح و اراده برای آن دوران باشد و زمینهسازی اجتماعی برای آمدن آن عدلگستر و حجت غایب پروردگار.
به اینگونه است کهمیبینم انتظار، با تنبلی و بیحوصلگی و بیتفاوتی و بیعاری سازگار نیست.
((...انتظار،یک بسیج عمومی است،.... همیشه آماده، از نظر قدرتهای ایمانی و روحی، نیروهای بدنی و سلاحی، تمرینهای عملی و نظامی، پرورشهایاخلاقی و اجتماعی، سازماندهیهای سیاسی و مرامی.... و همواره در سنگر، سنگر مبارزه با تمایلات نفسانی، با سستیهای تکلیفی، بافتورهای موضعی، سنگر مبارزه با ذلت پذیری و استعمار زدگی، مبارزه با تطاول و ستم و انحراف، مبارزه با زیر بار کفر رفتن و برده دیگران شدن و سلطه یهود و نصاری و ملحدان را پذیرفتن و قدرتهای ناحق را تحمل کردن.این آمادگی عمومی و همیشگی، جوهر اصلی انتظار است...)) (خورشید مغرب، ص 366.تاءکید میشود فصل زیبا و پرمحتوا و سازنده ( (انتظار)) را از این کتاب (صفحات 330 تا 433) مطالعه کنید.
زائری کهمشتاق حضور و جهاد در رکاب مهدی علیهالسلام است، باید لیاقتهایمورد نیاز را از هم اکنون در خود فراهم آورد، وگرنه این شوق، به تنهایی او را به جایی نمیرساند.
زائر شهادت طلب شهادت، حد اعلای کمال انسان است.
و چه زیبا که در رکاب ((مهدی موعود)) باشد، و در راه احقاق حق و گسترش عدل بر گسترده زمین !در زیارتها، روی عنصر (شهادتطلبی) و آرزوی جهاد و شهادت، پیش روی امام زمان و در رکاب آن عزیز، تاءکید فراوان شده است.و این در پی آن خواسته ارزشمند زنده شدن و رجعت در روزگار امام عصر است.در این مورد هم به فقراتی از متون زیارتیاشاره میکنیم:در زیارتی خطاب به امام زمان علیهالسلام آمده است:
((باگذشت زمانهاو عمرها، یقین من در باره تو بیشتر و عشقم افزونتر میشودو منتظر و چشم به راهم تا در پیش رویت جهاد کنم و جان و مال و ف رزندان و خانواده و هر چه را دارم، در اطاعت فرمانت فدا کنم:
((متوقعا و منتظراو لجهادی بین یدیک مترقبا فاءبذل نفسی و مالی و ولدی و اهلی و جمیع ما خولنی ربی بین یدیک)).
(مفاتیحالجنان،ص 527، زیارت آن حضرت در سرداب مقدس:(فان ادرکت ایامکالزاهره و اعلامک الباهره فیها فهااناذا، عبدک المتصرف بین امرک و نهیک، ارجو به الشهاده بین یدیک یامولای و الفوز لدیک).
و در ادامه، آرزو شهادت در رکابش به این صورت بیان شده است:
((اگر دوران درخشانحکومت و فرمانروایی تو را درک کردم، در آن هنگام، من بندهگوش به فرمان تو، به امر و نهی تو فعالیت میکنم و امید شهادت در رکاب تو و کامیابی نزد تو را دارم)).(مفاتیحالجنان، ص 527، زیارت آن حضرت در سرداب مقدس:(فان ادرکت ایامک الزاهره و اعلامک الباهرهفیها فهااناذا، عبدک المتصرف بین امرک و نهیک، ارجو به الشهاده بین یدیک یامولای و الفوز لدیک).
در زیارت هر روزه آن حضرت آمده است:
((خدایا!مرااز یاران و پیروان و مدافعان او قرار بده، خدایا توفیق هادت مشتاقانه در پیش روی او را به من ارزانی دار، در صف و جمعی که در قرائت آنان را ستوده و گفتهای:صفی همچون بنیانی استوار...)) (واجعلنیمن انصاره واشیاعه و الذابین عنه و اجعلنی من المستشهدین بینیدیه طائعا غیر مکره فی الصف الذی نعت اهله فی کتابک فقلت:( (صفا کانهم بنیان مرصوص)).(مفاتیح الجنان، ص 538).
در زیارت آن حضرت در روز جمعه آمده است:
((میخواهم کهخداوند مرا از یاری کنندگان تو بر ضد دشمنانت قرار دهد، و در زمره هوادارنت، مرا از شهیدان در برابرت قرار دهد))(ان یجعلنی من الناصرینلک علی اعدائک و المستشهدین بین یدیک فی جمله اولیائک (مفاتیح الجنان، ص 59).
در دعای عهد، میخوانیم:
((خدایا، به هنگامظهورش، مرا از قبر، برون آر، در حالی که کفن پوشیده و شمشیرآخته و نیزه برگرفته باشم و ندای آن دعوتگر در شهر و بیابان را ( (لبیک)) گفته باشم)).(اخرجنی من قبری موتزرا کفنی شاهرا سیفیمجردا قناتی ملبیا دعوهالداعی فی الحاضر و البادی.(مفاتیح الجنان، دعای عهد، ص 540).
در فرازی دیگر،عاشقانه و شهادت طلبانه، در زیارت آن موعود امتها و ذخیره الهی برای نجات بشریت، میگوییم:
اللهم کما جعلتقلبی بذکره معمورا فاجعل سلاحی بنصرته مشهورا.و ان حالبینی و بین لقائه الموت - الذی جعلته علی عبادک حتما و اقتدرت به علیخلیقتک رغما - فابعثنی عند خروجه ظاهرا من حفرتی موتزرا کفنی حتیاجاهد بین یدیه فی الصف الذی اثنیت علی اهله فی کتابک فقلت:( (کانهم بنیان مرصوص)) (مفاتیح الجنان، ص 528) خدایا...
همچنانکه دلمرا به یاد مهدی آباد کردی و مرا زنده دل ساختی، سلاح مرا نیز در راه یاری او آخته ساز.
اگر مرگ،که برای همه است و نشانه قدرت توست میان من و دیدارش جدایی انداخت، خدایا، هنگام ظهورش مرا زنده کن، تا سر از گور بردارم، و کفن خود را بر کمر بندم و در رکاب او پیکار کنم، در همان صفی که در قرآنآنان را ستودهای:((صفی که اهل آن، همچون بنیانی پولادیناند)).
آری...ایناست حماسه و روح ((شهادتطلبی))، که ائمه ما، در متن زیارتنامهها، به ما آموختهاند...
آیا با تخریب قبر، میتوان الهام معنوی و روحی را از تربت سیدالشهدا گرفت؟آیا با حمله و هجوم به مزارات معصومین، میتوان عقیده و ایمان به آنان را از مردم سلب کرد؟
تجربهو تاریخ نشان داده است که حکام ستمگر در این مورد، هرگز موفق نبودهاند.
تخریب کربلا
Posted On at در ۳:۳۵ by نویسندهمنابع مقاله:
کربلا کعبه دلها ، محدثی، جواد؛
ستمگران و حکامجور و پیروان باطل، وقتی با یک فکر و ایمان و گرایش معنوینتوانند مبارزه و مقابله کنند، به مظاهر و نمودها و سمبلهای آن تفکر و باور حمله میکنند.
در ماجرای کربلایحسین علیهالسلام و عشق به سیدالشهدا نیز چنین بود.
شورشهادت طلبی را که در سایه محبت به اهلبیت و عشق به امام حسین علیه السلام پیدا میشد و در تجمع بر قبر آن حضرت و عزاداری بر سر خاک آن سالار شهیدان تجلی میکرد، میخواستند با محدود کردن مردم و فشارها و تضییقات و تخریب قبر مطهر و ممنوع ساختن زیارت،از بین ببرند و این شعله را خاموش سازند.غافل بودند که آن جلوگیریها از زیارت و آن تخریبها و اهانتها نسبت به مزار شریف امام،آن شوق را مشتعلتر میکند.ایجاد فراق وجدایی،محبت و اشتیاق را میافزاید.
شیخ طوسی در( امالی )نقل کرده است:
یحییبن مغیره میگوید:نزد( جریر بن عبدالحمید )بودم.مردی از اهل عراق آمد جریر از اوضاع مردم در عراق سوال کرد.گفت:هارون الرشید را در حالی پشت سر گذاشتم که قبر حسین علیه السلام را خراب کرده و دستور داده بود که درخت سدری را که آنجا بود به عنوان نشانه قبر برای زوار، و سایهبانی برای آنان قطع کنند.
جریر دستهایشرا بلند کرد و گفت :الله اکبر!در این باره خبری از پیامبر به ما رسیده بود که آن حضرت، سه بار قطع کننده درخت سدر رالعنت کرده بود.ما تاکنون متوجه معنای این حدیث نبودیم.اینک علت نفرین و لعن کردن آن حضرت را میفهمیم زیرا هدف از بریدن درخت سدر، دگرگون ساخت شهادتگاه و محل دفن حسین علیهالسلام است، تا مردم جای قبر او را ندانند و پیرامون آن توقف نکنند.(17) اوج این سختگیریها نسبت به زائران و تخریب و اهانت نسبت به قبر حسین علیه السلام در زمان خلیفه سفاک، متوکل عباسی بود.متوکل، پاسگاهی را برای سپاهخود در نزدیکی کربلا قرار داده و به افراد خود فرمان اکید داده بود که: هر کس را یافتید که قصد زیارت حسین را داشت، او را بکشید.(18) این دستور قتل نسبت به زائران حسین علیه السلام اوج خباثت و کینه توزیمتوکل را میرساند به امر متوکل هفده مرتبه قبر حسین علیه السلام را خراب کردند.(19) و بعد از متوکل هم خلفای دیگر عباسی مانند ( مسترشد) و ( راشد)نسبت به قبر و زیارت و زائرین، سختگیریهایی داشتند.ایننمونه نیز شنیدنی است و خواندنی!
متوکل،( ابرهیمدیزج )را که یک یهودی است، به عنوان ماموریت تغییر و تبدیل قبرحسین علیه السلام به کربلا اعزام میکند.به همراه او نامهای هم بهقاضی( جعفر بن محمد بن عمار )مینویسد.در این پیام کتبی، به او خبر میدهدکه:ابراهیم دیزج را برای نبش قبر حسین فرستادهام.وقتی نامه مرا خواندی، مراقبت کن که آیا دیزج،دستور مرا اجرا کرد یا نه؟
دیزج میگوید:جعفربن محمد عمار مرا از مضمون نامه مطلع ساخت سپس،من طبق دستور او برای انجام ماموریت رفتم و چنان کردم.وقتی بر گشتم،پرسید:چه کردی؟گفتم:آنچه را دستور دادی انجام دادم ولی چیزیندیدم و نیافتم.گفت:مگر عمیق نکندی؟گفتم:چرا!ولی در عین حال، در قبر چیزی نیافتم.آن قاضی صورت جلسه را به متوکل گزارش میدهد و اضافه میکند که:به ابراهیم دیزج دستور دادم که آن محل را آب ببندد و با گاو،زمینش را شخم کند.
ابراهیم دیزج،بعداقضیه را برای شخصی به نام( ابو علی عماری ) که از واقعیت جریان را میپرسد،چنین تعریف میکند:من با غلامان مخصوص خودم به سراغ قبر رفتم.قبر را که که کندم،به حصیری بر خوردم که بدن حسینبن علی علیه السلام در آن بود و از آن بوی مشک میآمد،آن بوریا و حصیرو بدن حسین بن علی را به همان حال گذاشتم و به غلامان گفتم که خاک بر آن بریزند و آب بر آن ریختم و دستور دادم به با گاو،آن زمین را شخم بزنند ولی گاو،وقتی به آن محل میرسید،قدم پیش نمیگذاشت و از همانجا بر میگشت.من غلامانم را با سوگندهای سخت و به خدا قسمشان دادم که اگر این صحنه را به احدی نقل کنند آنها را خواهم کشت!(21) شیعیان،طبق توصیه امامان،زیارت حسین بن علی علیه السلام را مورد توجه خاص قرار میدادند و در این راه،از همه خوفها و خطرها استقبال میکردند و پیوند خویش را با سالار شهیدان قطع نمیکردند،هر چند به محرومیتها گرفتار میشدند و یا حتی به شهادت میرسیدند.
( بهای وصلتو،گرجان بود،خریدارم ).(22) در زمان هارون الرشید،زیارت حسینعلیه السلام چنان رایج بود و چنان استقبالی از سوی شیعه و سنی، زن و مرد،دور و نزدیک،نسبت به زیارت حسین علیه السلام بود که حرم آن حضرت از جمعیت موج میزد و ازدحام عجیبی میشد.چندانکه این امر، باعث ترس( هارون الرشید )شد.ترس او از این جهت بود که مبادا مردم در اثر ایناجتماع و ازدحام و زیارت،به اولاد امیر المومنین رغبت و علاقه نشان دهند و دور آنها را بگیرند و بدین وسیله حکومت و خلافت،از عباسیان به علویانمنتقل شود.از این جهت،هارون الرشید به والی کوفه-موسی بن عیسی-فرانیفرستاد.والی کوفه طبق نامه هارون،قبر حسین علیه السلام را خراب کرد و اطراف آن را عمارتها ساخت و زمینهایش را به زیر کشت و زراعت برد...(23)ولی علاقه مردم هرگز بریده نشد.شیعه،آن خط و نشان را نه فراموش نمود و نه گم کرد و در راستای آن صراط مستقیم، باهمه فراز و نشیبهای روزگار خلفا و امرا،حرکت خویش را استمرار بخشید، بعد از هارون الرشید،خلفای بعدی در دورهای خاص، چندان سختگیری نمیکردند و مزاحمتی نداشتند تا اینکه عصر متوکل فرا رسید این دوره،اوج خصومت رژیم حاکم با علویان و نسبت به زائران قبر آن شهید مظلوم بود.
( ...در طول سالهای 236-247 هجری،قبر شریف آن حضرت.
مورد تعرضو دشمنی متوکل عباسی قرار گرفت.او به توسط گروهی از لشکریانش قبر را احاطه کرد تا زائران به آن دستریس نداشته باشند و به تخریب قبر و کشت و کار در زمین آنجا دستور داد...و در مرزها کسانی را گماشت که در کمین زائران حسین علیه السلام و راهنمایان زوار به محل قبرش مینشستند...).(24) مرحوم شیخ عباس قمی در بیان حوادث آن سالها،مینویسد:
( و هماز جمله کارهای متوکل در ایام خلافت خود،آن بود که مردم را منعکرد از زیارت قبر حسین علیه السلام و قبر امیر المومنین علیه السلام و همت خود را بر آن گماشت که نور خدا را خاموشی کند و آثار قبر مطهر امام حسین را بر طرف کند و زمین آن را شخم و شیار نماید و دیدهبانهادر طرق و راههای کربلا قرار داد که هر که را یابند که به زیارت آن حضرت آمده است او را عقوبت کنند و به قتل برسانند...).(25) خلفای جور، نمیتوانستند ببینند که در پیش چشمشان و در کنار قدرت و سلطهشان، شیعیان که خلافت آنان را به رسمیت نمیشناختند و چه بسا معارضهو مقابله با آن میکردند، کانون الهام بخشی برای مبارزات خویش پیدا کنند و از قبر حسین، بعنوان یک پایگاه و سنگر استفاده کنند.
به متوکل خبردادند که مردم در سر زمین ( نینوا )برای زیارت قبر حسین علیهالسلامجمع میشوند و از این رهگذر، جمعیت انبوهی پدید میآید و کانون خطری تشکیل میشود.
متوکل به یکی از فرماندهان ارتش خود، در معیت تعدادی ازلشکریان ماموریت داد تا مرقد مطهر را بشکافد و مردم را متفرق ساخته از تجمع بر سر قبر آن حضرت و زیارت قبر او ممانعت کند.او هم طبق دستور،مردم را از پیرامون قبر پراکنده ساخت.این کار در سال 237 هجری اتفاق افتاد، ولی مردم،در موسم زیارت،باز هم تجمع نمودهو علیه او شورش کردند و حتی از کشته شدن هم باکی نداشتند.در مقابل ماموران خلیفه، گفتند:اگر تا آخرین نفر کشته شویم دست از زیارت بر نمیداریم، باز همبازماندگان ما و نسل بعد از ما به زیارت خواهند آمد.این ماجرا وقتی توسط آن مامور به متوکل خبر داده شد، متوکل(برای پوشاندن افتضاح خود و ناتوانی حکومتش ازمقابله با شور مذهبی مردم) به آن فرمانده نوشت که دست از مردم بر دارد و به کوفهباز گردد و چنین و انمود کند که مسافرتش به کوفه، در رابطه با مصالح مردم کوفه وباز گشت مجدد به شهر بوده است.مقداری آسان گرفتند و کاری نداشتند،تا اینکه در سال 247 نیز، تجمع مردم زیاد شد، به نحوی که در آن محل، بازاری درست شد.
مجددابنای سختگیری و جلوگیری از زیارت گذاشتد.(26) روز به روز بر تعداد زائران افزوده میگشت.متوکل سرداری فرستاد و میان مردم اعلام کردند که ذمه خلیفه بیزار است از کسی که به زیارت کربلا رود، و باز هم آن منطقه را ویران کردند و آب بستند و شخم کردند و قبر را شکافتند...)(27) در سال 236 متوکل دستور داد که قبر حسین بن علی و خانههایاطراف آن و ساختمانهای مجاور را ویران کردند و امر کرد که جای قبر را شخم زدند و بذر افشاندند و آب بستند و از آمدن مردم به آنجا جلوگیری کردند.(در اجرای اوامر متوکل)ماموران پلیس او در آنمنطقه ندا دادند که:بعد از سه روز،هر کس را در آنجا ببینیم، گرفته و به سیاهچال زندان میفرستیم.مردم از روی هراس، پراکنده شدند و آن سرزمین شخم زده شد و اطرافش زراعت شد.(28) در کتاب ( مقاتل الطالبیین) هم از سختگیریها و کشتنها و عقوبتی که نسبت به زائران قبر حسین علیه السلام انجام میگرفت، مطالبی نقل شده است که انید مراجعه کنید.(29) راستی قدرتمندان غاصبی که با درخشش خیره کننده شخصیت و مزار سیدالشهدا، حنای خود را رنگ باخته میدیدند و هریت مسخ شده خویش را در معرض افشاچمییافتند، چه میاندیشیدند ؟! آیا میپنداشتند که با سختگیری بر عاشقان حسین علیه السلام،میتوانند محبت او را از دلها بیرون کنند؟
آیا خیال میکردندبا ویران کردن قبر ابا عبد الله الحسین علیه السلام راه او و خط سرخ او و مکتب سازنده و بیدارگر کربلایش را میتوانند نابود سازند؟
آیا با تخریب قبر، میتوان الهام معنوی و روحی را از تربت سیدالشهدا گرفت؟
آیا با حمله و هجوم بهمزارات معصومین، میتوان عقیده و ایمان به آنان را ز مردم سلب کرد؟
تجربهو تاریخ نشان داده است که حکام ستمگر در این مورد،هرگز موفق نبودهاند.پاورقی :
17-تاریخالشیعه،محمد حسین المظفری، ص 89، بحار الانوار،ج 45،ص 398.
18- کل منوجد تموه یرید زیاره الحسین فاقتلوه(بحار الانوار،ج 45،ص 404) 19- تتمه المنتهی، ص 241، بحار الانوار، ج 45، ص 401.
20-بحارالانوار،ج 45،ص 394.
21- تتمه المنتهی،شیخ عباس قمی،ص 240.
22- تراث کربلا،سلمان هادی الطعمه،ص 34.
23- تتمه المنتهی،ص 239.
24-اعیان الشیعه،ج 1،ص 628،تراث کربلا،ص 34;بحارالانوار،ج 45،ص 397(با اندکی اختلاف در نقل و تعبیر).
25- تتمه المنتهی،ص 241.
26- تارخی طبری(8 جلدی چاپ قاهره)ج 7،ص 365.
27- مقاتل الطالبیین،ابوالفرج اصفهانی،چاپ ایران،ص 203
سجده بر تربت امام حسین (ع)
Posted On at در ۳:۳۱ by نویسندهپدیدآورنده:محمدمهدی رضایی،
چرا در متون دینی ما بر اهمیت و فضیلت سجده بر تربت امام حسین علیهالسلام تأکید زیادی شده است؟
نماز، یکی از مهمترین اعمال عبادی و پایهای محکم برای خیمه شریعت اسلام به شمار میآید. این عمل، بر ارکانی استوار میباشد که یکی از آنها «سجده» است. سجده در هر نماز واجب و مستحب، باید گزارده شود؛ اما این که سجده کردن بر چه چیزهایی درست است، باید گفت که همه مذاهب اسلامی سجده کردن بر زمین و خاک را صحیح میدانند؛ بلکه طبق روایات رسیده از پیامبر صلیاللهعلیهوآله سجده بر خاک فضیلت بیشتری دارد.
در روایات اسلامی برگذاشتن پیشانی - به هنگامی نماز - بر خاک امر شده است و این امر، اگر واجب بودن این عمل را ثبات نکند، بیشک بر فضیلت و مطلوب بودن آن دلالت دارد. از شخصی به نام «ابوصالح» چنین نقل شده است: «روزی نزد «ام سلمه» رفتم؛ پس، یکی از برادرزادههایش وارد شد و شروع به خواندن نماز کرد؛ چون خواست به سجده رود، خاک را فوت کرد. ام سلمه گفت: ای فرزند برادر! خاک را فوت نکن؛ من شنیدم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به غلامش «یسار» که او نیز هنگام سجده کردن چنین کرد، فرمود: برای خدا، پیشانیات را بر خاک گذار».1
این تربت مقدس و ممتاز
حال که سجده کردن بر خاک برتری دارد، میپردازیم به مسئله سجده بر تربت امام حسین علیهالسلام. سرزمین کربلا همچون سرزمین مکه و مدینه، از تقدس و عظمت بالایی برخوردار است. در این باره، در کتابهای اهل سنت، روایات فراوانی نقل شده است؛ مثلاً این حدیث که میگوید: روزی امیرمؤمنان علیهالسلام از سرزمین کربلا عبور کرد و مقداری از خاک آن را برداشت؛ بویید و گریست و فرمود: «هفتاد هزار نفر از این مکان محشور میشوند و بدون حسابرسی وارد بهشت میگردند»2 یا این روایات که از ام سلمه نقل شده است؛ «یک شب پیامبر صلیاللهعلیهوآله در حالی که مضطرب بود، به بستر رفت و خوابید. آن گاه با اضطراب و نگرانی بیدار شد و دردستش خاک خون آلود بود که آن را میبوسید. گفتم: این خاک چیست، ای رسول خدا صلیاللهعلیهوآله؟ فرمود: جبرئیل به من خبر داد که این ـ و به حسین علیهالسلام اشاره کرد ـ در سرزمین عراق کشته میشود. من به او گفتم: خاک آن زمین را که قتلگاه اوست، به من نشان بده و این همان خاک است».3 آری، این سخنان در تقدیس خاک سرزمینی است که نواده معصوم پیامبر صلیاللهعلیهوآله و گُل خوشبوی او، یعنی امام حسین علیهالسلام، در آن به شهادت رسیده است.
حال اگر کسی این خاک مطهر را مُهر نماز خود قرار دهد و بر آن سجده کند، آیا جای آن هست که او را سرزنش کنیم و بر او عیب بگیریم و سجده و نمازش را نادرست بدانیم؟
این همه اصرار برای چیست؟
راستی چرا در متون دینی ما این همه بر اهمیت و ارزش تربت امام حسین علیهالسلام و فضیلت سجده کردن بر آن تأکید شده است؟ تفاوت این خاک با خاکهای دیگر در چیست و چه رازی در این خاک نهفته ا ست که سجده کردن بر آن حجابهای هفتگانه میان بنده و پروردگارش را میدرد4 و شفای دردهای جسم و جان انسان است و آن را «دوای بزرگتر»5 گفتهاند؟ برای روشن شدن مطلب و پیبردن به سرّ این سفارش مهم دینی، توجه به دو نکته زیر ضروری است:
1. هر انسان نمازگزاری میتواند برای مطمئن بودن از طهارت سجدهگاه خود، مقداری خاک را که از پاکی آن مطمئن است، با خود بردارد و هنگام نماز از آن استفاده نماید. این کار، در میان مسلمانان آغاز اسلام نیز انجام میشده و منعی نداشته است. میگویند «مسروق بن اجدع»، از راویان بزرگ اهل سنت، پارهای خشت به همراه بر میداشت و در سفرهایش، به هنگام نماز بر آن سجده میکرد.
2. در نگاه ابتدایی، همه مکانها و زمانها مانند هم هستند و میان آنها تفاوتی نیست؛ اما همین مکانها و زمانها، وقتی با مقدسات یا با امور، اشخاص و وقایع مهم تاریخی نسبتی مییابند، دارای ویژگیها و مزایایی میشوند و از دیگر مکانها و اوقات متمایز میگردند. کعبه یک چهار دیواری، مانند دیگر ساختمانهای دستساز بشری است؛ با این تفاوت که با خداوند رابطه و نسبتی یافته و «خانه خدا» نام گرفته است و همین کافی است که ما آن را دارای شأن و مرتبهای خاص، با احکام و آیینهای ویژه بدانیم که همه مسلمانان باید آنها را رعایت کنند و به جای آورند. دیگر مکانهای مقدس و تاریخی و روزهای مربوط به وقایع و رویدادها نیز چنین هستند و هر یک از جهتی اهمیت و اعتبار مییابند و در ذهنها و زبانها ماندگار میشوند.
پس از این دو نکته، اکنون میپرسیم: چه چیز پیامبر صلیاللهعلیهوآله را بر آن داشت که بر فرزندزادهاش بگرید و سوگواری کند و تربت کربلا را ببوید و ببوسد؟ چه چیز باعث شد که علی علیهالسلام هنگام عبور از کربلا، مشتی از خاک آنجا را ببوید و آن گاه آن قدر بگرید که زمین از اشکهای چشم آن حضرت خیس شود؟ این جا است که هر انسان آزادهای با اندکی تأمل به سرّ تربت مقدس کربلا و انتساب آن به خدای تعالی پی میبرد و این که آن خاک از حرمتی بزرگ برخوردار است.
بیشک، سجده بر تربتی که چنین عظمت و تقدسی دارد و از ذره ذره آن ندای تقرب به خداوند به گوش میرسد و راز بزرگی و جلال و جبروت الهی در آن نهفته است و رموز عبودیت و خضوع، به آشکارترین صورت در آن تجلی یافته، سزاوارتر است و میسزد که هر انسان مسلمانی در هنگام سجده، پیشانی بر خاکی بگذارد که آمیخته با «خون خدا»ست و مشام عاشقان فضیلت و آزادگی را مینوازد و بوی دلانگیز توحید و شهادت در راه آن را در فضای اعصار و قرون پراکنده میسازد و برای همیشه الهامبخش حریت و رادمردی و فداکاری در راه خداست.
فرجام سخن این که سجده کردن بر تربت امام حسین علیهالسلام اگرچه مورد توصیه و سفارش فراوان است، اما در نزد شیعه از واجبات به شمار نمیآید و میان آن و دیگر خاکها در جواز سجده فرقی نیست و برخلاف آن چه بعضی از جاهلان و بیخبرانِ از آرا و اندیشههای شیعه گمان کردهاند، چه بسا شیعیان در سفر و حضر از مُهر نمازهایی غیر از تربت امام حسین علیهالسلام و از دیگر چیزهایی که سجده بر آنها درست است، استفاده میکنند؛ ولی با این همه معتقدند که سجده بر آن تربت پاک و شریف، فضیلت بیشتری دارد و برای خشوع و خضوع بیشتر در برابر پروردگار یکتا، مناسبتر است.
آمار نهضت کربلا
Posted On at در ۳:۲۷ by نویسندهمنابع مقاله:
فرهنگ عاشورا، محدثی، جواد؛
نقش آمار در ارائه سیمای روشنتر از هر موضوع و حادثه،غیر قابل انکار است.لیکندر حادثه کربلا و مسائل قبل و بعد از آن،با توجه به اختلاف نقلها و منابع،نمیتوان در بسیاری از جهات،آمار دقیق و مورد اتفاق ذکر کرد و آنچه نقل شده،گاهی تفاوتهایبسیاری با هم دارد.در عین حال بعضی از مطالب آماری،حادثه کربلا را گویاتر میسازد.
به همین دلیل به ذکر نمونههایی از ارقام و آمار میپردازیم: (1) مدت قیام امام حسین«ع»از روز امتناع از بیعتبا یزید،تا روز عاشورا 175 روزطول کشید:12 روز در مدینه،4 ماه و 10 روز در مکه،23 روز بین راه مکه تا کربلا و8 روز در کربلا(2 تا 10 محرم).
منزلهایی که بین مکه تا کوفه بود و امام حسین آنها را پیمود تا به کربلا رسید18 منزل بود(معجم البلدان).
فاصله منزلها با هم سه فرسخ و گاهی پنج فرسخ بود.
منزلهای میان کوفه تا شام 14 منزل بود که اهل بیت را در حال اسارت از آنها عبوردادند.
نامههایی که از کوفه به امام حسین«ع»در مکه رسید و او را دعوت به آمدن کردهبودند 12000 نامه بود(طبق نقل شیخ مفید).
بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل در کوفه 18000 نفر،یا 25000 نفر و یا 40000 نفرگفته شده است.
شهدای کربلا از اولاد ابی طالب که نامشان در زیارت ناحیه آمده است 17 نفر.
شهدای کربلا از اولاد ابی طالب که نامشان در زیارت ناحیه نیامده 13 نفر.سه نفر همکودک از بنی هاشم شهید شدند، جمعا 33 نفر.این افراد به این صورتاند:امام حسین«ع»
1 نفر،اولاد امام حسین 3 نفر،اولاد علی«ع»9 نفر،اولاد امام حسن 4 نفر،اولاد عقیل12 نفر،اولاد جعفر 4 نفر.
غیر از امام حسین«ع»و بنی هاشم،شهدایی که نامشان در زیارت ناحیه مقدسه وبرخی منابع دیگر آمده است 82 نفرند. غیر از آنان،نام 29 نفر دیگر در منابع متاخرتر آمدهاست.
جمع شهدای کوفه از یاران امام 138 نفر.تعداد 14 نفر از جمع این جناح حسینی،غلام بودهاند.
شهدایی که سرهایشان بین قبایل تقسیم شد و از کربلا به کوفه بردند 78 نفر بودند.
تقسیم سرها به این صورت بود:قیس بن اشعث،رئیس بنی کنده 13 سر،شمر رئیسهوازن 12 سر،قبیله بنی تمیم 17 سر، قبیله بنی اسد 16 سر،قبیله مذحج 6 سر،افرادمتفرقه از قبایل دیگر 13 سر.
سید الشهدا هنگام شهادت 57 سال داشت.
پس از شهادت حسین«ع»33 زخم نیزه و 34 ضربه شمشیر،غیر از زخمهای تیر بربدن آن حضرت بود.
این ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره بر تنش افزون،حسین توست (2)
شرکت کنندگان در اسب تاختن بر بدن امام حسین 10 نفر بودند.
تعداد سپاه کوفه 33 هزار نفر بودند که به جنگ امام حسین آمدند.آنچه در نوبتاول آمد تعداد 22 هزار بودند به این صورت:عمر سعد با 6000،سنان با 4000،عروة بنقیس با 4000،شمر با 4000،شبثبن ربعی با 4000.آنچه بعدا اضافه شدند: یزید بنرکاب کلبی با 2000،حصین بن نمیر با 4000،مازنی با 3000،نصر مازنی با 2000 نفر.
سید الشهداء روز عاشورا برای 10 نفر مرثیه خواند و در شهادتشان سخنانی فرمودو آنان را دعا،یا دشمنان آنان را نفرین کرد.اینان عبارتند از:علی اکبر،عباس،قاسم،عبد الله بن حسن،عبد الله طفل شیر خوار،مسلم بن عوسجه،حبیب بن مظاهر،حر بن یزیدریاحی،زهیر بن قین و جون.و در شهادت دو نفر بر آنان درود و رحمت فرستاد:
مسلم و هانی.
امام حسین«ع»بر بالین 7 نفر از شهدا پیاده رفت:مسلم بن عوسجه،حر،واضحرومی،جون،عباس،علی اکبر،قاسم.
سر سه شهید را روز عاشورا به جانب امام حسین«ع»انداختند:عبد الله بن عمیرکلبی،عمرو بن جناده،عابس بن ابی شبیب شاکری.
سه نفر را روز عاشورا قطعه قطعه کردند:علی اکبر،عباس،عبد الرحمن بن عمیر.
مادر 9 نفر از شهدای کربلا در روز عاشورا حضور داشتند و شاهد شهادت پسربودند:عبد الله بن حسین که مادرش رباب بود،عون بن عبد الله جعفر،مادرش زینب،قاسم بن حسن مادرش رمله،عبد الله بن حسن مادرش بنتشلیل جیلیه،عبد الله بن مسلممادرش رقیه دختر علی«ع»،محمد بن ابی سعید بن عقیل،عمرو بن جناده،عبد الله بن وهبکلبی مادرش ام وهب،علی اکبر(بنا به نقلی مادرش لیلی،که ثابت نیست).
5 کودک نابالغ در کربلا شهید شدند:عبد الله رضیع شیر خوار امام حسین،عبد الله بنحسن،محمد بن ابی سعید بن عقیل،قاسم بن حسن،عمرو بن جناده انصاری.
5 نفر از شهدای کربلا،از اصحاب رسول خدا بودند:انس بن حرث کاهلی،حبیب بن مظاهر،مسلم بن عوسجه،هانی بن عروه،عبد الله بن بقطر عمیری.
در رکاب سید الشهداء،تعداد 15 غلام شهید شدند:نصر و سعد(از غلامانعلی«ع»)،منحج(غلام امام مجتبی«ع»)،اسلم و قارب(غلامان امام حسین«ع»)حرثغلام حمزه،جون غلام ابوذر،رافع غلام مسلم ازدی،سعد غلام عمر صیداوی،سالم غلامبنی المدینه،سالم غلام عبدی،شوذب غلام شاکر،شیب غلام حرث جابری،واضح غلامحرث سلمانی.این 14 نفر در کربلا شهید شدند.سلمان غلام امام حسین«ع»،که آنحضرت او را به بصره فرستاد و آنجا شهید شد.
2 نفر از یاران امام حسین«ع»روز عاشورا اسیر و شهید شدند:سوار بن منعم وموقع بن ثمامه صیداوی.
4 نفر از یاران امام در کربلا پس از شهادت آن حضرت به شهادت رسیدند:سعد بنحرث و برادرش ابو الحتوف،سوید بن ابی مطاع(که مجروح بود و محمد بن ابی سعید بنعقیل.
7 نفر در حضور پدرشان شهید شدند:علی اکبر،عبد الله بن حسین،عمرو بن جناده،عبد الله بن یزید،عبید الله بن یزید، مجمع بن عائذ،عبد الرحمن بن مسعود.
5 نفر از زنان از خیام حسینی به طرف دشمن بیرون آمده و حمله یا اعتراض کردند:
کنیز مسلم بن عوسجه،ام وهب زن عبد الله کلبی،مادر عبد الله کلبی،زینب کبری،مادرعمرو بن جناده.
زنی که در کربلا شهید شد مادر وهب(همسر عبد الله بن عمیر کلبی)بود.
زنانی که در کربلا بودند:زینب،ام کلثوم،فاطمه،صفیه،رقیه،ام هانی(این 6 نفر ازاولاد امیر المؤمنین بودند)فاطمه و سکینه(دختران سید الشهدا)رباب،عاتکه،مادر محسن بن حسن،دختر مسلم بن عقیل،فضه نوبیه،کنیز خاص حسین، مادر وهب بن عبد الله.
پینوشتها
1-بخش عمدهای از این آمار از کتاب«زندگی ابا عبد الله الحسین»،عماد زاده،«وسیلة الدارین فی انصار الحسین»،سید ابراهیم موسوی و«ابصار العین»،سماوی است.
2-محتشم کاشانی.
تقویم برگزیده
Posted On at در ۳:۱۱ by نویسنده
منابع مقاله:
ره توشه راهیان نور ویژه محرم 1379/1421 ، ؛
الف: ویژه دهه اول محرم الحرام 1421 هجری قمری
پنجشنبه 1 محرم 1421مطابق با 18 فروردین 1379 مطابق با APRIL 6
رویدادها:
- آغاز سال 1421 هجری قمری
تاریخ قمری گرچه پیش از اسلام نیز در میان برخی از ملتها از جمله عربها رایج بود، ولی پس از ظهور دین مبین اسلام، به عنوان تاریخ رسمی این دین در آمد. هماکنون این تاریخ، تاریخ مشترک بیش از یک میلیارد مسلمانان جهان میباشد.
به سال قمری، هلالی هم گفته میشود. به جهت این که قمر از هلال، یک دور خود را در مدت 29 روز 12 ساعت و 43 دقیقه میپیماید و یک سال قمری، 354 روز است. ماههای این سال، عبارتند از: محرم، صفر، ربیعالاول، ربیعالثانی، جمادی الاولی، جمادی الثانی، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذیقعده و ذیحجة.
مسلمانان، مبداء سال قمری را هجرت سرنوشتساز پیامبر اسلام حضرت محمد از مکه به مدینه قرار دادند. به همین جهت به این تاریخ، تاریخ هجری قمری میگویند.
- آغاز محاصره پیامبر اکرم و بنیهاشم در شعب ابیطالب (سال هفتم بعثت)
در سال هفتم بعثت پس از مهاجرت گروهی از مسلمانان به حبشه و تقویت مسلمانان مکه از سوی ابوطالب و حمزه، مشرکان قریش را وحشت فرا گرفت و برای جلوگیری از گسترش اسلام، انجمنی بزرگ برپا کردند و بر قتل پیامبر اسلام همدستشدند.
ابوطالب، بزرگ حامی پیامبر اکرم پس از آگاهی از تصمیم ناجوانمردانه قریش، دستور داد تمام آل هاشم و عبدالمطلب از شهر مکه کوچ نموده و در درهای که بعدا به «شعب ابوطالب» موسوم شد، سکنی گزینند. فرزندان عبدالمطلب چه مسلمان و چه غیرمسلمان بر این فرمان، گردن نهادند. جز ابولهب که تا آخر عمر بر کفرش باقی بود.
آنان سه سال در این دره خشک بهسر بردند و زندگی سختی را پشتسر گذاشتند و جز در ایام حج، نمیتوانستند از آن خارج شده و با دیگران ارتباطی برقرار کنند.
- آغاز هفته احیای امر به معروف و نهی از منکر
قال ابوالحسن الامام علی بن ابیطالب :(1)
جمعه 2 محرم 1421مطابق با 19 فروردین 1379 مطابق با APRIL 7
رویدادها:
- ورود امام حسین به سرزمین کربلا (61 ق)
امام حسین در روز ترویه یعنی هشتم ذیحجه سال 60 قمری از مکه معظمه به سوی عراق مهاجرت فرمود و پس از چند روز، لشکریان عبیدالله بن زیاد به فرماندهی حر بن یزید ریاحی با آن حضرت مواجه شده و مانع حرکت آن حضرت به سوی کوفه شدند. گرچه حر بن یزید، ماموریت داشت با امام حسین برخورد شدید نماید ولیکن رفتار وی با آن حضرت بر رفق و مدارا بود. به همین جهتحر و لشکریانش در نماز جماعت امام حسین شرکت میکردند و به خطبههای دلنشین وی گوش جان میسپردند و این دو سپاه، چند روز بدون هیچگونه مشکلی در کنار هم بودند.
اما عبیدالله بن زیاد که عطش فراوان برای جنگ با اباعبدالله الحسین داشت، نامهای به حر بن یزید نوشت و وی را مامور سختگیری بر امام حسین نمود. حر بن یزید نیز طبق فرمان، راه را بر امام حسین و یارانش مسدود نمود و آنان را به سوی منطقه خشک و بی حاصل به نام کربلا هدایت کرد و در آنجا آنان را در محاصره خویش قرار داد. قافله امام حسین چون به سرزمین کربلا رسیدند، آن حضرت پرسید:
این زمین چه نام دارد ؟ عرض کردند: کربلا.
آن حضرت تا نام کربلا را شنید، فرمود: اللهم انی اعوذ بک من الکرب والبلاء. (2)
فرمود: این، موضع کرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آیید که اینجا منزل و محل خیمههای ما است و این زمین، جای ریختن خون ما است و در این مکان قبرهای ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا مرا به این امور خبر داد.
به ناچار آن حضرت و یاران و اصحابش در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 قمری در آن سرزمین فرود آمدند و حربن یزید نیز با سپاهیانش در مقابل آن حضرت، خیمه زدند.
- شهادت آیه الله سید محمد باقر صدر و خواهر مکرمهاش بنت الهدی (1359ش)
آیه الله سید محمد باقر صدر در سال 1350 قمری در کاظمین در خانوادهای فقیر اما نابغهپرور به دنیا آمد. پدرش فقیه بزرگوار سیدحیدر و مادرش دختر شیخ عبدالحسین آل یاسین بانویی با تقوی بود. وی در 14 سالگی پدر را از دست داد و تحت کفالت برادرشقرار گرفت .وی پس از فراگرفتن مقدمات و اصول نزد اساتید آن زمان و برادرش راهی نجف اشرف شد و قبل از 20 سالگی بهمرحله اجتهاد نایل آمد و در سن 22 سالگی نخستین اثر علمی تحقیقی خود را به نام غایه الفکر فی علم اصول الفقه را به جهان علمارایه نمود و کتابهای «فلسفتنا» و «اقتصادنا» که پس از آن به رشته تحریر درآمدند سمبل قدرت نمایی ایدلوژی اسلامی در برابراندیشههای وارداتی بودند.
آیة الله صدر مساله رهبری فکری را از مساله رهبری سیاسی جدا نمیدانست و همراه فعالیتهای فکریبه فعالیتهای سیاسی و رهبری سیاسی جامعه نیز همت میگماشت و به همین دلیل وجودش خطری برای بعثیان به شمار میآمد وهمین امر باعث رنجش حاکمان بعثی عراق شد و موجب شهادت این عالم فرزانه و خواهر عالمهاش گردید. آیه الله صدرنقش ارزندهای در حمایت از انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی داشتشهادت این مرد بزرگ و خواهر مکرمهاش پس از شکنجههای فراوان در زندان های رژیم بعثی عراق در روز 19 فروردین 1359 شمسی مصادف با 24 جمادیالاولی سال 1400قمری واقع شد.
شنبه 3 محرم 1421مطابق با 20 فروردین 1379 مطابق با APRIL 8
رویدادها:
- ورود عمر بن سعد فرمانده سپاهیان یزید به سرزمین کربلا (61 ق)
پس از آنکه حر بن یزید، امام حسین و یارانش را در سرزمین کربلا در محاصره خویش قرار داد و مانع حرکت آنان گردید، عبیدالله بن زیاد عامل یزید در کوفه، فرماندهی سپاه یزید را بر عهده عمر بن سعد گذاشت. عمر بن سعد در روز جمعه سوم محرم الحرام سال 61 قمری به همراه چهار هزار نیروی جنگی وارد کربلا شد و فرماندهی را بر عهده گرفت.
عمر بن سعد پیش از واقعه کربلا، منصب حکومت «ری» را از عبیدالله گرفته بود ولیکن با پیش آمد مخالفت اباعبدالله الحسین با یزید و امتناع از بیعت و حرکت آن حضرت به سوی کوفه، عبیدالله حکومت «ری» را مشروط به خاتمه بخشیدن به قضیه امام حسین نمود. عمر بن سعد به خاطر دستیابی به حکومت منطقه وسیع ایالت «ری» (که هرگز به آن نایل نیامد) فرماندهی سپاه یزید را پذیرفت و مرتکب جنایت بزرگ غیرانسانی شد.
از روزی که عمر بن سعد وارد سرزمین کربلا شد، پیوسته لشکریانی از سوی عبیدالله بن زیاد برای وی فرستاده میشد. بنابر روایتی تا ششم محرم، متجاوز از 000/20 نفر در سپاه عمر بن سعد گرد آمدند.
- قطع رابطه سیاسی ایران با آمریکا و اظهار خرسندی حضرت امام خمینی از این رویداد(1359 ش)
3 - شهادت هنرمند بسیجی سید مرتضی آوینی (1373 ش)
6 - کشف کودتای براندازی جمهوری اسلامی ایران - معروف به کودتای نوژه - (1361 ش)
7 - آغاز عملیات «والفجر 1» از سوی رزمندگان اسلام علیه بعثیان عراق (1362ش)
8 - آغاز عملیات «بیتالمقدس 5» رزمندگان اسلام علیه متجاوزان عراق (1367ش)
سهشنبه 6 محرم 1421مطابق با 23 فروردین 1379 مطابق با APRIL 11
رویدادها:
- درگذشت دانشمند بزرگ شیعه سید محمد بن حسین، معروف به سید شریف رضی -گردآورنده کتاب شریف نهج البلاغه - (406 ق)
ابوالحسن محمد بن حسین، معروف به سید رضی در سال 359 قمری دیده به جهان گشود. پدرش ابو احمد حسین بن موسی که نسبش با چهار واسطه به امام موسی بن جعفر میرسد، از بزرگان شیعه و دارای مقام و منزلت در دولت بنیعباس و دولت آل بویه بود و پنج دوره، نقابتسادات طالبیین را بر عهده داشت. مادرش سیده فاطمه بنتحسین که نسبش با هفت واسطه به امام همام علی بن ابیطالب میرسد از بانوان مجلله و از نوادگان حسن اطروش (داعی صاحب نام علویان طبرستان) بود. برادرش سید مرتضی، از بزرگان علما و فقهای شیعه در قرن پنجم هجری قمری و صاحب تالیفات فقهی و اصولی است.
سید رضی ازجمله علمای جامع شیعه است که در زمینههای مختلف علمی و اسلامی، مجتهد مسلم و صاحب نظر بود. به ویژه در شعر و ادبیات عربی، بیهماورد بود. وی در 30 سالگی، کل قرآن را در مدت کوتاهی حفظ نمود. از آثار مهم این عالم فرزانه، کتاب شریف نهجالبلاغه است که کلمات بلاغی امام امیرالمؤمنین را در سه بخش خطبهها، نامهها و کلمات قصار گردآوری نمود.
چهارشنبه 7 محرم 1421مطابق با 24 فروردین 1379 مطابق با APRIL 2000 12
رویدادها:
- ممنوعیت استفاده ازنهر فرات برای امام حسین(ع) واصحابش ازسوی عمربن سعد (61 ق)
پس از آن که عبیدالله بن زیاد، لشکریان فراوانی برای نبرد با اباعبدالله الحسین به کربلا گسیل داشت و آن حضرت را کاملا در محاصره لشکریان خودش قرار داد، نامهای به عمر بن سعد فرمانده سپاه کربلا نوشت و به او دستور داد: به محض رسیدن نامه از حسین برای یزید بیعت بگیر، و اگر چنانچه این پیشنهاد را پذیرفت، بعد تصمیم خود را خواهیم گرفت.
در نامه دیگری که به عمر بن سعد نوشت تاکید کرد: میان حسین و آب فرات فاصله بیانداز و اجازه نده وی از آن آب استفاده کند. همان طوری که آنها عثمان بن عفان را از آب منع نمودند.
ابن سعد بلافاصله «عمرو بن حجاج زبیدی» را با پانصد سوار ماموریت داد تا مانع استفاده امام حسین و یارانش از آب فرات گردند. و این واقعه ناجوانمردانه، سه روز پیش از شهادت امام حسین بود.
البته حضرت اباالفضل العباس از تاریکی شب استفاده میکرد و برای خیمهها آب میآورد و حضرت علی اکبر با پنجاه نفر در شب عاشورا برای خیمهها آب کافی آورد. ولیکن از بامداد تا شامگاه روز عاشورا هیچگونه آبی برای امام حسین و یاران و کودکانش مهیا نشد و آنان در شدت گرما و عطش، متحمل مصائب این روز عظیم شدند.
پنجشنبه 8 محرم 1421مطابق با 25 فروردین 1379 مطابق با APRIL 13 2000
رویدادها:
- ملاقات و گفتگوی اباعبدالله الحسین با عمر بن سعد فرمانده سپاهیان یزید در کربلا در شب هشتم محرم (61 ق)
امام حسین که به هیچ صورتی راضی به وقوع نبرد و خونریزی میان مسلمانان نبود، تلاش وافر نمود تا از ایجاد درگیری و جنگ جلوگیری گردد. به همین جهت با عمر بن سعد ملاقات کرده و برای پایان دادن بحران با وی به تفاهم رسید. عمر بن سعد نامهای به عبیدالله بن زیاد نوشت و در آن، از مصالحه با اباعبدالله الحسین اظهار خرسندی کرد.
ولیکن عبیدالله بن زیاد با تحریک شدن از سوی شمر بن ذیالجوشن، نامه شدیداللحنی برای عمر بن سعد نوشت و به او دستور داد با امام حسین به سختی و شدت برخورد نماید.
- آغاز عملیات «فتح 5» از سوی رزمندگان اسلام علیه بعثیان عراق (1366 ش)
این عملیات در شمال عراق با همکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و کردهای عراقی علیه جنایتکاران حزب بعث عراق انجام گرفت که به انهدام بخشی از ماشین جنگی ارتش عراق منجر گردید.
- آغاز عملیات «نصر» رزمندگان اسلام علیه بعثیان عراق (1366 ش)
این عملیات در نوار مرزی غرب ایران انجام شد. از جمله اهداف عملیات مقابله با ضد انقلاب داخلی و کنترل تحرکات آنها بود.
جمعه 9 محرم 1421مطابق با 26 فروردین 1379 مطابق با APRIL 14
رویدادها:
- روز تاسوعای حسینی (61 ق)
عبیدالله بن زیاد که از مصالحه امام حسین با عمر بن سعد، ناخرسند بود، نامهای به این مضمون برای عمر بن سعد فرستاد: من تو را برای اصلاح میان خود و حسین نفرستادم. اکنون به محض رسیدن نامه اگر حسین به پیشنهاد ما توجه نکرد بر او حمله کن، او و یارانش را به قتل برسان و پس از کشتن، آنان را مثله نما.
پس از اینکه حسین و یاران او را کشتی بر بدنهای آنان اسب تازی کن. من میدانم پس از کشته شدن، اسب راندن بر بدنهای آنان فایدهای ندارد ولیکن چون از زبانم جاری شده است، باید انجام دهی و اگر چنانچه به این حرفها توجه کنی در نزد ما عزیز و محترم هستی و اگر میل نداری با حسین جنگ کنی از فرماندهی لشکر معزول خواهی بود و کارها را به شمر بن ذیالجوشن واگذار کن و او مامور است فرمان ما را اجرا کند.
شمر بن ذیالجوشن نامه عبیدالله را روز نهم محرم به عمر بن سعد رسانده و به وی گفت: اکنون یا امر امیرت را اجرا کن و یا لشکر را به من سپار. عمر بن سعد گفت: تو لیاقت فرماندهی نداری، من در مقام امارت لشکر خواهم ماند و تو هم از پیادگان سرپرستی کن.
عمر بن سعد در غروب روز نهم، فرمان حمله به سوی خیمههای امام حسین و یارانش را صادر کرد و یکدفعه بیش از 000/30 تن نیروی مسلح به طرف اردوگاه امام حسین هجوم آوردند.
امام حسین از طریق برادرش اباالفضل العباس از آنان پرسید: چه میخواهید و این چه هیاهویی است که به راه انداختید؟ عمر بن سعد پاسخ داد: از طرف امیر، عبیدالله بن زیاد دستور رسیده که شما را برای اطاعت از وی دعوت کنیم و اگر اجابت نکنید با شما جنگ نماییم.
حضرت ابوالفضل برگشت و جریان را به امام حسین اطلاع داد. امام حسین برادرش را دوباره فرستاد و فرمود: به این جمعیت بگویید امشب به ما مهلت دهند تا نماز بیشتر بخوانیم و با خدای خویش راز و نیاز کرده و دعا و استغفار کنیم. ابوالفضل العباس این موضوع را با سپاه دشمن در میان گذاشت. آنان پس از امتناع و اختلاف، سرانجام این درخواست را پذیرفتند و شب عاشورا را به امام حسین و یارانش مهلت دادند.
- جواب رد ابوالفضل العباس به اماننامه شمر بن ذیالجوشن (61 ق)
شمر بن ذیالجوشن در عصر روز نهم محرم، چون دید که عمر بن سعد مهیای نبرد با امام حسین است، به نزدیک خیام حسینی آمد و بانگ زد که فرزندان خواهرم کجایند؟ منظورش حضرت عباس و سه برادرش به نامهای عبدالله، جعفر و عثمان بود که از فرزندان فاطمه امالبنین بودند که آن مجلله از قبیله بنیکلاب و شمر هم از همین قبیله بود.
امام حسین که صدای شمر را شنید، به برادرانش دستور داد که جواب شمر را بدهند. اگر چه او فاسق است ولیکن با شما قرابت و خویشی دارد. حضرت عباس به همراه سه برادرش به نزد شمر رفتند. شمر برای آنان، اماننامهای آورده بود، مشروط بر اینکه دست از یاری امام حسین بردارند و سپاهش را ترک گویند.
حضرت عباس بن علی فرمود: بریده باد دستهای تو و لعنت باد بر امانی که برای ما آوردهای. ای دشمن خدا ما را امر میکنی که دست از برادر و مولای خویش برداریم و سر در طاعت ملعونان در آوریم. آیا ما را امان میدهی ولی برای پسر رسول خدا امانی نیست ؟ شمر از شنیدن این پاسخ دندانشکن، خشمناک شد و به لشکرگاه خویش برگشت.
شنبه 10 محرم 1421مطابق با 27 فروردین 1379 مطابق با APRIL 15
رویدادها:
- واقعه خونین عاشورا و شهادت حضرت امام حسین در کربلا (61 ق)
پس از آنکه امام حسین شب عاشورا را مهلت گرفت، تمام این شب را به نماز تهجد، نیایش و مناجات، قرائت قرآن و گفتگو با اصحاب و اهل بیت : خود گذرانید. هنگامی که بامداد روز عاشورا دمید و نماز صبح را به جماعت برگزار کردند، از صبح این روز تا شامگاه حوادث مهمی در سرزمین کربلا روی داد که در تاریخ اسلام و تاریخ بشریت، ماندنی و جاودانه شده است. در این روز، دو سپاه در برابر یکدیگر قرار گرفتند که فاصله میان آنان گرچه از نظر فیزیکی بسیار نزدیک ولیکن از نظر روحی و معنوی تفاوت بسیار بود، فاصلهای بین ابتدا و انتهای آفرینش، تفاوتی بین تمام جهل و کفر و نفاق و تمام ایمان و تقوا.
به همین جهت امام حسین درباره اصحاب خویش در شب عاشورا فرمود: همانا من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود نمیدانم و اهل بیتی از اهلبیتخود نیکوتر ندانم. خداوند شما را جزای خیر دهد.
در اینجا رویدادهای این روز را به طور اجمال بیان میکنیم:
1) امام حسین لشکریانش را به این شرح تنظیم نمود: زهیر بن قین به فرماندهی بخش میمنه، حبیب بن مظاهر به فرماندهی بخش میسره، و پرچم سپاه را به دست برادرش عباس سپرد. تعداد یاران امام حسین در بامداد عاشورا، 32 نفر سواره و 40 تن پیاده بودند.
و به روایتی تعداد پیادگان 82 تن بود و به روایت دیگر از امام محمد باقر ، تعداد سوارگان 45 تن و تعداد پیادگان 100 تن بودهاند. اما سپاه عمر بن سعد که تعدادشان حداقل 6000 نفر بود (ولی به روایات دیگر 000/20 یا 000/22 و حتی 000/30 نفر هم گفته شده است) در میمنه، عمرو بن حجاج زبیدی و در میسره، شمر بن ذیالجوشن و بر سوارگان، عروة بن قیس و بر رجاله و ریش سفیدان، شبث بن ربعی قرار داشتند و پرچم سپاه به دست «درید» غلام عمر بن سعد بود.
2) امام حسین پیش از شعلهور شدن نائره جنگ، بر مرکبی سوار شد و در مقابل سپاه دشمن قرار گرفت و برای آنان خطبه بلیغی ایراد نمود و آنان را از اقدام به جنگ و خونریزی و متابعت باطل برحذر داشت. گرچه سخنان پندآمیز امام حسین در قلوب سیاه اکثریتسپاه دشمن، تاثیر مثبتی برجای نگذاشت، ولیکن تعداد اندکی را از خواب غفلت بیدار کرد و آنان را از کرده خویش پشیمان ساخت. معروفترین شخصیتی که در روز عاشورا، سپاه دشمن را رها کرد و به سپاه نور پیوست، حر بن یزید ریاحی بود که به اتفاق پسر و برادر خویش پس از پیوستن به امام حسین با دشمنانش به نبرد برخاستند.
3) پس از خطبه امام حسین ، جنگ گروهی بین دو سپاه با تیرانداختن عمر بن سعد به سوی خیمههای امام حسین آغاز گشت و ساعتی به طول انجامید و شهامت و دلیری یک سپاه کمتر از صد تن در مقابل یک سپاه سیهزار نفری، تماشایی و غیرقابل توصیف بود. در حمله اولی،پنجاه نفر از یاران امام حسین به شهادت رسیده و از دشمن نیز صدها تن به هلاکت رسیدند.
4) پس از فروکش کردن حمله گروهی، نبرد انفرادی آغاز گردید که بیتردید برتری سپاهیان امام حسین که با کمال ایمان و یقین میجنگیدند بر سپاهیان عمر بن سعد که در کمال شک و تردید، مجبور به جنگ شده بودند، هویدا بود. در این مرحله یاران امام حسین با اجازه آن حضرت، از یکدیگر سبقت میگرفته و پس از جنگ با دشمن به شهادت میرسیدند.
5) به هنگام ظهر، امام حسین با اندک یار باقیمانده خویش، به نماز ایستاد و دشمن (که از نماز، همیشه وحشت داشته و دارد) آن حضرت را از دور تیرباران کردند.
6) پس از نماز، باقی مانده یاران امام حسین یکی پس از دیگری به میدان رفته و به درجه شهادت نایل آمدند. معروفترین اصحاب ویارآن حضرتکه شربتشهادتنوشیدند عبارتند از: حضرت عباسبنعلی قاسم بن حسن ، عبدالله بن مسلم، عبدالله بن حسن، ابوبکر بن حسن، شوذب و عابس بن ابیشبیب، حنظله بن اسعد، نافع بن هلال، زهیر بن قین، ابوثمامه صیداوی، مسلم بن عوسجه، علی بن مظاهر، حبیب بن مظاهر، بریر بن خضیر، وهب بن عبدالله، حر بن یزید ریاحی و...
7) عصر عاشورا پس از شهادت همه یاران و اصحاب امام حسین آن حضرت لباس رزم به تن پوشید و عازم جهاد شد. ابتدا لشکریان عمر بن سعد را برای چندمین بار، پند و موعظه نمود و آنان را به جدا شدن از صفوف جنگطلبان و خونآشامان عبیدالله بن زیاد دعوت کرد. پس از آن، با آنان به نبرد برخاست و تعداد زیادی را به خاک هلاکت رسانید.
سرانجام پلیدان کربلا، آن حضرت را محاصره کرده و به طرز فجیعی وی را به شهادت رساندند. گرچه تعدادی از منافقان درشهادت آن حضرت مشارکت داشتند ولیکن شمر بن ذیالجوشن، سر آن حضرت را از بدن جدا کرد.
8) پس از شهادت امام حسین خیمههای اهل بیت : را غارت کردند و فرومایگان از برداشتن هیچ چیزی دریغ نکردند. حتی پوست گوسفندی را که امام زینالعابدین در شدت تب و بیماری روی آن، خوابیده بود، به غارت بردند.
9) پس از غارت خیمهها، به دستور عمر بن سعد، خیمهها را آتش زدند و زنان و کودکان امام حسین و بازماندگان شهدا به بیابانها پراکنده شدند.
10) تعداد 10 نفر از منافقان بر بدنهای امام حسین و یارانش، اسب راندند.
11) بازماندگان اهل بیت : را برای اسارت آماده کردند.
12) عمر بن سعد پس از شهادت امام حسین ، سر آن حضرت را به «خولی» سپرد تا به تعجیل به نزد عبیدالله بن زیاد در کوفه برساند.
13) سرهای سایر شهدا را نیز از بدن جدا کردند و آنها را بین سران قبایل تقسیم کرده و به سرپرستی شمر به کوفه فرستادند تا در نزد عبیدالله، تقرب جویند.
- کشته شدن عبیدالله بن زیاد به دست ابراهیم بن مالک اشتر فرمانده سپاهیان مختار بن ابیعبیده ثقفی (67 ق)
در روز عاشورای سال 67 قمری، شش سال پس از واقعه کربلا، درست همان روزی که سپاهیان یزید به فرمان عبیدالله بن زیاد، فاجعه خونین کربلا را به وجود آورده بودند و امام حسین و یارانش را مظلومانه به شهادت رسانده بودند، لشکریان عبدالملک بن مروان به فرماندهی عبیدالله بن زیاد و لشکریان مختار بن ابیعبیده ثقفی به فرماندهی ابراهیم بن مالک اشتر در ساحل «نهر خاذر» در چهار فرسخی شهر «موصل» با هم به نبرد پرداختند و از طرفین تعداد بیشماری کشته شدند.
سرانجام لشکریان شام با از دست دادن هفتاد هزار تن، رو به هزیمت نهاده و طعم تلخ شکست را پذیرا شدند. مهمترین حادثه این نبرد، کشته شدن عبیدالله بن زیاد (فرمانده لشکریان شام) به دست ابراهیم بن مالک اشتر بود که با یک ضربتشمشیر، از کمر به دو نیم شد و به هلاکت رسید.
پینوشتها
1 - نهج البلاغه، کلمات قصار 31
2 - بحار الانوار، ج 44، ص 381، ح 2.
روز شمار قیام کربلا
Posted On at در ۲:۵۸ by نویسندهمنابع مقاله:
فرهنگ عاشورا ، محدثی، جواد؛
در این قسمت،حوادثی را که در ارتباط با نهضت عاشورا در شام،مدینه،کوفه،مکه،کربلا و...به ترتیب زمانی اتفاق افتاده است،میآوریم:
15 رجب 60 هجری:مرگ معاویه در شام و نشستن یزید به جای پدر.
28 رجب 60:رسیدن نامه یزید به والی مدینه مبنی بر بیعت گرفتن از حسین«ع»ودیگران.
29 رجب 60:فرستادن ولید،کسی را سراغ سید الشهدا و دعوت به آمدن برایبیعت،دیدار امام حسین«ع»از قبر پیامبر و خدا حافظی،سپس هجرت از مدینه،همراه بااهل بیت و جمعی از بنی هاشم.
3 شعبان 60:فرستادن ولید،کسی را سراغ سید الشهدا و دعوت به آمدن برای بیعت،دیدار امام حسین«ع»از قبر پیامبر و خداحافظی،سپس هجرت از مدینه،همراه با اهل بیتو جمعی از بنی هاشم.
ورود امام حسین«ع»به مکه و ملاقاتهای وی با مردم.
10 رمضان 60:رسیدن نامهای از کوفیان به دست امام،توسط دو نفر از شیعیان کوفه.
15 رمضان 60:رسیدن هزاران نامه دعوت به دست امام،سپس فرستادن مسلم بنعقیل به کوفه برای بررسی اوضاع.
5 شوال 60:ورود مسلم بن عقیل به کوفه،استقبال مردم از وی و شروع آنان به بیعت.
11 ذی قعده 60:نامه نوشتن مسلم بن عقیل از کوفه به امام حسین و فراخوانی بهآمدن به کوفه.
8 ذی حجه 60:خروج مسلم بن عقیل در کوفه با چهار هزار نفر،سپس پراکندگیآنان از دور مسلم و تنها ماندن او و مخفی شدن در خانه طوعه.تبدیل کردن امام حسین«ع»
حج را به عمره در مکه،ایراد خطبه برای مردم و خروج از مکه همراه با 82 نفر از افرادخانواده و یاران به طرف کوفه. دستگیری هانی،سپس شهادت او.
9 ذی حجه 60:درگیری مسلم با کوفیان،سپس دستگیری او و شهادتش بر بامدار الاماره کوفه،دیدار امام حسین با فرزدق در بیرون مکه.
ذی حجه 60:بر خورد امام حسین«ع»با حر و سپاه او در منزل«شراف».
ذی حجه 60:دریافت مجدد خبر شهادت مسلم بن عقیل و قیس بن مسهر در منزل«عذیب الهجانات».
2 محرم 61:ورود امام حسین«ع»به سرزمین کربلا و فرود آمدن در آنجا.
3 محرم 61:ورود عمر سعد به کربلا،همراه چهار هزار نفر از سپاه کوفه و آغازگفتگوی وی با امام برای وادار کردن آن حضرت به بیعت و تسلیم شدن.
5 محرم 61:ورود شبثبن ربعی با چهار هزار نفر به سرزمین کربلا.
7 محرم 61:رسیدن دستور از کوفه بر ممانعتسپاه امام از آب،ماموریت پانصدسوار دشمن بر شریعه فرات به فرماندهی عمرو بن حجاج.
9 محرم 61:ورود شمر با چهار هزار نفر به کربلا،همراه با نامه ابن زیاد به عمر سعد،مبنی بر جنگیدن با حسین«ع»و کشتن او،و آوردن امان نامه برای حضرت عباس«ع»و حملهمقدماتی سپاه عمر سعد به اردوگاه امام و مهلتخواهی امام برای نماز و نیایش در شب عاشورا.
10 محرم 61:درگیری یاران امام با سپاه کوفه،شهادت امام و اصحاب،غارتخیمهها،فرستادن سر مطهر امام به کوفه، توسط خولی.
11 محرم 61:حرکتسپاه عمر سعد و نیز اسرای اهل بیت از کربلا به کوفه،پس ازآنکه عمر سعد بر کشتههای سپاه خود نماز خواند و آنان را دفن کرد و اهل بیت را برشترها سوار کرده به کوفه برد.
1 صفر 61:ورود اسرای اهل بیت«ع»از کربلا به دمشق.
20 صفر:بازگشت اهل بیت«ع»از سفر شام به مدینه.
روز شمار قیام کربلا
در این قسمت،حوادثی را که در ارتباط با نهضت عاشورا در شام،مدینه،کوفه،مکه،کربلا و...به ترتیب زمانی اتفاق افتاده است،میآوریم:
15 رجب 60 هجری:مرگ معاویه در شام و نشستن یزید به جای پدر.
28 رجب 60:رسیدن نامه یزید به والی مدینه مبنی بر بیعت گرفتن از حسین«ع»ودیگران.
29 رجب 60:فرستادن ولید،کسی را سراغ سید الشهدا و دعوت به آمدن برایبیعت،دیدار امام حسین«ع»از قبر پیامبر و خدا حافظی،سپس هجرت از مدینه،همراه بااهل بیت و جمعی از بنی هاشم.
3 شعبان 60:فرستادن ولید،کسی را سراغ سید الشهدا و دعوت به آمدن برای بیعت،دیدار امام حسین«ع»از قبر پیامبر و خداحافظی،سپس هجرت از مدینه،همراه با اهل بیتو جمعی از بنی هاشم.
ورود امام حسین«ع»به مکه و ملاقاتهای وی با مردم.
10 رمضان 60:رسیدن نامهای از کوفیان به دست امام،توسط دو نفر از شیعیان کوفه.
15 رمضان 60:رسیدن هزاران نامه دعوت به دست امام،سپس فرستادن مسلم بنعقیل به کوفه برای بررسی اوضاع.
5 شوال 60:ورود مسلم بن عقیل به کوفه،استقبال مردم از وی و شروع آنان به بیعت.
11 ذی قعده 60:نامه نوشتن مسلم بن عقیل از کوفه به امام حسین و فراخوانی بهآمدن به کوفه.
8 ذی حجه 60:خروج مسلم بن عقیل در کوفه با چهار هزار نفر،سپس پراکندگیآنان از دور مسلم و تنها ماندن او و مخفی شدن در خانه طوعه.تبدیل کردن امام حسین«ع»
حج را به عمره در مکه،ایراد خطبه برای مردم و خروج از مکه همراه با 82 نفر از افرادخانواده و یاران به طرف کوفه. دستگیری هانی،سپس شهادت او.
9 ذی حجه 60:درگیری مسلم با کوفیان،سپس دستگیری او و شهادتش بر بامدار الاماره کوفه،دیدار امام حسین با فرزدق در بیرون مکه.
ذی حجه 60:بر خورد امام حسین«ع»با حر و سپاه او در منزل«شراف».
ذی حجه 60:دریافت مجدد خبر شهادت مسلم بن عقیل و قیس بن مسهر در منزل«عذیب الهجانات».
2 محرم 61:ورود امام حسین«ع»به سرزمین کربلا و فرود آمدن در آنجا.
3 محرم 61:ورود عمر سعد به کربلا،همراه چهار هزار نفر از سپاه کوفه و آغازگفتگوی وی با امام برای وادار کردن آن حضرت به بیعت و تسلیم شدن.
5 محرم 61:ورود شبثبن ربعی با چهار هزار نفر به سرزمین کربلا.
7 محرم 61:رسیدن دستور از کوفه بر ممانعتسپاه امام از آب،ماموریت پانصدسوار دشمن بر شریعه فرات به فرماندهی عمرو بن حجاج.
9 محرم 61:ورود شمر با چهار هزار نفر به کربلا،همراه با نامه ابن زیاد به عمر سعد،مبنی بر جنگیدن با حسین«ع»و کشتن او،و آوردن امان نامه برای حضرت عباس«ع»و حملهمقدماتی سپاه عمر سعد به اردوگاه امام و مهلتخواهی امام برای نماز و نیایش در شب عاشورا.
10 محرم 61:درگیری یاران امام با سپاه کوفه،شهادت امام و اصحاب،غارتخیمهها،فرستادن سر مطهر امام به کوفه، توسط خولی.
11 محرم 61:حرکتسپاه عمر سعد و نیز اسرای اهل بیت از کربلا به کوفه،پس ازآنکه عمر سعد بر کشتههای سپاه خود نماز خواند و آنان را دفن کرد و اهل بیت را برشترها سوار کرده به کوفه برد.
1 صفر 61:ورود اسرای اهل بیت«ع»از کربلا به دمشق.
20 صفر:بازگشت اهل بیت«ع»از سفر شام به مدینه.
روز شمار قیام کربلا
در این قسمت،حوادثی را که در ارتباط با نهضت عاشورا در شام،مدینه،کوفه،مکه،کربلا و...به ترتیب زمانی اتفاق افتاده است،میآوریم:
15 رجب 60 هجری:مرگ معاویه در شام و نشستن یزید به جای پدر.
28 رجب 60:رسیدن نامه یزید به والی مدینه مبنی بر بیعت گرفتن از حسین«ع»ودیگران.
29 رجب 60:فرستادن ولید،کسی را سراغ سید الشهدا و دعوت به آمدن برایبیعت،دیدار امام حسین«ع»از قبر پیامبر و خدا حافظی،سپس هجرت از مدینه،همراه بااهل بیت و جمعی از بنی هاشم.
3 شعبان 60:فرستادن ولید،کسی را سراغ سید الشهدا و دعوت به آمدن برای بیعت،دیدار امام حسین«ع»از قبر پیامبر و خداحافظی،سپس هجرت از مدینه،همراه با اهل بیتو جمعی از بنی هاشم.
ورود امام حسین«ع»به مکه و ملاقاتهای وی با مردم.
10 رمضان 60:رسیدن نامهای از کوفیان به دست امام،توسط دو نفر از شیعیان کوفه.
15 رمضان 60:رسیدن هزاران نامه دعوت به دست امام،سپس فرستادن مسلم بنعقیل به کوفه برای بررسی اوضاع.
5 شوال 60:ورود مسلم بن عقیل به کوفه،استقبال مردم از وی و شروع آنان به بیعت.
11 ذی قعده 60:نامه نوشتن مسلم بن عقیل از کوفه به امام حسین و فراخوانی بهآمدن به کوفه.
8 ذی حجه 60:خروج مسلم بن عقیل در کوفه با چهار هزار نفر،سپس پراکندگیآنان از دور مسلم و تنها ماندن او و مخفی شدن در خانه طوعه.تبدیل کردن امام حسین«ع»
حج را به عمره در مکه،ایراد خطبه برای مردم و خروج از مکه همراه با 82 نفر از افرادخانواده و یاران به طرف کوفه. دستگیری هانی،سپس شهادت او.
9 ذی حجه 60:درگیری مسلم با کوفیان،سپس دستگیری او و شهادتش بر بامدار الاماره کوفه،دیدار امام حسین با فرزدق در بیرون مکه.
ذی حجه 60:بر خورد امام حسین«ع»با حر و سپاه او در منزل«شراف».
ذی حجه 60:دریافت مجدد خبر شهادت مسلم بن عقیل و قیس بن مسهر در منزل«عذیب الهجانات».
2 محرم 61:ورود امام حسین«ع»به سرزمین کربلا و فرود آمدن در آنجا.
3 محرم 61:ورود عمر سعد به کربلا،همراه چهار هزار نفر از سپاه کوفه و آغازگفتگوی وی با امام برای وادار کردن آن حضرت به بیعت و تسلیم شدن.
5 محرم 61:ورود شبثبن ربعی با چهار هزار نفر به سرزمین کربلا.
7 محرم 61:رسیدن دستور از کوفه بر ممانعتسپاه امام از آب،ماموریت پانصدسوار دشمن بر شریعه فرات به فرماندهی عمرو بن حجاج.
9 محرم 61:ورود شمر با چهار هزار نفر به کربلا،همراه با نامه ابن زیاد به عمر سعد،مبنی بر جنگیدن با حسین«ع»و کشتن او،و آوردن امان نامه برای حضرت عباس«ع»و حملهمقدماتی سپاه عمر سعد به اردوگاه امام و مهلتخواهی امام برای نماز و نیایش در شب عاشورا.
10 محرم 61:درگیری یاران امام با سپاه کوفه،شهادت امام و اصحاب،غارتخیمهها،فرستادن سر مطهر امام به کوفه، توسط خولی.
11 محرم 61:حرکتسپاه عمر سعد و نیز اسرای اهل بیت از کربلا به کوفه،پس ازآنکه عمر سعد بر کشتههای سپاه خود نماز خواند و آنان را دفن کرد و اهل بیت را برشترها سوار کرده به کوفه برد.
1 صفر 61:ورود اسرای اهل بیت«ع»از کربلا به دمشق.
20 صفر:بازگشت اهل بیت«ع»از سفر شام به مدینه.